قصه پرغصه یاسر همچنان ادامه دارد/ مادری که از بیماری ۱۰ ساله فرزندش رنج می برد
تعداد بازدید تعداد بازدید: 153 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 8:10 ب.ظ، دوشنبه، 27 شهریور، سال 1396 نظرات بدون نظر

یاسر بیماری است که ۱۰سال خانواده خود را چنان در تنگنا قرار داده که مادرش همچون متکدیان خیابانی در گوشه ای از پیاده رو در مرکز شهر بندرعباس چشم انتظار کمک های مردم و مسئولان است.

به گزارش سرویس اجتماعی رادکانا به نقل از هرمزپرس؛ قلب پایتخت اقتصادی ایران یا بهتر بگویم بندرعباس با مرکزیت فلکه برق مکانی که زبانزد اهالی هرمزگان بویژه مردم بندرعباس است جایی که تمام زرق و برق دنیا از بازار قدیمی بنام بازار روز بندرعباس و بازرار لاری ها گرفته تا ساختمان های سربه فلک کشیده جدید و شیک، اطراف آن را احاطه کرده اند، و  تمامی اقشار جامعه برای رفع نیازهای اولیه و ثانویه خود بدون استثنا ناچار هستند به آن جا مراجعه کنند.

در میان هیاهوی رفت و آمدهای شهروندان و خودروهای مختلف اغم از تاکسی، اتوبوس های شهری و نیز خودروهای شخصی مادری با فرزند عزیر خود سال هاست که مامنی را در گوشه ای از پیاده رو برای خود انتخاب کرده است بلکه بتواند زخمی از هزاران زخم زندگی خود را درمان کند.

سال هاست که به یاد دارم بانویی لاغر اندام برخوردار از قدی متوسط، چهره ای سبزه  و با نمک با پوشش خاص بومیان این منطقه بر روی صندلی در کنار داروخانه ای نشسته و با انجام کار هنری و در حال بافت پارچه مخصوصی جلوه ای ویژه ای به منظره پشت سر خود هدیه کرده است البته این را هم عرض کنم در کنار این مادر جذاب فرزندی بر روی ویلچر قرار گرفته که هر از گاهی سرخود را به طرفین حرکت می دهد و این مادر برای نجات فرزندش از گرما، پنکه دستی را در کنارش روشن کرده تا یاسرش بتواند گرما را تحمل کند.

گاهی برخی از افراد حدود چند ثانیه و کمتر از یک دقیقه بامادر احوال پرسی کرده و مقداری از پولی را که به همراه خود دارند برروی پاهای فرزندش می گذارند و پس از بر زبان آوردن دعای شفای یاسر از او خداحافظی می کنند و مادر را با چهره ای غمگین با کوله باری از غم تنها می گذارند.بانوی اسوه صبر و استقامت که اکنون بعنوان یک فرد عادی در اذهان مردم لانه کرده و برخی از افراد با بی  اعتنایی از کنارش عبور می کنند.

رنج ده ساله سکینه از بیماری فرزندش

با دلهره و غمی که از دیدن این منظره دردناک بر چهره ام نشسته پس از مدتی کوتاه به خود جرات می دهم که به سکینه سالمی مادر مهربان و رنج کشیده یاسر نزدیک شوم اندکی پس از احوال پرسی با او، بالاخره زبانم باز می شود و پای درد و دل هایش می نشینم.

سکینه سالمی بانویی حدود چهل و پنج ساله دارای پنج فرزند شامل سه پسر و دو دختر است طبق صحبت هایش دختران خود را با هر رنجی که بوده راهی خانه بخت کرده، یکی از پسرانش دیگرش با سه فرزند در کاشان زندگی می کند اما آن یکی فرزندش چندسال پس از ازدواج صاحب فرزند پسری می شود اما به دلیل اعتیاد همسرش از وی جدا می شود حال  هر کدام  از آنها گرفتار مشکلات زندگی خودشان هستند.

سکینه رنج ده ساله بیماری فرزندش را با سایر اعضای خانواده به دوش می کشد و غمخواری برای این درد خود پیدا نمی کند برحسب کنجکاوی ابتدا از یاسرش می پرسم و او با چهره ای که غم بر آن نشسته می گوید: در اسلام آباد کهنوج از شهرستان های استان کرمان رندگی می کردیم حدود ده سال پیش زمانی که یاسرم 17 ساله بود  با یک ماشین تصادف کرد و  به بیمارستان منتقل شد و طبق معاینات پزشکی ضربه مغزی شده است.

وضعیت بد مالی مانعی بزرگ سر راه درمان یاسر 

این مادر افزود: قبلا نمی توانست حرکت کند اما اخیر می تواند دست و پایش را تکان دهند و اگر به پشت خوابیده به سمت چپ یا راست می خوابد؛ برای درمانش تلاش کردم  حتی از پزشکان تهران نوبت گرفتم اما چون از هیچ کس کمکی دریافت نکردم مجبور شدم ادامه درمانش را متوقف کنم به هرجا که مراجعه کردم دریغ از اندکی کمک!

