روشندل فروشنده محله مهدیه بالاجاده را بهتر بشناسید
تعداد بازدید تعداد بازدید: 121 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:16 ق.ظ، یکشنبه، 19 شهریور، سال 1396 نظرات بدون نظر

وقتی قدر نعمتی دانسته می شود که از آن نعمت بی بهره باشی؛ آنهم نعمت بزرگی چون بینایی.

به گزارش سرویس زاجتماعی رادکانا؛ وقتی قدر نعمتی دانسته می شود که از آن نعمت بی بهره باشی؛ آنهم نعمت بزرگی چون بینایی که همه زیباییهایی طبیعت و نعمات خداوندی با آن حس به بصیرت می نشیند.

بیناهایی که کمتر به آن می اندیشند که نابینایان و کم بینایان چگونه، روزگار سر می کنند و خداوند در ازای بی یا کم برخورداری از آن نعمت چه نعمات دیگری را جایگزین حسهای آن نموده است.

نابینایان هم بصیربینان عالمند که نه به چشم سر بلکه به چشم دل می بینید و بصیرت معنویشان فراتر از چشم سر است.

تجلی یکی از این روشندلان بصیر القلب در روستای بالاجاده “حاج آقا عمو” ی محله مهدیه بالاجاده است.

حکایتها حاکی از آن است که حاج آقا عموی مهربان محله مان، متولد ۱۳۲۴ در بدو تولد بینای کامل بود، دوران و سالهایی را هم برای دوره های آموزشی به سبک سنتی ملاخانه ها در بالاجاده قرآن مجید آموخته بود و درس معارف و احکام دینی را نزد اساتید حوزوی آن دوره تلمذ کرد.

می گویند، حاج آقا عمو، بسیار باهوش و ذکاوت بود به همین علت آموزشهای مقدماتی و عمومی را به سرعت طی کرد؛ در ملاخانه تخصصی درس زبان و ادبیات عرب را ادامه داد، بسیار قوی بنیه بود و جسم تنومند و ورزیده ای داشت.

آن زمان برای کمک به خانواده پر جمعیت به پدر و مادر خود کمک رسان بود بر روی زمینهای کشاورزی و یا تهیه و انتقال هیزم از جنگل و… با خانواده مشارکت داشته است.

راویان و دوستان ایشان می گویند: تا عنفوان دوران جوانی از نعمت چشم و بینایی بهره مند بود و به دلیل عارضه بیماری بتدریج و در سال ۶۵ بینایی خود را از دست داده است و نابینا، اما روشندل شد.

علیرغم بی برخورداری از نعمت بینایی، حاج آقا عموی محله از فعالیت، کار و تلاش دست نکشید و با اهتمام و جدیت و با سلاح توکل و بصیرت قلبی تشکیل خانواده داد و دوشاودش همسر وفادارش در امور کشاورزی اشتغال داشت و خود بخشی از امور اجرایی را مدیریت و مشارکت می کرد.

پس از سالیانی حاج آقا عموی محله مان خدمت به اهالی روستا را در فضای خدمات عمومی، تهیه و تامین نیازمندیهای ضروری خانوارهای محله ابتدا خواروبارفروشی و سپس در تاسیسات و ادوات ساختمانی را پیشه خود کرد.

حاج آقا عمو؛ در این فضای جدید کاری که ریزه کاریها و حساسیتهای خاصی را هم داشته و دارد وارد شد و توکلش فقط عنایت حضرت حق بود؛ با سرعتی وصف ناپذیر و برق آسا فن و فوت و ادبیات مخصوص این صنف را فرا گرفت و پا در عرصه خدمت به مردم روستا در این عرصه نهاد.

مغازه ای با دربهای چوبی زیر ساختمان و ملک شخصی اش بسیار پرنور از محبت است؛ ترتیبی خاص دارد، چیدمان لوازم و ابزار آلات و جاهایی از سقف و دیواره این دکّان تسمه ها و لوله ها و ریسمانهایی آویزانند که در شرایط عادی بیناها هم بدون نظم چیدمان آن را می تواند پیدا کند.

گوشه ای از آن دکان قفسه ای چوبین با مهندسی خاص محل قرار دادند انواع میخ و پیچ و مهره و… در سایزها و انواع مختلف نگهداری می شود و مراجعه کننده با ارائه درخواست، حاج آقا عمو را بی درنگ به ابزار مورد نیاز میرساند و برحسب نیاز جنس را تهیه و تحویل میداد.

مغازه کوچکی است به ظاهر؛ اما خیلی از نیازهای ضروری یک خانواده را در خود جای داده و مردم روستای بالاجاده هم با عشق و محبت حاج آقا عموی محله را دوست می دارند.

همه این فرآیندها و فعالیتهای حاج آقا عمو، از بصیرت باطنش و هوش سرشارش و اخلاق بسیار خوبش می گویند.

بچه های محله یک انس و الفتی دیرینه با ایشان دارند و متقابلا حاج آقا عمو هم جوانان دیروز و امروز محله را چون فرزندان خود دوست می دارد و به گرمی احوال پرسی دارد.

حاج آقا عمو را در این راه سخت همسر وفادارش (خانم نورمحمدی) یاری می کرد و سالها با ایشان برای تهیه و خرید لوازم به شهر (گرگان) میرفت و خرید میکرد و به مغازه می آورد و گاها دوستان و همنشینان ایشان کمکش می کردند و یا فرزندش همراهی اش می نمود.

آقای زمانی؛ چه زیبا، جالی خالی چشم و بصر را با حس دست و لامسه اش پر کرد با این حسش همه کمبودهای ظاهری در بصر را به سایر حسها در شنوایی و لامسه پر کرد.

آنهم کار در ابزار فروشی “جای سازی انواع میخ و پیچ و مهره و …” آنهم در سایزهای مختلف و انواع متنوع به زبان نمی آید و قلمها شکسته در برابر آنهمه دقت نظر و بصیرت یک انسان می شود.

حاج آقا عمو صوتی دلنشین داشته و دارد و اوقاتی بسیار صدایش از مناره مسجد مهدیه بلند بگوش میرسید.

هوش سرشارش تعجب برانگیز بود، حس شنوایی اش بسیار گیرایی دارد علاوه بر شناسایی صاحب کلام گاها از نوع راه رفتن آدمها تشخیص میدهد.

ادبیات و گفتاری بسیار مجذوب دارد مهربان هست و با اخلاق و روابط عمومی بسیار بالا.

محل کارش (مغازه اش) محفل دوستان و هم سن و سالهایش است بسیار با همه مهربانانه برخورد دارد و شیفتگان بسیاری بخود دارد.

خداوند منان این بصیر و روشندل محله مان را به سلامت و عزت نگهدار باشد و وجودش از همه بلا محفوظ بدارد و سایه اش بر سر محله مان مستدام.

نویسنده: عبدالرسول جوادی بالاجاده

انتهای پیام/

ارسال نظر