امید جوانان به خشت های دیوار مذاکرات/جوانان از مذاکرات چه می خواهند؟
تعداد بازدید تعداد بازدید: 334 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 8:45 ب.ظ، دوشنبه، 29 تیر، سال 1394 نظرات بدون نظر

بعد از تمام رفت و آمـــدهایی که بـر سر مذاکرات هسته ای پیش آمد، نکته ای که بسیار حایز اهمیت می نمود، امید و نشاطی بود که در میان ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، به وجود آمد. امید و نشاطی که دانسته یا نادانسته باعث افزایش امید در جامعه شد. پس از اعلان توافق ایران و وین…

142473_536به گزارش سرویس سیاسی رادکانا، بعد از تمام رفت و آمـــدهایی که بـر سر مذاکرات هسته ای پیش آمد، نکته ای که بسیار حایز اهمیت می نمود، امید و نشاطی بود که در میان ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، به وجود آمد. امید و نشاطی که دانسته یا نادانسته باعث افزایش امید در جامعه شد. پس از اعلان توافق ایران و وین، هر دو شاهد شور و شعف فراوانی شد. فراوانی این نشاط تا حدی بود که خیابان های تهران را تا پاسی از شب بیدار نگاه داشته بود. بیداری از جنس خوبی و سرور و شادی.

نذر برای توافق
ایرانیان بسیاری، از چند روز قبل از اعلان توافق تا روز موعود، روبروی هتل کوبورگ تا نیمه های شب بیدار می ماندند و منتظر رسیدن خبری از پشت درهای بسته کوبورگ بودند. بالکنی که رفت و آمدهای بسیاری را رقم زد و کورسوهای امید را با آمدن هر یک از دیپلمات ها به آن در دل شان می نشاند.

شاید رفتن به میان ایرانیان می توانست گره از این حضور را باز کند. محمد یکی از همان ایرانی هایی است که سال ها در وین زندگی می کند. وی در گفتگو با خبرنگار ابتکار گفت: از خدا می خواهم که این توافق صورت بگیرد و تمامی تحریم های علیه ایران برداشته شود. سال های سال است که ایران، تحریم را به خود دیده است و این می تواند باعث کم شدن امید در بین مردم به خصوص جوانان شود. مریم به میانه حرفش می دود و می افزاید: نذر کرده ام که توافق انجام شود. من در وین زندگی می کنم ولی دلم برای مردم ایران و جوانانش می تپد.

حالت نرمال در طول دو سال
در ایران، هم چشم امید بسیاری به توافق هسته ای بود. توافقی که مُهر امید را بر صفحه زندگی مردم می کوباند. در میان هلهله و شادی و نشاط مردم، بهانه ای که می توانست راه ارتباطی را نزدیک تر کند، موضوع امید جوانان بعد از توافق بود. سپیده – س در گفتگو با خبرنگار روزنامه ابتکار می گوید: به نظر من، امید در طبقات مختلف خیلی فرق دارد. در برخی از طبقات پایین هم نمی توان این امید را به خوبی سنجید.

البته اکثر مردم عادت کرده اند، همه چیز را آنی بخواهند در صورتی که این مورد اصلا با عقل جور در نمی آید؛ مثلا یک کارآفرین باید کارش راه بیفتد تا بتواند برای جوانان کار راه بیاندازد. خود آقای کری در مصاحبه های مطبوعاتی اش گفت که مردم ایران، بین 2 تا 6 ماه متوجه می شوند که زندگی شان تغییر کرده است. شما اگر دقت کرده باشید، متوجه می شوید که در آمریکا با آن عظمتش با بروز بحران های اقتصادی، همه کارهایش خوابید. من می گویم که کم کم 2 سال طول می کشد تا همه چیز به حالت نرمال دربیاید.

سرعت تغییر
کمی آن طرف تر، آنجایی که شادی و نشاط ضرباهنگ بیشتری می گیرد، دختران و پسرانی که «دل در گرو این مرز و بوم دارند» شادمانه برای ایران دست می زنند. افسانه – م در ایـــن میان یکی از همان هایی است که به یمن اعلام توافق هسته ای، شادمانه می خندد. وی در گفتگو با خبرنگار روزنامه ابتکار می گوید: با داستان توافق مذاکرات هسته ای این بحث ورود شرکت ها و سرمایه گذاری های خارجی است که حس امنیت ایجاد می کند و زمینه ساز برای کار خواهد بود. شما اگر نگاه کنید می بینید که تورم همیشه بوده است. فقط سرعتش تغییر می کند. وقتی می گویند که تورم را مهار کرده اند، یعنی سرعتش را توانسته اند کنترل کنند.

