آمدن روس ها به رامیان در جنگ جهانی اول + تصاویر
تعداد بازدید تعداد بازدید: 270 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 2:36 ق.ظ، دوشنبه، 30 شهریور، سال 1394 نظرات بدون نظر

پس از آغازجنگ جهانی اول، روسیه قسمتی از خاک ایران را به تصرف خود در آورد و از طرف گنبد کاووس وارد ایران شد و پس از آن به منطقه آزادشهر فعلی رسیدند و سپس بعد از چند روز اقامت از راه تیلان به رامیان می رسند.

Golestanema24به گزارش رادکانا،جنگ جهانی اول در اروپا به بهانه کشته شدن ولیعهد اتریش در سال 1914 میلادی شروع شد. آغاز این نبرد با حضور کشورهای روس، فرانسه و انگلیس به نام « دول متفق» و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان « دول محور» و پیوستن عثمانی، ایتالیا و ژاپن به گروه‌های متخاصم، جهان را درگیر نبرد بزرگ و خانمانسوزی کرد و میدان جنگ گسترش یافته و به آسیا هم رسید. به لحاظ موقعیت استراتژیکی ایران و اهمیت آن برای متحدین و متفقین، هر کدام از نقطه‌ای وارد سرزمین ایران شدند و سرانجام، این کشور آسیایی نیز به مناسبت موقعیت ژئوترمولتیکی دور از معرکه نماند و لطماتی شدید از لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر آن وارد شد.

پس از آغازجنگ جهانی اول، روسیه قسمتی از خاک ایران را به تصرف خود در آورد و از طرف گنبد کاووس وارد ایران شد و پس از آن به منطقه آزادشهر فعلی رسیدند که اسم قدیمی آنها به نام های خیابان گنبد و اطراف پمپ بنزین (پو ملو) می گفتند ( پو ملواسم گیاهی است که در ان منطقه رویش داشته ) و میدان مرکزی فعلی یورونجاله می گفتند( نام علفی است که در آن منطقه رشد می کرد) روسها در این میدان اردو زدند و این محل را رامیانها ( اردو دوشن) گذاشتند...

پس از آن که در محل ذکر شده مستقر شدند یکی از رامیانها که در ازدار تپه چوپانی می کرد برای چرای گاوهایش به منطقه نظامی روسها نزدیک می شود روسها در محل پل فعلی بازار روز آزادشهر که اسمش ( پل ارکک اولن) بوده به این مرد که اسمش «میرزای یازرلو» دایی حاج مرتضی صادقلو رئیس قرض الحسنه، ایست میدهند ولی به علت ناشنوا بودنش به ایست روسها توجه نمی کند و آنها اقدام به تیر اندازی می کنند و او را به قتل می رسانند و پس از آن متوجه می شوند که وی ناشنوا بوده و جسد را به صاحبان آنها تحویل می دهند.

پس از چند روز اقامت در منطقه «اردو روشن» از طریق جنگل در «بندو» (محل فعلی پارک شهر آزادشهر به 17 هکتار جنگل بود) و از راه سنگر تیلان به رامیان می آیند.

رامیانها از ترس حمله به کوه ها پناه می برند، فرمانده قشون روسها به مردم پیغام میدهد نترسید و فرار نکنید ما با شما کاری نداریم. بعد از پیام فرمانده، قشون مردم احساس امنیت کرده به خانه های خود بر می گردند.

در خواست فرمانده روسها این بود که برای حمل بار و بنه قوای نظامی از منطقه «اردو روشن» به طرف خراسان فعلی نیاز به اسب چی ( آتجی) دارند و مردم رامیان را به اجبار به طرف خراسان می برند.

کسانی که در این سفر روسها را همراهی می کنند به نام های حاج رجبعلی یازرلو ( پدر بزرگ نویسنده) یار محمد (کپک) رمضان بای(کپک) حسن بای(کپک) محمد ولی صادقلوو حسین یازرلو پدر بزرگ استادشعبان و جمعی دیگر از مردم رامیان به حدود بیست آتچی با خودشان می برند.

پس از طی مسافتی به منطقه ای در جنگل های گلستان فعلی می رسند و شب می شود و همگی برای استراحت اطراق می کنند حاج رجبعلی یازرلو به بهانه آب دادن اسبش، برای شناسایی منطقه از یک گذرگاه ( به ترکی حالم) می گویند می رود و قبلا آن جا را شناسایی کرده به نزد دوستانش می آید و می گوید من می خواهم امشب فرار کنم هر کسی می خواهد با من بیاید، بعضی از دوستانش با او همراهی می کنند.

در نیمه های شب که همه در خواب بودند با بستن نمد به پای اسب ها اقدام به فرار می کنند نگهبانها متوجه فرار آنها می شوند به سوی آنها تیر اندازی می کنند تا آن موقع حاج رجبعلی و دوستانش از منطقه دور می شوند و هیچ اتفاقی نمی افتد و به رامیان می آیند.

روز بعد رامیانهای باقی مانده با قوای روس به طرف مشهد حرکت می کنند در راه اسب های آنها می میرند و روسها آن ها را رها کرده، بندگان خدا پس از چند ماه از شهر ها و روستاهای اطراف نیشابور و سبزوار، روستا به روستا با لباس های پاره، گدایی کرده و خودشان را به شاهرود و از راه شاهرود و اولنگ به رامیان می رسانند.

بزرگان قدیمی رامیان از طرف راست جان محمد بای پدر علیرضا، حاج احمد حبیبیان پدر بوذر،حاج نوروز بای پدرعباس، عبداله رجبلو ملک علی، ملک علی رجبلو، حاج رجبعلی یازرلو، نفر پشت خم شده حسین ملکعلی.(سیزده بدر)

rajabb2

rajabb1

نویسنده: رحمت یازرلو

انتهای پیام/

ارسال نظر