در قضیهٔ برجام، جز خسارت محض چه چیز دیگری نصیب ما شد؟!
تعداد بازدید تعداد بازدید: 91 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 1:40 ب.ظ، دوشنبه، 2 مرداد، سال 1396 نظرات بدون نظر

برجام دوساله شد و این نافرجام اما همچنان مایهٔ افتخار شرمساران!!!!

به گزارش سرویس سیاسی رادکانا؛ راستی ما را چه شده است که اینچنین استحاله شده ایم؟ آن روزی که معمار انقلاب، این شجرهٔ طیبه را غرس و آبیاری کردند تا امروز که ریشهٔ آن در عمق جانها دوانده و سترگ شد چه کسی فکر میکرد کرم هایی از خود این درخت در لایه های درون و مغزش نفوذ کرده و آوندهای آن را به نیش می کشند و مترصد خشکاندن آن هستند!

برای ابرقدرتها بویژه غرب و آمریکا که جهان را در تیول خود داشتند و هیچ ندای استقلال طلبانه را بر نمی تابیدند پذیرفتنی نبود کشوری که جزیرهٔ امن و باثبات و حیات خلوت آنها محسوب میشد چون قطبی قوی سر برآورد و در اقل زمان در کانون توجه استقلال طلبان جهان قرار گرفت.

این رخداد قرن، آمریکا و هم پیمانانش را به تکاپو انداخت تا به انحای مختلف مانع حرکت شتابان و الگو شدن آن شود.

تمامی مبارزاتٔ سخت افزاری و نرم افزاری شیطان بزرگ در مواجهه و به محاق کشاندن انقلاب اسلامی نتوانست خللی در ارادهٔ انقلاب در رسیدنش به قله افتخار وارد کند و ختم به شکست و ناکامی شد.

به هر اندازه که آمریکا ناکام از ترفند میشد بلکه با انگیزهٔ بیشتر و با تکیه بر پیاده نظام خود در داخل، به اضمحلال این نظام نوپا می اندیشید و بر فشارهای خود می افزود و نتیجه همچنان مأیوس کننده بود زیرا مرکزیتی قوی با پشتوانهٔ عظیم ایدئولوژیکی و کاریزماتیکی سکان هدایت انقلاب را برعهده داشته و دارد.

نظام سلطه چارهٔ تلاشی را بر تغییر ذائقه انقلابی مردم دید و تمام انرژی خود را بر این ایده تجمیع کرد و در رسیدن به این استراتژی بر روی نیروهای دگراندیش و مستعدّی که پذیرای تغییر در نگرش بودند سرمایه گذاری کرد.

واقفیم که انقلاب ایران حاکمیتش بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و حضور مردم در صحنه شکل واقعیتی و ماهوی گرفت که همان دموکراسی واقعی و پراگماتیستی به معنای حقیقی می باشد و همین مردم سالاری بهترین نقطهٔ نفوذ در اذهان و‌ تغییر ذائقه و نگرش مورد مانور اتاق فکر تئوریسین های براندازی قرار گرفت لذا از نیمه دوم دهه هفتاد پروژهٔ براندازی را با تکیه به توان هم اندیشان داخلی که حاکمیت اجرایی را در یدقدرت داشتند کلید زد که خروجی آن فتنه ۷۸ و در ده سال بعد فتنه ۸۸ بود.

این دو فتنه که نسخه و فتوکپی برابر اصل از انقلابات مخملی در اروپای شرقی بود با درایت هوشمندانه رهبری معظم و حضور بی بدیل مردم، به حاشیه رانده شد اما تتمه ٔباقی مانده تفکر آمریکوفیلی با استفاده از رخنه های سیاسی و فرهنگی و با تجدیدقوا و یارگیری از اپوزیسیون و با مدد از امپراطوری رسانه ای غرب، توانستند تاحدودی در ریل ساخت غرب به سمت ایستگاه وابستگی حرکت کنند.

لازمه رسیدن به وضعیت مطلوب، مسخ ارزشهای انقلابی و ایجاد تشکیک در مبانی اصیل آن و نهایتاً افول خودباوریست.

اندیشکده های غرب به این نتیجه رسیدند که اگر راه پیشرفتهای نظام در علوم مختلف مسدود نشود هر آینه در اقل زمان غرب و شرق را پشت سر خواهند گذاشت که در آن صورت انسداد مسیر ناممکن خواهد بود.

