احقاق حقوق آموزشی کودک به قیمت ازاله حقوق اخلاقی! / ردی بر ادعای حقوقی بودن سند ۲۰۳۰
تعداد بازدید تعداد بازدید: 56 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 9:40 ق.ظ، شنبه، 31 تیر، سال 1396 نظرات بدون نظر

مرجع کنوانسیون حقوق کودک آنگونه سخن می‎گویند که خود را مدافع حقوق کودک و دیگران را مخالف حقوق آموزشی کودک معرفی می‎کنند و با الفاظ وعبارات حق مأبانه،‌ فضای روانی جامعه را در جهت همسوسازی با خود آماده می‎کنند!.

به گزارش سریس سیاسی رادکانا به نقل از گلستان ما؛ این روزها بحث تأمین حقوق آموزشی کودک برای پوشش آموزش جنسی کودکان در دوره ابتدایی بر اساس اراده یونسکو در کشورمان داغ است، مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک با حرکتی شتابزده و پنهانی درصدد ترویج فرهنگ هالیوودی غرب است که بدون توجه به اسناد بالادستی، مبانی قانون اساسی، منشور سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، قداست ارزش‎های دینی و صراحت نظرصائب وفصل الخطاب مقام ولایت، دغدغه فرهنگی جدیدی را برای جمهوری اسلامی فراهم کرده است.

عوامل کنوانسیون آنگونه سخن می‎گویند که خود را مدافع حقوق کودک و دیگران را مخالف حقوق آموزشی کودک معرفی می‎کنند و با الفاظ وعبارات حق مأبانه،‌ فضای روانی جامعه را در جهت همسوسازی با خود آماده می‎کنند.

عباراتی پرجاذبه‎ای چون:

– برای آموزش مسائل جنسی به کودکان غفلت شده است .

‎- باید توجه داشت، حقوق کودک با رویکرد حق‎مدارانه نه فقط دلسوزانه ادا می‎شود.

– سند حقوق کودک جزو پذیرفته‎ترین اسناد است که همه کشورها به جز آمریکا در اجرای این سند هم‌پیمان شدند.

– نگاه دلسوزانه خوب است اما چارچوبی برای ارزیابی ندارد.

– کودک حق آموزش دارد، حق داشتن هویت دارد،

– کمیته‎های «حقوقی و قضایی»، «پایش و ارزیابی»، «آموزش و اطلاع‎رسانی» و «حمایتی و هماهنگی» باید در استان شکل بگیرد.

– درباره سند 2030 چه بازخوردی صورت گرفت؟ و چه انتقاداتی که نسبت به آن شد؟ که اینها – ناشی از عدم آگاهی نسبت به آموزش مسائل جنسی است!.

عقلانیت چه می‎گوید ؟

آموزه‎های دینی چه می‎گوید؟

چه باید کرد؟ چه سطحی از آموزش جنسی  و با چه روشی به کودک مجاز است؟

*«آگاهی جنسی کودک نه آموزش جنسی»/ نادیده گرفتن ارزش‎های اخلاقی و اعتقادی کودک را با پدیده‎های بی‎حیایی و بی‎عفتی مأنوس می‎کند

اولاٌ بهتر است بگوییم «آگاهی جنسی کودک نه آموزش جنسی»، چرا که هدف اصلی، تربیت و آماده‎سازی کودک برای واکنش پیرامونی است نه آموزش برای کنش وعمل جنسی با کارکرد اصلی غرایز جنسی . چون کودک قبل از بلوغ، عمل جنسی ندارد و بازیها و تفریحات جنسی کودک جنبه تقلیدی دارد و حاصل تحرکات و بد آموزی‎های محیطی است.

کودک کارکرد آلات جنسی را در حد دفع ادرار و مدفوع می‎داند و به کارکرد جنسی از نظر زاد و ولد، لذت و شهوت وقوفی ندارد، گرچه سئوالاتی برایش پیش می‎آید که قابل توجیه و توضیح است، اما احساس شهوانی ندارد، لذا ضرورتی برای آشنایی کودک نسبت به کارکرد غریزی و شهوانی وجود ندارد.