اتفاقی که باید بیفتد
شاید شنیدن خبرهایی از آن سمت، گوش بسیاری از کارآفرین های را هم به سمت و سویی می کشاند که بتوانند راهکارهایی را برای شکوفا کردن حوزه کاری پیش پای بسیاری از جوانان بگذارند. مسعود، یکی از کارآفرینان جوان است. وی در گفتگو با خبرنگار روزنامه ابتکار می گوید: آمدن امثال کارآفرین ها و کسانی که به نوعی بنگاهی برای تولید کار دارند، باعث می شود که تمام کارفرماهایی که به نوعی مجبور به تعدیل نیروهای شان شده اند، دوباره افراد از کار مانده را برگردانند. اگر من نوعی، به عنوان کارآفرین، امید نداشته باشم، چه کنم؟ این اتفاق باید بیفتد و چیزی نیست که به امید ربط داشته باشد. مگر اینکه مسایلی پیش بیاید و نگذارند این اتفاق بیفتد. اگر اقتصاد مدیریت بشود، این اتفاق خواهد افتاد و جوان ها سر کار می روند. اصلا تصور کنید، پول بیاید و در بانک بگذارند، چه اتفاقی می افتد؟

هیچ! اگر سرمایه ها بیاید و اقتصاد مدیریت شود، این امیدها بالا می رود. این کارآفرین در پاسخ به این سئوال که شما به این قضیه چطور نگاه می کنید، می گوید: طبیعتا در میان مدت می تواند نتایج مثبتی داشته باشد وگرنه در کوتاه مدت نمی توان تاثیری از این توافقات را دید. اصلا زمان می برد که خود این تحریم ها، برداشته شود.

امنیت مهم تر از اشتغال
یکی از مباحثی که بیشتر در این زمان تکرار می یابد، رفع ناامیدی نسبت به آینده است. بسیاری معتقدند این اتفاق باعث زنده شدن امید در بین جوانان و از بین رفتن سرخوردگی می شود. روندی رو به بهبودی که انتظار آن از پیشتر هم می رفت. طیبه در این رابطه به ابتکار می گوید: به نظر من چشم امید مردم به بحث اشتغال نبود.

بحث امنیت در این میان بیشتر مطرح می شد. شاید نگرانی مردم بیشتر از نابسمانی هایی در مرز بود. بحثی که دکتر ظریف بسیار روی آن تاکید می کرد، هم پیمانی جهت جلوگیری از تروریسم و داعش و … بود. نکته ای مهم برای در هم شکستن توسعه تروریسم. در کل جوانان که خوشحالی کردند، اجتناب از جنگ و نفاق و ارتباط بین المللی در دنیا مطرح می شود و دیگری در مورد اشتغال نمی توان گفت همان لحظه درست شود بلکه رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی مدنظرشان بود. ولی در نهایت باید گفت که در این میان امید بیشتر شد.

امید به خدا و خود مرصاد، از همان جوان های بیست و یک ساله ای است که رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه پرند می خواند. وی می گوید: به عنوان یک جوان باید بگویم که درست است که ما جوان ها خیلی سریع می خواهیم ولی در این سال ها، به این رشد و بلوغ رسیدیم که برای رسیدن به پیشرفت ها صبر کنیم.

من به راحتی می توانم بگویم که به هیچ امیدی ندارم فقط به خودم امید دارم. به این فکر نمی کنم که تحریم ها باید برداشته شود چون تنها امیدی که دارم به خدا و خودم است. باید به خودم اعتماد داشته باشم. رسیدن به بازار اشتغال بالا و والا بستری می خواهد و باید فراهم شود. جامعه ای که تحت تحریم است، بستری برای آرامش ندارد. رشته مکانیک را که انتخاب کردم می دانستم که بازار کاری خوبی دارد.

من اول بازار کار را سنجیدم. البته یک سری موانع وجود دارد. مثلا ما می خواستیم که یک کارگاه بزنیم و دستگاهی را باید از چین وارد می کردیم. در صورتی که همین دستگاه با بهترین کیفیت در آلمان موجود بود ولی به خاطر تحریم ها و نبود ارتباط با آلمان، نتوانستیم به آن دستگاه دست پیدا کنیم. شما فرض کنید که می خواهید محصولی ارائه کنید، به بدترین شکل ممکن به خورد مردم بدهید. در صورتی که می توانستیم با بالاترین کیفیت فراهم آوریم.

فرهنگ سازی هسته ای
در این میان بودند کسانی که به بحث تبادل فرهنگی و رشد گفتمان در فضای مذاکراتی که هسته ای را با خود یدک می کشید، چشم دوخته بودند. مذاکراتی که فرهنگ سازی، مهم ترین مساله اجتماعی اش به نظر می رسید. فرهنگ گفتگو و به اصطلاح خط بطلان بر شاخ و شانه کشیدن ها، شاخصه مهمش به حساب می آمد. به گزارش خبرنگار اعزامی ابتکار به وین،همین امر توانست بزنگاه هایی را برای فرهنگ مردم ایران، به ارمغان آورد. مدیریت گفتمان و حل و فصل کردن مشکلات با گفتگو کردن. شاید بهترین تعبیر این باشد که حتی گفتمان سازنده در بین جوانان هم رشد خوبی پیدا کرد.

ارسال نظر