پیشرفت شگرف و خارق العاده ایران در علوم هسته ای و پزشکی و نانوتکنولوژی و هوافضا و سلولهای بنیادی و دیگر عرصه ها مخصوصاً هسته ای بر وحشت و حساسیت آمریکا آنچنان افزود که عدم توفیق در مهار ایران را با تحریم همه جانبه در دستور کار قرار داد گرچه از نخستین روزهای انقلاب تحریم اعمال میشد . تحریم اما نتوانست منجر به عقب نشینی نظام در مقابل نظام سلطه شود لذا غرب برآن شد تا ایران را به نرمش و مماشات از طریق مذاکره بکشاند.

با زمینه سازی وسیع از طریق غولهای رسانه ای به مدد سازمان ملل ، ایران را متهم به تلاش جهت دستیابی به سلاح هسته ای نمودند و پروژه ایران هراسی را اجرایی و ایران را مجاب به حضور در مذاکرات هسته ای کردند.

طی یک دهه مذاکره ایران باغرب ، آنها طرفی از این طرفند نبستند زیرا مذاکره کنندگان ایرانی با اشرافیت کامل و بدون آن که ذره ای و لحظه ای از مواضع بحق نظام کوتاه بیایند طرفهای غربی را مقهور مقاومت خود می نمودند تا آنکه با تغییر حاکمیت اجرایی، میدان به دست دگراندیشان و غرب باوران افتاد و شد آنچه که غرب می خواست.

در بادی امر به درخواست دولت پرونده ای هسته ای از شورای امنیت ملی منتزع و به وزارت امورخارجه محول گردید تا رییس دیپلماسی مبسوط الید در سر میز مذاکره حاضر شود دوتن از معاونین وزارت خارجه متشکل از آقایان عراقچی و تخت روانچی تیم مذاکره کننده ما را هدایت می کردند که سطح آن در مقایسه با طرفهای مقابل، بسیار نازل اما با تبلیغات وسیع توأم با بزرگنمایی بود.

ماه ها مذاکره پشت درهای باز و بسته، منجر به بیانیه و تفاهم نامه رسمی بین ایران و کشورهای ۱+۵ با عنوان برنامه جامع اقدام مشترک یا همان «برجام» شد که در آن طرفین متعهد به انجام تعهداتی شدند.

ایران جهت نشان دادن پایبندی و حسن نیت با شتاب هرچه بیشتر به تمامی تعهدات خود عمل کرد آمریکا اما نه تنها وقعی به تعهداتش ننهاد بلکه با شتاب هرچه بیشتر بر دامنه و حجم تحریمها بر علیه ایران افزود و با کمال قلدری هم روح و هم جسم برجام را نقض کرد! حال ما ماندیم و خسارت محض ما ماندیم و پوسته ای از هسته ای!

امروز آمریکا به تمامی زوایای علوم و تکنولوژی هسته ای ما احاطه پیدا کرده است، تمامی دانشمندان هسته ای ما مورد شناسایی و رصد آمریکا قرار گرفته است، ما با دست خود زیر ساختهای هسته ای کشور که با تلاشهای مجدانه دانشمندان جوان و باانگیزه هسته ای مان بدست آمده بود را فدای ارتباط نافرجام کردیم.

هواداران سازش حل تمام مشکلات کشور را به زلف برجام گره زده بودند و با تبلیغات پوپولیستی در باغ سبز نشان می دادند در حالیکه در ورای این مذاکرات نیرنگ و فریب موج میزد.

سردار خودخوانده دیپلماسی در مقابل تله های فریب دشمن سنگر به سنگر از خاکریزهای دفاعی عقب نشینی کرد و دشمن برنده این میدان شد.

کجایند آنهایی که مصاف را باختند اما بر سینه طلایه داران پوشالی مدال افتخار کوبیدند!

کجایند جانبدارانی که با ذوق و شوق کارناوال پیروزی براه انداخته بودند و اما امروز از بدعهدی آمریکا گله مندند!

آن روز رهبر معظم انقلاب به خوش باوران و خودشیفتگان صراحتاً بی اعتمادی به آمریکا را تفهیم کرد آنها شنیدند اما گوش نکردند!

مخلص کلام آن که در این آوردگاه نامتقارن به دشمن اعتماد کردیم و زبونانه هم زمین دادیم و هم زمان! تمامی افتخارات هسته ای مان را به ثمن بخس پای معامله ای خسارت بار باختیم و نومیدانه به دستان دشمن چشم دوختیم تا شاید از سر مرحمت، سایه جنگ و تهدید و تحریم را از کشور ما بردارد!

هیهات من الذلّه

نویسنده: مسلم رستمانی

انتهای پیام/

ارسال نظر