ثانیاٌ نادیده گرفتن ارزش‎های اخلاقی و اعتقادی و توجه دادن کودک به اندام‎های تناسلی با کارکردهای شهوانی،کودک را با پدیده‎هایی چون بی‎حیایی، بی‎عفتی، هنجارشکنی، بی‎بند و باری مأنوس می‎کند.

همچنانکه نمی‎شود کارگاه آموزشی زنده آمیزش و زناشویی متداول در بعضی از کشورها را برای آموزش جنسی والدین در کشورمان راه‎اندازی کرد، نمی‎توان برای کودکان ابتدایی هم چنین فعالیتی را تعریف کرد و این به معنای محروم کردن کودکان از حقوق آموزشی نیست.

*آیا در کنار تأمین حقوق آموزشی کودک توجه به حقوق اخلاقی کودک ضروری نیست؟

با وجود مرزشکنی‎های اینگونه‎ای یونسکو با نظر رفع محدودیت‎های آموزشی، موضع دبیرمرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک در ایران چیست؟

مع الوصف، آگاهی جنسی برای کودکان قبل از بلوغ، در حد تأمین امنیت در مواجهه با اتفاقات محیطی و سوء استفاده‎های جنسی و توجیه ذهنیت در پاسخ به سئوالات کنجکاوانه مجاز است، لذا نوع و سطح آگاهی در خور اهمیت است و گام‎های معقول و منطقی را طلب می‎کند.

*محرم‎ترین و مطمئن‎ترین عنصر برای تربیت جنسی کودکان والدین هستند

چهارگام برای ارتقاء آگاهی جنسی کودکان:

گام اول: «آموزش والدین»

بر اساس نظر پیاژه کودک تا یازده سالگی در دوره عینی و غیر انتزاعی است همه رفتار کودک تقلیدی است چون یادگیری کودک تا ۱۱ ساگی زمینه تقلیدی دارد اصلاح رفتار پدر و مادر و اطرافیان در محیط خانواده اولین گام در آموزش جنسی کودکان است.

باید والدین آموزش لازم را برای برخورد درست جنسی با کودکان ببینند و از طرفی محرم‎ترین و مطمئن‎ترین عنصر برای تربیت جنسی کودکان والدین هستند و در مدرسه بویژه در دوره ابتدایی، بهتر است در چارچوب ارزش‎های اخلاقی و اعتقادی در راستای ارتقاء فرهنگی کودکان با هدایت‎های گفتاری و رفتاری و تذکرات انضباطی و مراقبت‎های امنیتی  برنامه‎ریزی شود.

*قبل از آموزش مسائل جنسی، آموزش زمینه‎های اخلاقی و اعتقادی متناسب با سن و جنس کودک را باید تجویز کرد

گام دوم: «تقدم آموزه‎های اخلاقی»

قبل از آموزش مسائل جنسی، می‎توان آموزش زمینه‎های اخلاقی و اعتقادی متناسب با سن و جنس کودک را تجویز کرد، آموزش آموزه‎های اخلاقی و اعتقادی از قبیل؛ « بد یا خوب بودن، گناه یا صواب داشتن، زشت یا زیبا بودن، دوست داشتن یا دوست نداشتن» و بایدها و نبایدهای اخلاقی و اعتقادی ‎می‎تواند کودک را به ارزش‎های مثبت مطابق عقل و شرع  عادت دهد  واین عادت مثبت با ایجاد نفرت از گناه و پرهیز از بدی‎ها و پلیدی‎ها در حد قابل توجهی در افکار و رفتار کودک مصونیت ایجاد می‎کند.

