شهیده مرجان نازقلیچی از فرش تا عرش
تعداد بازدید تعداد بازدید: 65 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 7:04 ب.ظ، چهارشنبه، 8 آذر، سال 1396 نظرات بدون نظر

به گزارش سرویس ایثار و شهادت رادکانا به نقل از طوبی گلستان؛ مرجان نارقلیچی در اول خرداد ۱۳۵۳ مصادف با سالروز میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س)  در شهر بندر ترکمن در خانواده ای اصیل از اهل تسنن دیده به جهان گشود. از کودکی صبور، کجکاو و پرسش گر بود. قبل از رسیدن به نوجوانی پدر […]

به گزارش سرویس ایثار و شهادت رادکانا به نقل از طوبی گلستان؛ مرجان نارقلیچی در اول خرداد 1353 مصادف با سالروز میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س)  در شهر بندر ترکمن در خانواده ای اصیل از اهل تسنن دیده به جهان گشود. از کودکی صبور، کجکاو و پرسش گر بود.

قبل از رسیدن به نوجوانی پدر خود را از دست داده و با هنر قالی بافی که از مادرش آموخته بود تکیه گاهی برای اقتصاد خانواده شد و جای خالی پدر را با سخت کوشی پر کرد.

او همزمان به خود سازی به خود سازی و تصیل علم و دانش پرداخت. از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به دستگیری و کمک به اطرافیان خود داشت، تا جایی که نقش فرزند پیرزنی را ایفا میکرد که کسی را نداشت.

همزمان به تعلیم و تعلم قرآن در مساجد مبادرت می نمود. در عنفوان جوانی، تلاش تلاش و استعداد های او نردبانی شد برای ارتقایش در نقش آفرینی های زندگی؛ در رشته های علوم تربیتی و حقوق قضایی فارغ التحصیل و در سال 1381 به عنوان کارشناس امور بانوان فرمانداری شهرستان بندرترکمن وارد وزارت کشور شد و از سال 83 تا 85 بخشدار مرکزی این شهرستان بود.

در زمان بخشداری باز نتوانست دل از کارهای مردمی بکَند و در شورای حل اختلاف محلّه اش نیز عضویت داشت. زنان ترکمن او را خوب به یاد دارند؛ آن زمان هایی که برای جدایی خانواده ها در شورای حل اختلاف اشک می ریخت. چه شبها که با ناراحتی به خانه بر میگشت، چرا که می دید برخی از زوجه ها به راحتی از هم جدا می شوند.نگران زنان جوانی بود که از شوهرشان جدا می شدند.

با یأس و نامیدی بیگانه بود و قدمهای کوچک و بزرگی برای برداشتن باری از روی دوش همشهریانش بر میداشت. کلاسهای قرآن و کمک به خانواده معتادان هم بخشی از فعالیتهایش بود، از بخشداری تا فرمانداری در خانه پرستار مادربزرگ بود که نماز را به بچه ها یاد داده بود.

بنا به گفته همسرش در زندگی شخصی از خانه و خانواده و فرزندان غافل نبود، محیط خانواده را شاد نگه میداشت و باور های دینی قوی داشت، کم توقع بود و به خوبی اقتصاد خانواده را تنظیم می کرد. هم آشپز بود هم خیاط ماهری بود.

مرجان عاشق خانه خدا بود، در آزمون معینه بعثه رهبری قبول شد و در سالهای 90،92،94 به عنوان معینه(راهنمای زنان در کاروان) عازم حج شد.

همسرش می گوید در حج سال 92 یک شب مرجان به من زنگ زد گفت: اسم پدر مقام معظم رهبری را از اینترنت پیدا کن، پرسیدم برای چه میخواهی؟ چیزی نگفت.

بعداً گفت که حج را به نیت مقام معظم رهبری انجام داده است، می خواست گروهی نیابت را شخصاً به رهبر معظم تحویل دهد، ولی موفق نشد، بعد از حادثه منا این گوهی را این گواهی را خدمت مقام معظم رهبری فرستادیم ایشان در دیدار اعضای ستاد اجلاسیه 4000 شهید استان گلستان این موضوع را علنی فرمودند: “…یک بانوی ترکمن، بدون اینکه من او را بشناسم، نام او را بدانم به نیابت از این حقیر بلند می شود می رود مکه و حج میکند و بعد هم این را استشهاد میکند استشهاد کردند، نوشتند و امضاء کرده اند، چند ماه قبل از این برای ما فرستادند.

اینها آن چیزهایی است که در کشور ما و ملت ما، آن نقاط قوت قوی است، این جنگ نامتقارن که گفته می شود معنایش این است که یک طرف از یک وسایل و ابزاری برخوردار است که طرف دیگر آن ابزار ها را ندارد و حتی گاهی نمیشناسد. یک مصداقش همین است.

این محبت ها، این ارتباط ها این هماهنگی ها چیزهایی است که طرف مقابل ما که استکبار جهانی است، صیهونیسم است، امریکا است اصلاً نه این را نه میدانند و نه حتی میشناسند و نمیتوانند تحلیل بکنند، برایشان قابل تحلیل هم حتی نیست…”

شهید ناز قلیچی در طول حیات با برکت خود علاوه بر مسئولیت های رسمی و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی در سال 1393 به عنوان فرماندار بندرترکمن و سومین فرماندار زن جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و این آخرین مسئولیت این بانوی بزرگ قبل از شهادت بود.

ایشان در حادثه منا در دوم مهر سال 1394 در سرزمین امن الهی بر اثر بی کفایتی آل سعود به همراه جمع کثیری از حجاج مظلوم به شهادت رسید.

از این بانوی بصیر ایرانی دو فرزند پسر به نامهای “رئوف” و “حنیف” به یادگار مانده است. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

انتهای پیام/

ارسال نظر