بحران هویتی گریبانگیر زنان و دختران جوان/ توجه بیش از حد به مُد برای رسیدن به خودباوری
تعداد بازدید تعداد بازدید: 70 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 5:22 ب.ظ، چهارشنبه، 10 خرداد، سال 1396 نظرات بدون نظر

انسان، زیباپسند بوده و گرایش به انواع زیبایی‌ها مانند زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن و خود آراستن، از فطرت انسان سرچشمه می‌گیرد، اما در این میان آنچه اهمیت بیشتری دارد، نگه داشتن حریم‌ها و خارج نشدن از اعتدال در این زیباپسندی است.

به گزارش سرویس اجتماعی رادکانا؛ پوشش ظاهری افراد خیلی اوقات به دیگران می‌گوید که در مورد آن‌ها چه فکری کنند؛ بطور مثال یک جوان پوششی دارد که به دیگران می‌گوید من فردی آزاد هستم و همه چیز برای من روتین بوده و خیلی بی هدف هستم و مثلا تی شرتی بر تن دارد که خیلی گشاد بوده و یک طرفش افتاده است.

در واقع این فرد دارای چارچوب و سیستم خاصی نیست و زمانی که با این پوشش وارد یک سازمان شود او را جدی نمی‌گیرند، چون با ظاهرش می‌گوید که هیچ چیز برایش مهم نیست.

ما بر اساس ظاهر افراد می‌توانیم نگرشی جدید در مورد آن‌ها داشته باشیم و برعکس این قضیه هم ممکن است یعنی من با پوششی که اختیار می‌کنم می‌توانم به دیگران بگویم در موردم چه فکری کنند و چه نگرشی داشته باشند.

مرجان محمدیان دکترای روانشناسی عمومی با اشاره به این که پوشش و ظاهر بصورت کاملا مستقیم در هویت افراد نقش دارند، بیان کرد: در بحث روان اولین آیتمی که می‌گوید ارتباط و نگرش دیگران در مورد ما چگونه است یکی زبان بدن و دیگری ظاهر است که یکی از زیرمجموعه‌های ظاهرپوشش افراد محسوب می‌شود.

وی افزود: بطور مثال زمانی که یک میوه را می‌بینیم که گرد و نارنجی بوده و پوست آن دارای دانه‌های ریز متعددی است نگرشمان این خواهد بود که این میوه پرتقال است وشاید وقتی آن را باز می‌کنیم پلاستیکی یا پیوندی یا هر چیز دیگری باشد.

وی ادامه داد: پس ظاهر افراد بر این که ما چه نوع استنباط، فکر و قضاوتی در مورد آن‌ها کنیم، بسیار موثر بوده و برای اینکه تثبیت هویت داشته باشیم ابتدا باید روی ظاهر خود فکر و کارکنیم.

محمدیان با بیان این که اولین زمینه هویت پذیرش جنسیت است، گفت: اگر فرد هویت خود را بپذیرد که زن است یا مرد بنابراین نوع حرکات و لباسهایی که برای خود انتخاب می‌کند متناسب با زن یا مرد بودن او خواهد بود.

وی تصریح کرد: بعد از این مرحله زیرمجموعه‌های هویت شامل نگرش‌ها و ایدئولوژی‌های ما می‌شود که من نوعی چه سبک زندگی را قبول دارم.

** نوع پوشش بیانگر میزان قانونمندی
انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرایش چهره، بیان گر بسیاری از مسائل است وافرادی که لباسهایی می‌پوشند که با چارچوب‌های خاصی همراه است به دیگران می‌گویند که من قانونمندم و چارچوب دارم و اتاق محیط روانم خیلی بسته است و هر کسی اجازه ورود به آن را ندارد.

این دکترای روانشناسی عمومی با اشاره به این که اکثر افرادی که در سازمان‌ها فعالیت می‌کنند دارای پوشش یکسان هستند، اظهار کرد: اغلب بیمارستان‌ها یا شرکتهای خصوصی برای این که بگویند ما بسیار قانونمند هستیم و در ناخودآگاه ذهن دیگران این نگرش را ایجاد کنند که دارای چارچوب هستند و تخلفی از آن‌ها مشاهده نخواهد شد، از پوشش یکسان برای تمامی پرسنل خود استفاده می‌کنند.

وی اضافه کرد: لباس فرم سازمان‌ها و ارگان‌ها در واقع نشان دهنده مقیاس و چارچوب‌های آنهاست به این معنی که افراد نمی‌توانند به هر شکلی که می‌خواهند باشند و به این طریق نگرش آن سازمان را به کل جامعه معرفی می‌کنند.