گام سوم: «آگاهی به اقتضای نیاز»

در نگاه قرآن نسبت به آگاهی جامع عالمانه و حکیمانه  در دو سوره صراحت دارد:

« و لمّا بلغ اشدّه آتیناه حکماٌ و علماٌ » و چون (یوسف)  به سن  «اَشُدَّ»؛ شدت بلوغ رسید ما به او حکمت و علم دادیم.  ۲۲/یوسف

« ولمّا بلغ اشدّه واستوی آتیناه حکماٌ و علماٌ »، و چون (موسی) به سن «اَشُدَّ» وَ « استَوی » ( شدت بلوغ و استقرار. اعتدال) رسید ما به او حکمت و علم  دادیم. ۱۴/قصص

*کودک تا هنگام مواجه نشدن به سن بلوغ، نیاز به دانش جنسی فراتر از سن ندارد

معنای سخن خالق هستی چیست؟ آموزش و آگاهی مستلزم توجه به زمان است یعنی کودک تا هنگام مواجه نشدن به سن بلوغ، نیاز به دانش جنسی فراتر از سن ندارد و به محض رسیدن به سن بلوغ خداوند این قابلیت را به او عطا می‎کند، در واقع قابلیت فهم و درک به نیازهای جنسیتی، برای مدیریت جنسی است که او را به انحراف نکشاند و برای بقای نسل آماده سازد.

این بدان معنا نیست که قبل از این زمان تمهید مقدمات نشود بلکه نوجوان و جوان باید آمادگی شناختی در ورود به این دوره خطرناک و جلوگیری از سوءاستفاده‎های جنسی را داشته باشد، اما سطح این آگاهی چه باشد مهم است، نمی‎توان در حد آگاهی بزرگسالان به کودک دانش جنسی داد و میدانی برای تجربه جنسی فراهم کرد، لذا مبنای دریافت آموزش جنسی برای پاسخگویی به سائق‎ها و برآوردن نیازهای جنسی  است.

و از نظر دکتر شریعتمداری استاد فقید تعلیم و تربیت ایران، اصول تعلیم و تربیت با توجه به هدف‎های صحیح تربیتی،   باید قابل فهم برای متربی، با توجه به افکار، عقاید و متناسب با رشد و ترقی فرد و موافق با ایده‎آل‎های اجتماعی جامعه تهیه و تنظیم شود.

گام چهارم: «آموزش غیر مستقیم»

برای تامین امنیت و توجیه ذهنیت جنسی کودک روش‎های متنوعی وجود دارد در این ارتباط می‎توان به مشاوران تربیتی و روان‎شناسان مراجعه کرد و پاسخ‎های اقناعی برای کودک بسیار فراوان وجود دارد.

برای مثال، اگر در جریان یک مهمانی، کودکی علت دست ندادن پدر به مهمان زن و دست ندادن مادر به مهمان مرد را پرسید می‎توان گفت:

«این کار گناه دارد و خدا دوست ندارد زن و مرد نامحرم به یکدیگر دست دهند با این پاسخ معمولاٌ کودکان متقاعد می‎شوند.» البته این امر مستلزم رواج آموزه‎های دینی و اخلاقی در خانواده است.

و ضرورتی ندارد که بگوییم « نتیجه دست دادن انتقال انرژی جنسی از کسی به کسی می‎شود و این انتقال انرژی موجب لذت جنسی می‎شود و این لذت جنسی عامل تحریک‎کننده‎ای برای نزدیک شدن و گاهی بروز خلاف‎های جنسی می‎شود.»

لذا حتی‎الامکان نباید به تحلیل قابلیت‎های جنسی با کارکردهای التذاذی و شهوانی اشاره کرد، اینگونه استدلال‎های علمی برای گروه سنی غیر ممیز چندان ضرورتی ندارد، بهتر است بسنده کنیم به دادن آگاهی برای تأمین امنیت و توجیه ذهنیت، نه فلسفه لذت و تجربه کثرت.

انتهای پیام/

ارسال نظر