جایگزین بی حاشیه ی «در حاشیه»/ آیا شمعدونی یک سریال ضدخانواده است؟
تعداد بازدید تعداد بازدید: 459 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 5:08 ب.ظ، پنج شنبه، 7 خرداد، سال 1394 نظرات ۲ نظر

ماجراهایی که در سریال اتفاق می‌افتد، در واقع شکل اغراق شده و طنزِ همان ماجراهای روزانه‌ای است که معمولاْ با آنها روبرو هستیم. بیماری، سوءتفاهم، سرقت، تصادف، میهمانی و… شمعدونی اتفاق جدیدی را با خود همراه ندارد. یک طنز درجه دو که برای خنداندن مخاطب متوسل به کلیشه‌های خسته کننده‌ می‌شود تا طبق معمول به عدم رعایت شئون خانوادگی بخندیم.

293331_541به گزارش رادکانا، با اتمام پرحاشیه‌ی کار «در حاشیه» در تلویزیون، سریال «شمعدونی» به کارگردانی «سروش صحت» آنتن ساعت 21 شبکه سوم سیما را به خود اختصاص داد. سریال طنزی که قرار است تا پیش از ماه مبارک رمضان میهمان خانواده‌های ایرانی باشد. اما سریال جدید سروش صحت نه تنها چیز جدیدی برای گفتن نداشت، بلکه خیلی عجیب درگیر کلیشه‌هایی شده است که مخاطبان تلویزیونی به پخش آن عادت کرده‌اند.

داستان از چه قرار است؟

سریال شمعدونی روایت ساده‌ای است از زندگی یک جمع خانوادگی کوچک. ماجراهایی که در سریال اتفاق می‌افتد، در واقع شکل اغراق شده و طنزِ همان ماجراهای روزانه‌ای است که معمولاْ با آنها روبرو هستیم. بیماری، سوءتفاهم، سرقت، تصادف، میهمانی و… . گرچه باید گفت نسبت به تجربه‌های قبلی طنز در شبکه سوم سیما، شمعدونی اتفاق جدیدی را با خود همراه ندارد و شاید دارد همان جریان طنز معمول درجه دو در صداوسیما را ادامه می دهد. طنز معمولی که برای خنداندن مخاطب متوسل به کلیشه‌های خسته کننده‌ای می‌شود که پیش از این خیلی بیشتر و شاید بهتر روی آنها مانور داده شده است. بی‌تربیتی کودکان خردسال، گستاخی فرزندان جوان، قهر و آشتی‌های اغراق شده خانوادگی، دعوای خسته کننده عروس با خواهر شوهر، اتحاد یک خانواده در تمسخر شخصیت اصلی داستان، اولویت مادیات در روابط عاطفی خانواده و از همه مهم‌تر پررویی اشخاص!

شخصیت‌های کلیشه‌ای مثل همیشه

نقش‌ها در سریال شمعدونی خیلی کلیشه‌ای تعریف شده‌اند. «هوشنگ مظاهری» با بازی «محمد نادری»، شخصیت اصلی سریال و پدرخانواده مظاهری است. او بیشتر از همه دستمایه طنز می‌شود و قرار است در تمام قسمت‌های سریال بی‌ادبی‌ها، گستاخی‌ها، تمسخر و تحقیر متوجه او باشد، هوشنگ پدری است که در محدوده خانواده خود اقتدار پدرگونه ندارد و مورد احترام سایرین نیست به گونه‌ای که حتی کوچک‌ترین شخصیت خانواده هم به خودش اجازه می‌دهد به هوشنگ بی‌احترامی کند.

همسر هوشنگ، «زهره سعادتی» با بازی «آتنه فقیه نصیری» به حفظ ارتباط خانواده‌اش با پدر، برادر و خواهرش اهمییت زیادی می‌دهد و همواره انتظار دارد در مسیر مشکلاتی که پیش می‌آید همسر و فرزندانش کوتاه بیایند و مدام از دیگران عذرخواهی کنند. زهره در بانک کار می‌کند و معمولاً تمام مشکلات خانوادگی او به فضای کارش کشیده می‌شود و آینده کاری او را تهدید می‌کند. گرچه از سوی رئیس شعبه بانک تحت فشار است اما هرگز از انجام امور شخصی در حین کار دست نمی‌کشد. در مواجهه او با دیگران گاهی مخاطب حس می‌کند که زهره از رفتار همسرش نزد دیگران خجالت می‌کشد.