** قبول نداشتن باور‌ها و اعتماد به نفس پایین
بررسی مصرف و مصرف گرایی، به عنوان پدیده‌ای تک بعدی، نتیجه بخش نخواهد بود. متخصصان علوم اجتماعی معتقدند که میان هویت و مصرف، رابطه مستقیمی وجود دارد. هویت، جهت دهنده به سبک زندگی و الگوی مصرف است. از سوی دیگر، در سالهای اخیر شاهد مصرف گرایی افراطی در میان برخی از دختران جوان جامعه ایرانی بوده ایم. مصرفی که نمایانگر منزلت و جایگاه این قشر در جامعه به حساب آمده است.

محمدیان با بیان این که در سال‌های اخیر شاهد افزایش عمل‌های زیبایی و استفاده بیش از حد معمول از لوازم آرایشی بین زنان و دختران جوان هستیم، گفت: علت این مساله آن است که افراد خود واقعیشان را قبول ندارند و این به خیلی از مسائل باز می‌گردد و برای هر کس منحصر به فرد است.

به گفته وی این مساله برای برخی مربوط به تجربه دوران کودکی می‌شود و برای برخی به رفتار والدین باز می‌گردد و در واقع خیلی از عوامل می‌تواند فرد را به جایی برساند که از خود واقعی اش راضی نباشد؛ در نتیجه این افراد سعی می‌کنند به خودِ آرمانی برسند و این خودِآرمانی را جامعه تعریف می‌کند.

این دکترای روانشناسی عمومی تصریح کرد: این افراد می‌خواهند بدانند که جامعه چه چیزی را می‌پسندد و متفاوت بودن یکی از این موارد است در نتیجه با خود می‌گویند که من باید با بقیه متفاوت باشم و زیاده روی کردن در مصرف مثلا لوازم آرایشی و عمل‌های زیبایی (که در اصطلاح عام گفته می‌شود این افراد اعتماد به نفس پایینی دارند) حاصل قبول نداشتن باورهایی است که خود فرد دارد.

وی عنوان کرد: اعتماد به نفس پایین داشتن یعنی قبول نداشتن باورهایی که خود فرد دارد و نهایتا رو می‌آورد به چیزهایی که دوست دارد آنطور باشد مثلا از ظاهر صورت خود این باور را دارد که زیبا نیست و رو می‌آورد به آن چیزی که دوست دارد آن شکلی باشد و مثلا تزریق ژل و عمل‌های زیبایی انجام می‌دهد.

** از بین بردن تعارضات فکری و ظاهری
از روی رنگ بندی‌ها و پوشش و نظم در چیدمان لباس کاملا می‌توان در مورد شخصیت افراد قضاوت کرد، اما نکته مهم این است که قضاوت نادرست نکنیم چرا که شاید ظاهر فردی اّشفته باشد، اما در درون آدم منظمی باشد که این نوع افراد دچار تعارض شده اند یعنی تعارضی بین خودِ واقعی و خود ِآرمانی که جامعه تامین می‌کند، دارند.

محمدیان در خصوص قضاوت افراد در مورد یکدیگر بر اساس پوشش و ظاهری که برای خود انتخاب می‌کنند، بیان کرد: اگر کسی قضاوت نادرست درمورد شما کرد، مقصر اصلی خودتان هستید، چون وقتی شخص دچار تعارض است و تکلیفش با آن چیزی که می‌خواهد باشد، روشن و مشخص نیست در نتیجه سبب می‌شود دیگران قضاوت نادرستی در مورد او داشته باشند.

وی افزود: یعنی خودِ آرمانی مد می‌شود و من آن چیزی می‌شوم که جامعه دوست دارد، اما خود واقعی من این نیست مثلا شخص پوششی را انتخاب می‌کند که در جامعه مد و فراوانی آن زیاد شده است و این ظاهر را برای خود درست کرده و دیگران هم بر اساس آن ظاهر در مورد او قضاوت می‌کنند و حتی ممکن است فکر کنند که آیا می‌توانند به راحتی به حریم خصوصی او وارد شوند یا نه؟

به گفته این دکترای روانشناسی عمومی گاهی در دختران و پسران جوان این مورد دیده می‌شود که بر اساس مد از افکاری که دارند، فاصله می‌گیرند و زمانی که افراد بواسطه نوع پوششان به آن‌ها نزدیک شده و خواهان برقراری ارتباط هستند آن‌ها را پس زده و می‌گویند ما اینگونه نیستیم و در مورد ما بد قضاوت می‌کنید و این امر حاصل فاصله زیاد بین خودِ واقعی من و خودِ آرمانی است.

