آیا امام حسن به خواست مردم صلح کرد؟/ تنها گذاشتن ولی و دنیا زدگی مهمترین دلایل صلح
تعداد بازدید تعداد بازدید: 152 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 12:23 ب.ظ، شنبه، 13 تیر، سال 1394 نظرات بدون نظر

امام (ع) می فرمایند: به خدا سوگند، من از آن جهت کار را به او(معاویه) سپردم که یاوری نداشتم. اگر یاوری می‌داشتم شبانه روز با او می جنگیدم تا خداوند میان من و آنان حکم کند.

299493_800به گزارش رادکانا، اخیرا در حساب کاربری منتسب به رئیس محترم جمهور مطلبی به نقل از ایشان درباب صلح امام حسن و نسبت آن با امروز بیان شده که در ادامه می خوانید:
روحانی گفت: امام حسن(ع) به ما یاد دادند که باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت.
با توجه به این گفتار بد ندیدیم که دلایل صلح امام با معاویه را از بیان شیوای خودشان پی بگیریم و باز بخوانیم احادیث ایشان را:
امام مجتبى(علیه السلام) در پاسخ شخصى که به صلح آن حضرت اعتراض کرد، عوامل و موجبات اقدام خود را چنین بیان نمود:
 من به این علت حکومت و زمامدارى را به معاویه واگذار کردم که اعوان و یارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر یارانى داشتم شبانه روز با او مى جنگیدم تا کار یکسره شود. من کوفیان را خوب مى شناسم و بارها آنها را امتحان کرده ام. آنها مردمان فاسدى هستند که اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پیمان هاى خود پایبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مى کنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند.
آنگاه امام افزود: اگر یارانى داشتم که در جنگ با دشمنان خدا با من همکارى مى کردند، هرگز خلافت را به معاویه واگذار نمى کردم، زیرا خلافت بر بنى امیه حرام است.
امام در برابر اعتراضها به صلح هم می‌فرمود: «سوگند به خدا! حکومت را به معاویه نسپردم؛ مگر اینکه یارانی نیافتم.»
در جای دیگری امام (ع) می فرمایند: به خدا سوگند، من از آن جهت کار را به او(معاویه) سپردم که یاوری نداشتم. اگر یاوری می‌داشتم شبانه روز با او می جنگیدم تا خداوند میان من و آنان حکم کند.
دنیا طلبی مردم
امام حسن در جایی درباره وعده امن و آسایش در زیر سایه بنی امیه خطاب به مردم امیدوار فرمودند: به خدا سوگند (اگر به علت سستى و بی وفایى شما) ناگزیر شوم زمامدارى مسلمانان را به معاویه واگذار کنم، یقین بدانید زیر پرچم حکومت بنى امیه هرگز روى خوش و شادمانى نخواهید دید و گرفتار انواع اذیت ها و آزارها خواهید شد.
هم اکنون گویى به چشم خود مى‏ بینم که فردا فرزندان شما بر در خانه فرزندان آنها ایستاده و درخواست آب و نان خواهند کرد؛ آب و نانى که از آن فرزندان شما بوده و خداوند آن را براى آنها قرار داده است، ولى بنى امیه آنها را از در خانه خود رانده و از حق خود محروم خواهند ساخت».
امام فرمود: معاویه ما را به چیزی فراخوانده است که عزت و عدالت در آن نیست. اگر زندگی دنیا را می‌خواهید، می‌پذیریم و این خار در چشم را تحمل می‌کنیم و اگر مرگ را بخواهید آن را در راه خدا ارزانی می‌داریم.» راوی می‌گوید: همه فریاد زدند: «بل البقیه و الحیاه.»
رفتار مردم نسبت به صلح
امام صادق علیه السلام نیز درباره صلح جد بزرگوارشان با معاویه و رفتار مردم چنین فرموده اند: حسن بن على علیهماالسلام پس از آن که به جانش سوء قصد شد و پیروانش از در ناسازگارى با وى در آمدند ، کار را به معاویه واگذاشت . آنگاه شیعیانش به آن حضرت چنین سلام کردند : «سلام بر تو اى خوارکننده مؤمنان!» . حضرت فرمود : من خوارکننده مؤمنان نیستم ، بلکه عزّت بخش مؤمنانم . وقتى دیدم شما در برابر دشمن قدرتى ندارید ، کار را به او واگذاشتم تا من و شما در میان آنان باقى بمانیم ؛ همچنان که آن عالِم (خضر) کشتى را سوراخ کرد تا براى صاحبانش باقى بماند ، و اینچنین [است حکایت ]من و شما تا در میان آنها باقى بمانیم./فردا
بحارالانوار،  ج 44، ص 147؛
احتجاج،  ص 157.
جلأالعیون، قم ج 1، ص 345-346.
ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه ج 16، ص 28.
سیره پیشوایان، ص 110.
.بحارالانوار، ج 44، ص 21
.احتجاج، طبرسی، ج 2، ص 71
.بحارالانوار، ج 44، ص 147،
.بحارالانوار، ج 85، ص 212).
انتهای پیام/
ارسال نظر