وی ادامه داد: راننده ماشین پس از تصادف ما را به حال خود رها کرد و حتی دیه ای هم به فرزندم پرداخت نشد از آنجایی که در زادگاه و محل زندگی خودمان هیچ گونه در آمدی نداشتیم، زندگی در غربت و بدون هیچ آشنایی را انتخاب کردیم شاید بتوانیم برای درمان فرزندم چاره ای بیابیم اما پس از ورود به این شهر تمامی درهای امید به رویمان بسته شد.

سکینه از وضعیت بد مالی خانواده و آشنایانش می گوید که از قشر ضعیف جامعه هستند و حتی در طایفه خود فردی که از لحاظ مالی وضع بهتری داشته باشند، ندارند که برای کمک به او پناه برند به همین دلیل به غربت پناه آورده اند.

این مادر با اشاره به وضعیت جسمانی همسرش گفت: پدر باسر به دلیل کهولت سن توانایی کار کردن ندارد و قبلا هم در اداره یا شرکت خاصی کار نکرده که تحت پوشش بیمه خاصی باشیم به همین دلیل به ناچار برای اینکه بتوانم گره ای از مشکلات خود را باز کنم  مجبور شدم به همراه فرزندم در گرما و سرمای بندرعباس به این مکان پناه بیاورم.

حق پرستاری ام پرداخت نمی شود

بانوی اسوه صبر و استقامت ادامه داد: با یارانه سه نفر مخارج زندگی خود را تامین می کنیم  و فقط یاسر تحت پوشش بهزیستی است و دوماه و یا سه ماهی حدود 100 تا 110 هزار تومان واریز می شود که کفاف خرج خودش را هم نمی  دهد چه برسد به اداره زندگی سه نفر. قبلا حدود 100 تومان حق پرستاری خودم پرداخت می شد اما الان همان هم پرداخت نمی شود.

وی افزود: هر ماه  450 هزار تومان کرابه خانه می دهیم، سه روزی 40هزار و 200 تومان باید برای یاسر شیر بخرم و همچنین هزینه خرید سرنگ، باند، تشک، پوشاک و…  دارد و از طریق شیلنگ تغذیه می شود به همین دلیل مجبور هستم اینجا بنشینم تا از طریق کمک های مردم هزینه های زندگی ام را تامین کنم.

سالمی با تاکید بر اینکه از سوی هیچ نهادی کمک خاصی دریافت نکردیم، اظهار کرد: فقط 6سال پیش کمیته امداد 200 هزار تومان کمک کرد و بعد از آن دیگر حمایتی ندیدیم اگر بهزیستی مبلغ 200 هزار تومان پرداخت می کرد بهتر بود البته تبیض هم قائل می شوند چون کپی اجاره نامه برخی از افراد را در پرونده آنها درج کرده اند و دوماهی یک بار حدود  500 هزار تومان پرداخت می کنند که ما از همان هم محروم هستیم.

این مادر رنج کشیده از هنرهای خود می گوید که مدرک قالی باقی دارد و همچنین قبلا گلدوزی شلوار بندری و زری بافی هم انجام می داده اما بخاطر بیماری یاسر و رسیدگی به او دیگر نتوانسته آنها را به خوبی انجام دهد اما روزها که به همراه پسرش در این مکان می نشیند هنری که نشان دهنده اصالتش است را هنوز انجام می دهد.

وی در پاسخ به این سوال که در حال حاضر چه کاری انجام می دهید، گفت:  برای تامین بخشی از مخارج زندگی مان در حال بافت زی آستین روی پارچه شیشتاری هستم که در قسمت سرآستین، یقه، جیب پیراهن فون بلند و مانتو و همچنین لبه شلوارهای زنان بلوچ دوخته می شود.

بافت لباس کامل به قیمت 150 الی 200 تومان به فروش می رسد

این مادر رنج کشیده با اشاره به زمان بافت زی آستین افزود: بافت آستین یک هفته الی ده روز و بافت قسمت های تمام یک لباس 3 الی 4 ماه زمان می برد اما من به دلیل رسیدگی به کارهای یاسر حدود یک ماه کار بافت آستین ها را تمام می کنم اما با اینکه زمان بر هست این بافت ها به قیمت 150 الی 200 هزار تومان به فروش می رسد که مخارج زندگی سه نفره ای که بیمار دارد، را تامین نمی کند.

وی تاکید کرد: اگر هزینه زندگی مان به درستی تامین می شد هیچ گاه حاضر نبودم در گرما و سرما پسر بیمارم را  در سرما و گرمای طاقت فرسای جنوب همراه خود به مکان پر رفت و آمد بیاورم و به این کار تن دهم و اگر شرایط کارگری برایم فراهم بود حتما انجام می دادم.

سالمی یادآور شد: زمانی که از مسئولان بهزیستی تقاضای کمک کردم گفتند که 5میلیون به شما می دهیم در مقابل یاسر را از چرخه حمایتی بهزیستی خارج می کنیم که با این شرط نپذیرفتم.

بانوی اسوه صبر و استقامت از مسئولان تقاضا کرد که با این مادر رنج دیده همکاری کنند و اگر امکان دارد مبلغی به عنوان وام در اختیارش بگذارند تا بتواند کاری برای خود دست و پا کند و مایه افتخار و سربلندی خود و خانواده اش باشد.

انتهالی پیام/

ارسال نظر