“خودکشی”، زلزله ای خاموش در کردکوی
تعداد بازدید تعداد بازدید: 298 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:22 ق.ظ، پنج شنبه، 2 آذر، سال 1396 نظرات بدون نظر

وقوع ۵ خودکشی طی دو ماه اخیر که منجر به از دست دادن عزیزان مان در شهرستان کردکوی شد بسیار نگران کننده است.

به گزارش سرویس اجتماعی رادکانا؛ می نویسم برای خودم و گریه می کنم به حال زار خودم به لباس پیغمبر و طبیب دوار بودن ایشان، اما نه طبابتی بلدم و نه دوّار‌ بودنی… کُنج مسجد و مسیر منزل… همه دوّار بودن من و امثال من…

می نویسم برای همه دغدغه مندان عرصه سیاست و فرهنگ شهرم… نهادهای رسمی و غیر رسمی… تشکلهای خودجوش… افرادی که مانند من.. با ژست و پرستیژ های فرهنگی … صرفا یدک می کشیم، عناوینی چون فعال فرهنگی… فعال سیاسی… فعال اجتماعی… فعال محیط زیست… و و و…. دل مان خوش است به این عناوین…

می نویسم برای قلم به دستانی مثل من… که برای بودن عکس و قلم و تحلیل هایمان در سایتها و کانالها… و نوشتن مطالب حاشیه دار… و ادعای من از همه بهتر میفهمم… که با دو عکس و مطلب از خود در رسانه های بومی و شهری ذوق زده می شویم… دل مان هم خوش است که گوشه ای از معضلات شهر را نوشته ایم و مثلا انجام وظیفه می کنیم….

می نویسم برای متدینین و معتمدین محلات و مساجد و هیئات مذهبی… آنهایی که مانند من دلخوش به تقبل الله و سلام علیکم ها هستند… آنها که همه عمرشان، نسل اندر نسل معتمد و هیئات امنای مسجد و محله بودن و هستند و باید باشند… اسما مساجد خانه خدایند… و الا ارثی‌ست پدری….

می نویسم برای رشید مردان هشت سال دفاع مقدس شهرم… برای آنهایی که هنوز در عرصه جنگ نرم می جنگند سر تعظیم دارم و اما برای آنها که فقط غرق در خاطرات گذشته اند و ادعاهایی که ما چه کردیم و چه کردیم… و صرفا ادعا… … که چیزی نگویم بهتر است…

می نویسم برای عالمان پیشکسوت و اساتید شهرم…
آنها که خسته اند… نه شاید از باب تعمد… بلکه شرایط سن و سال و ….. خدا قوت… هنوز معضلات باقیست … معضلاتی به روز……

 

می نویسم برای مربیان و دبیران و معلمان
همانها که شغلشان… شغل انبیاست… ‌
و امیدوارم مانند من و امثال من که لباس انبیا را یدک می کشیم… نباشید….

 

می نویسم…. برای روشنفکران و ایده پردازان و و و….
از کوروش دوستان تاریخ تا غرب گرایان عزیز و تا اسلام و عرب ستیزان گِرام….

می نویسم برای والدین…
والدینی که بسیار بفکر دلبندانشان هستند…
هم والدینی که تدین و تعصب مانع ارتباط با فرزندانشان شده….
هم والدینی که جنبه روشنفکری تربیت فرزندانشان… مرگ خاموش فطری و عقیدتی و فرهنگی پاره تن شان را رقم خواهد زد….

 

همگی دستمریزاد….
کردکوی … دوماه… ۵ خودکشی…

آمار تکان دهنده برای کردکوی

در جلسه ای شهرستانی با حضور مسئولین شهری پیرامون اوضاع فرهنگی و اجتماعی شهرستان مباحثی ارائه شد.

از آسیب های اجتماعی، آمار طلاق، خودکشی و و و… که بسیار نگران کننده بود.

از ناهنجاری هایی که در شهرستان اتفاق می افتاد و بعضا مروج و یا مجوز آن با نهادهای شهرستانی بود و بطور مستقیم یا غیر مستقیم موثر در این آسیبها بوده است

بعد از ارائه مباحث عزیزی از مسولین شهر آمار را اغراق آمیز خواند، در صورتیکه آمار از ادارات رسمی شهر دریافت شده بود.

و البته سند معتبر همین ۵ خودکشی در دوماه اخیر که منجر به از دست دادن عزیزان مان شده است…

و البته آمار کسانی که اقدام به خودکشی کرده اند اما نجات پیدا کرده اند بماند….

علی رغم بعضی فعالیتها که به نظر میرسد صرفا برای پر کردن رزومه و ارائه گزارش کار انجام شده و تقریبا هیچ تصمیم جدی برای حل معضلاتی مثل طلاق و خصوصا خودکشی جوانان توسط نهادهای ذی ربط و مسوول وجود ندارد…

واقعا… این دغدغه بطور جد چگونه و توسط چه کسی و کسانی باید بررسی و ریشه یابی و درمان شود…

زنگ خطری… برای شهرمان…
زنگ خطری برای متولیان امر فرهنگ…

خانواده ، مدرسه ، مسجد

سه اصل تاثیر گذار …

چقدر میتوانستیم موثر باشیم در جلوگیری از خودکشی… زمینه ها را از بین ببریم…
اما بی تفاوتی و بیخیالی… باعث شد غفلت کنیم…

شاید این جوان روزی از درب مسجد من…
پای منبر من…
رد شد و نشست… اما من به دغدغه های او توجه نکرده
بدنبال به به و چه چه مردم و هم حزبی ها و هم خط ها بودم…

قیامت.. حسابرسی‌…
تا دیر نشده کاری کنیم…

#باز_هم_می_نویسم
#اویس_فراتی

انتهای پیام/

ارسال نظر