وی تاکید کرد: باید بدانیم در خصوص نوع قضاوت‌ها مشکل مخاطب شما نیست بلکه تعارضی است که شخص در خود ایجاد کرده است؛ بنابر این یا ظاهرمان را شبیه افکارمان کنیم یا افکارمان را شبیه ظاهرمان کنیم که دیگران دچار قضاوت نادرست نشوند و ما هم دچار اشتباه و ناراحتی نشویم واین بهترین حالتی است که یک فرد می‌تواند در ارتباطات خود رعایت کند.

محمدیان با بیان این که آدم‌ها برای این که خودِ آرمانی داشته باشند نیاز به یک تصویر ذهنی دارند که مد نامیده می‌شود گفت: افرادی که به دنبال خودِ آرمانی هستند، می‌خواهند بدانند که چه کسانی در شرف دیده شدن هستند و حتی توجه نمی‌کنند افرادی که در شرف دیده شدن هستند مخاطبانشان چه کسانی هستند و خیلی از کسانی که این کار‌ها را انجام می‌دهند، مخاطبانی دارند که خودِ آرمانی را نمی‌پسندند و در نتیجه باز فرد تن‌ها می‌ماند و باعث می‌شود که اعتماد به نفسش پایین بیاید.

** مد همیشه برای افراد مفید نیست
کلمه مد یک علامت آماری است و زمانی که در جامعه‌ای فراوانی یک موضوع زیاد می‌شود به آن مد گویند و تعیین کننده آن خود افراد هستند.

این دکترای روانشناسی عمومی با بیان این که آن چه که مد شود قاعدتا برای افراد مفید نخواهد بود، تصریح کرد: مثلا زمانی ویروس آنفولانزا در جامعه شیوع پیدا می‌کند یعنی فراوانی آن بالا رفته است و نمی‌گوییم داشتن آن مد است، چون به ضرر اشخاص است، پس هر چیزی که فراوانی آن در جامعه زیاد شد قاعدتا به نفع افراد نیست و مفید و مثمر ثمر نخواهد بود.

وی با اشاره به این مطلب که انسان موفق کسی است که هنجاریابی از جامعه انجام داده و خود را با محیط تطبیق می‌دهد؛ تاکید کرد: افرادی که باهوش بوده و به تفکر بالایی می‌رسند، کسانی هستند که انطباق با محیطشان بالاست و سازگار می‌شوند یعنی زمانی که مثلا میخواهند وارد یک سازمان شوند با چارچوب‌های مد نظر آن ارگان واردش می‌شوند حال چه در کشور خودشان باشند چه در کشوری دیگر.

به گفته محمدیان فردی که نظمی در پوشش خود ندارد قاعدتا نمی‌تواند نظمی را دریک سازمان ایجاد کند وافرادی که برای گزینش استخدام چه در ارگان‌های دولتی و چه درمحیط‌های خصوصی می‌روند، فردی که کار گزینش را انجام می‌دهد در ابتدا به ظاهر افراد توجه می‌کند و از ظاهرشان به نگرش آن‌ها پی می‌برد.

وی با بیان این که خودانگاره‌ها همان باورهای انسان هستند، اظهار کرد: افرادی که بی نظمی در افکار و باورهایشان دارند دارای آشفتگی هایی هستند که در پوشش آن‌ها نمایان است، اما افرادی که در حالت نظم به سر می‌برند و خیلی به آن اهمیت می‌دهند، لباسهای اتو کشیده و مرتب می‌پوشند و رنگهای لباسشان هماهنگ است، چون باورهای منظمی دارند و در محیط هم به دنبال نظم می‌گردند تا احساس آرامش کنند.

** پوشش نشان دهنده درون یک فرد است
اگر خیلی بی نظم باشی یعنی خیلی فرد آشفته‌ای هستی مثلا فردی که بر اثر افسردگی شدید یا ضربه‌های دوران کودکی مبتلا به اعتیاد شده است و گوشه خیابان مشاهده می‌شود آیا جز این است که او را با پوششی نامنظم می‌بینیم و در درون خود فکر میکنیم که این شخص چطور می‌تواند اینگونه باشد و به دلیل آن است که باورهایش بهم ریخته در نتیجه ظاهر ش. هم خوب نیست.

این دکترای روانشناسی عمومی با بیان این که پوشش نشان می‌دهد که در درون یک فرد چه خبر است. خاطرنشان کرد: افراد موفق سعی می‌کنند حتی اگر در درون خود بهم ریختگی داشته باشند در ظاهرشان که معرف آن‌ها به دیگران است نظم را رعایت کرده و آن بهم ریختگی را در ظاهر خود نشان ندهند.

گزارش از زهرا رحیمی

انتهای پیام/

ارسال نظر