قاسم غریب سومین شهید مدافع حرم گلستانی در ارتفاعات تلمور سوریه به شهادت رسید
تعداد بازدید تعداد بازدید: 1,260 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:20 ق.ظ، دوشنبه، 22 تیر، سال 1394 نظرات ۲ نظر

استان گلستان با شهادت شهید قاسم غریب ، سومین شهید مدافع حرم خود را تقدیم اسلام کرد.

gh01245به گزارش سرویس ایثار و شهادت رادکانا، سومین شهید مدافع حرم استان شهید قاسم غریب از روستای سیدمیران به خیل همرزمان شهیدش در دفاع از حرم مطهر آل الله پیوست.

شهید مدافع حرم جانباز سرهنگ پاسدار قاسم غریب جانشین گردان تکاور تیپ 1 مردم پایه سپاه نینوا استان گلستان ، به عنوان مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها برای دومین مرحله عازم ماموریت شده است و روز گذشته در ارتفاعات تلمور سوریه و در کشور سوریه درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

جانباز شهید مدافع حرم قاسم غریب 36 ساله و دو فرزند پسر ” 5 ساله و سوم دبستان ” دارد که به صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه عزیمت کرده بود در مبارزه با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

گفتنی است، پیش از این شهید غلامعلی تولی از  تیپ ۶٠زهی گنبدکاووس به عنوان اولین شهید مدافع حرم گلستانی و شهید سیداحسان حاجی حاتملو از پاسداران تیپ ۴۵ جوادالائمه گرگان ،  به عنوان دومین مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها عازم ماموریت شدند و در کشور سوریه و در نزدیکی شهر حلب به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام میگردد.

انتهای پیام/

هانیه می گوید:

برادر قاسم شهادتت مبارک/ خوش به سعادتت “””

فاضل می گوید:

(وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ) بقره/ 154

و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده نخوانید بلکه زنده‌اند ولی شما در نمی یابید.

سلام ای روح پاک و آسمانی! ای فریاد رسای الله اکبر! ای طنین زیبای حقیقت!

سلام ای برگزیده! اسوه‌ی رشادت، اسطوره دلاوری، سلام بر تو و نجابتت!

درود بر اشک و لبخند خدا گونه‌ات و سوگند به لحظه ملکوت سوگند به بوی اقاقیا به ثانیه های نور و غایت و نهایتت.

ای قدیس همیشه جاویدان ! کاش می شد از پشت چشم های خفته، نوشیدن می شهادتت را نظاره می کرد کاش می شد در ماورای زمان فهمید که بر دامان کدامین نور خدا سر نهادی و به آسمان اوج گرفتی.

و لبیک بر گیسوان سپید مادر از غم فراق و مردانگی، لبیک بر دلی تنگ و مالامال از اندوه زمانه‌اش، لبیک بر دستان خالی و چروکیده و انگشتان لرزانش که تنها در تب و تاب دعای تو، قامت راست کرده. لبیک یا شهیدا لبیک!

مرا به سیر عاشقانه و سلوک عارفانه‌ات دریاب، دستم را بگیر در این وانفسای هوس و تنهایم مگذار اکنون که سختی وبی قراری ها بیتوته می کنند. ندای ادرکنی بلند و تحمّل تنهایی گران است. برایم دعا کن ای مستجاب الدعوه و حلالم کن مرا به واسطه جهل خویش حلالم کن تا مدیون خون ساری و جاری‌ات نباشم و دینی به درخشش وجود تابنده‌ات برایم نماند. حلالم کن.

ارسال نظر