فرزندان این خانواده «سارا و سعید» هستند با بازی «ویدا جوان» و «امیرکاظمی». سارا پزشک عمومی است اما هنوز به پزشکی اشتغال ندارد و در آزمون تخصص هم قبول نشده است، عموماً در تشخیص مشکلات پزشکی اطرافیان هم دچار اشتباه می‌شود (تکرار شخصیت متخصص بی‌عرضه مانند شخصیت دکتر نیما در سریال ساختمان پزشکان)؛ سارا از اینکه بگوید پزشک عمومی است خجالت می‌کشد و از قضا همیشه افراد از او در مورد تخصصش سوال می‌کنند. سعید هم یک پسرجوان منزوی است با تصمیم‌های آنی و بدون تفکر، دائما با ماشین پدرش تصادف می‌کند و بخاطر مشکلاتی که به بار می‌آورد ترجیح می‌دهد گوشه‌گیر باشد.

«عطا سعادتی» با بازی «حسن معجونی» نقش یک مرد همیشه طلبکار، متوقع و پررو را بازی می‌کند، معمولاً از همه انتظار دارد که مراعات او را بکنند، در حالی که خودش به کسی اهمییت نمی‌دهد، او برادر زهره است.

«نگار عابدی» نیز در این سریال نقش تکراری عروسی را بازی می‌کند که برای ایجاد تنش با خانواده همسرش بخصوص خواهرشوهرها دنبال بهانه است، زودرنج است و مانند شوهرش از همه طلبکار است و فرزند خردسالش را تافته جدابافته می‌بیند.

«رویا میرعلمی» هم خواهر زهره است، در نقش کلیشه‌ای دختر ترشیده و بی‌شوهر مانده که با درخواست اولین خواستگار دچار دستپاچگی می‌شود و می‌خواهد به هرقیمتی که شده ازدواج کند.

«ارشیا» هم شخصیت خردسال داستان و فرزند عطاسعادتی است، «عرفان برزین» این نقش را ایفا کرده است. نقشی که بارها در سریال‌های مختلف طنز دیده شده و مخاطب او را کودکی پررو و بی‌ادب می‌بیند که برای بزرگ‌ترها احترامی قائل نیست و متأسفانه در این بی‌احترامی و پررویی مورد حمایت پدر و مادرش هم قرار می‌گیرد.

در نهایت «محسن قاضی‌مرادی» هم بعنوان پدربزرگ داستان دیگر شخصیت اصلی است که نقش یک پیرمرد لجباز، خسته و خودپسند و معمولاً بیمار را بازی می‌کند. تمام این نقش‌ها و شخصیت‌ها به خودی خود نشان می‌دهند که در شمعدونی با چیز جدید و یا ویژه‌ای طرف نیستیم و طبق معمول باید به عدم رعایت شئون خانوادگی بخندیم.

آیا شمعدونی ضد خانواده است؟

گاهی برای ما سوال پیش می‌آید که اگر کارگردانی بخواهد در این کشور یک سریال طنز بسازد که هم لودگی و مسخره بازی نداشته باشد و هم کلیشه‌های آزار دهنده را دنبال نکند باید سراغ چه داستانی برود؟ پیشترها بسیاری جواب داده‌اند که اصولاً طنز آمیخته با همین چیزهاست و نمی‌شود درگیر لودگی نشد و یا کلیشه‌ها را رها کرد.اما گاهی طنزهایی مانند «خنده‌بازار» و «شکرآباد» توانسته‌اند با زبانی طنز و جذاب به دور از لودگی و استفاده از کلیشه‌ها مخاطب خوبی را جذب کنند.

حالا سریال شمعدانی را باید سریالی دید که گرچه در آن از لودگی خبری نیست اما درگیر کلیشه‌هاست. در درجه اول بی‌تربیتی نقش کودک سریال و گستاخی فرزندان و لجبازی سایر اعضای خانواده متوجه نقش اصلی سریال بعنوان پدرخانواده یعنی «هوشنگ مظاهری» می‌شود. بطوری که غرور، شخصیت و ارزش او بعنوان یک پدر دائم توسط دیگران نادیده گرفته می‌شود. «ارشیا» کودک خردسال داستان همواره به او بی‌ادبی می‌کند و او را «هوشنگ» صدا می‌زند. فرزندانش به هر بهانه‌ای به او انتقاد می‌کنند، همسرش دائماً از هوشنگ می‌خواهد که بادلیل و بی‌دلیل از برادرش عطا (با بازی حسن معجونی) در جمع عذرخواهی کند و عطا هم همیشه عذرخواهی او را رد می‌کند و به نوعی هوشنگ را در جمع ضایع می‌کند. باقی اعضای خانواده هم اصرار زیادی دارند که به بهانه‌های مختلف هوشنگ را مورد تمسخر قرار دهند. در واقع در شمعدانی در درجه اول شخصیت و جایگاه پدرخانواده شکسته می‌شود و دستمایه طنز می‌گردد.

اما این تمام ماجرا نیست، تنش کاملاً محسوسی بین عروس خانواده (شیرین با بازی نگار عابدی) و خواهر شوهرهایش(زهره و زیبا) وجود دارد، علاوه بر آن پدربزرگ داستان(بابا رضا) هم علاقه زیادی به تندی کردن با سایر اعضای خانواده دارد. همه این ماجراها در کنار هم خانواده‌ای را می‌سازد گویا از هم فراری هستند، باهم مشکل دارند و دائم بین آنها اختلاف پیش می‌آید و باهم قهر می‌کنند. و تأکید زیادی دارند تا اسرار یکدیگر را فاش کنند و سخن‌چینی نمایند. اما خب گاهی هم در بحرانی‌ترین شرایط همدیگر را در آغوش می‌گیرند، می‌بخشند و باهم می‌خندند. همین‌جاست که باید گفت دستمایه طنز شمعدونی چیز تازه‌ای نیست و همان کلیشه‌های خسته کننده قبل است.

نویسنده: جابر خرم نیا

انتهای پیام/

عبدالله می گوید:

شک نکنید که ضد خانواده ست.

يادداشتهاي براكنده آقامعلم می گوید:

نوع وروش نمایشنامه نویسی درایران دوره ای وسیکل واراست.تازمانی که هرقصه وداستانی باهررخدادورویدادی طالب ومشتری داشته باشد.همه فیلمنامه نویسان همان سبک وسیاق بیش کرفته وبامختصرتغییری وحتی شده باطنزویالودکی آن راادامه می دهندوبه خوردبینندکان خودمی دهند.دراصل شکل بیشترفت صنعت هنرهفتم ایران دایره واراست وباقطروشعاع ازبیش تعیین شده.به هیج عنوان کارکردانان ،فیلمسازان،نویسندکان سناریووهنربیشکان ازقطرمعین شده این هنرنمی توانند بکذرند.یعنی دنبال سبک وسیاق وبیشرفت دراین وادی نسیتند.دنبال یک هنرکلیشه ای وجشم هم جشمی اند.بزرکتریت بیشرفت هنرمندان هنرهفتم کیشه ویاآنتن تلویزیون برای جندصباست.ما ازفیلم قیصرتاکنون درهنرسیمنا درهمان قطرتعیین شده دردورانیم.هی قطرراطی می کنیم ودوباره ازنقطه ی صفرومرکزدایره هنرهفتم ( سینما) آغازوشروع می کنیم.حی نووبازنوباصطلاح بیشرفت درهنروسنعت سینما.ما بایددنبال هنرسینمای مسئول ومتعه دومدرن ونوباشیم نه دنبال هنر تکراری وبیروودنباله روی بدون مفهوم وبی تعهدوعاری ازمسئولیت.
سیدمحمدحسین حسینی( سیداحمد)
کردکویی های مقیم تهران بزرک.

ارسال نظر