لزوم پوست اندازی و خانه تکانی دستگاه دیپلماسی
تعداد بازدید تعداد بازدید: 163 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:03 ق.ظ، شنبه، 14 مرداد، سال 1396 نظرات بدون نظر

با پیگیری روند مذاکرات هسته ای و خروجی آن یعنی انعقاد توافقنامه تحت فشار و نظارت آمریکا و سازمان ملل، سه عامل راهبردی عزت، حکمت و مصلحت منکوب و ملعبهٔ سیاست ورزی ناکارامدان و جزمی اندیشان شد

به گزارش سرویس سیاسی رادکانا؛ در سیاست خارجی ما نقشه راه مشخص و تبیین شده است، عزت، حکمت، مصلحت.

این سه واژه راهبردی نشانه های عمق استراتژیک نظام در مواجهه با دنیای پیرامونی و نظامات بین الملل هست.

با نگاهی گذرا به روند و سیر حرکت جمهوری اسلامی در زمامداری دولت های گذشته تا حال شاهد نوسانات معنا دار این حوزه در سپهر سیاسی بوده ایم.

در خلال شکل گیری نظام از حضور مردم در راهپیمایی ها تا پیروزی و تثبیت، همواره شعار نه شرقی نه غربی در کانون توجه و خواست قاطبه مردم و رهبران نظام بوده و اینک نیز سر در وزارت امور خارجه مزین به این شعار ملی می باشد.

واقفیم که بیس سیاست خارجی هر کشوری در راستای خواست و اراده داخلی طراحی و پایه ریزی می شود؛ در این شناژبندی یکی از شاخص های مهم کمال جویی در پناه عزتمندی است.

عزت و سربلندی از مفاهیم عمیق ایدئولوژیکی با بار معنایی گسترده می باشد که سیاست گزاران سیاست خارجی، باید این مهم را در صدر برنامه های راهبردی خود لحاظ کنند.

اولین عنصری که در فرایند مستعمره کردن کشورها توسط قدرتهای برتر و حاکم هدف گذاری می شود عنصر عزت است که به تبع آن هویت و استقلال و اعتبار ملی آنها منکوب و لگدکوب می شود.

حفظ و ارتقای عزت کشور در بعد خارجی منوط به فعالیت توأم با حکمت اندیشی سکانداران سیاست در این حوزه ی بسیار وسیع است.

حاکمیت جریانات و نحله های سیاسی و جناحی بر مدیریت سیاست خارجی، عملاً این وزارتخانه را مسلوب الید و میدان مانور آن را صرفاً در حد بلوف های دیپلماتیکی و ارائه گزارشات چند وجهی و شعارگونه تنزل می دهد !

در تعامل با دول مختلف و سازمانهای بین المللی، حفظ منافع ملی بر اساس شاخصه های انقلابی از اصلی ترین ارکان سیاست خارجی محسوب می شود در ارتباطات بین المللی، آنچه که مصلحت و خواست نظام می باشد ملحوظ و تمامی تلاش سیاستمداران این حوزه براین مدار به گردش در می آید.

آیا در برجام این سه عنصر گزینه های روی میز دیپلماتهای ما بوده است؟

با پیگیری روند مذاکرات هسته ای و خروجی آن یعنی انعقاد توافقنامه تحت فشار و نظارت آمریکا و سازمان ملل، سه عامل راهبردی عزت، حکمت و مصلحت منکوب و ملعبهٔ سیاست ورزی ناکارامدان و جزمی اندیشان شد بگونه ای که پنداری کشور هدف، ایران انقلابی نیست بلکه کشوری واداده و نادم از مواضع انقلابی ست که از سر استیصال و داوطلبانه تن به قراردادی یک طرفه و لبهٔ پرتگاهی داده است!

درست است که کشورهای مذاکره کننده آمریکا (کشور آمر) در برنامه جامع تعهداتی را پذیرفتند که صرفاً جنبهٔ اصولی بر روی کاغذ اما فاقد ضمانت اجرایی دارد آنها مبسوط الید و ایران مسلوب الید زیرا توافقنامه بگونه ای تحریر شد که علیرغم نقض آن از جانب طرف مقابل، اختیار شکایت از ایران سلب و شاکی شدن بمنزلهٔ محکومیت تلقی می شود که این همان ضرب المثل سنگها را بستند و سگها را رها کردن هست! عزت ایران با بی حکمتی و ساده اندیشی تیم مذاکره کننده ما زیر علامت سئوال بزرگ قرار گرفت !

چه مصلحتی بالاتر از این که جایگاه انقلابی و کاریزماتیکی ایران در جامعه بین الملل حفظ و ایران همچنان الگویی تمام عیار از پیشرفت در گنجاندن و پیاده کردن موفق امور اجرایی بر محور ایدئولوژی اسلامی و همچنین در زمینه های مختلف علوم و تکنولوژی باشد که به ضرس قاطع میتوان ادعا کرد که همین موارد عامل اصلی تقابل غرب با ما و تهیه و تدارک و اجماع جهانی آنها در مهار همه جانبهٔ ما می باشد و لاغیر.

با همه این تفاسیر دیپلمات های ناتوان دولت یازدهم به قراردادی بین المللی تن دادند که نه تنها طرفی از آن نبستند و نخواهد بست بلکه به معنای واقعی خسارت محض را نصیب ایران کرده و کشور را به لبه های سیاه چاله ای دهشتناک کشاندند که رهایی از این پرتگاه مستلزم پوست اندازی و خانه تکانی در وزارت امورخارجه و انتصاب عقلا و کارکشتگان مبرّز و انقلابی و نیروهای ارزشی از جبهه اعتدال بر دستگاه دیپلماسی می باشد در غیر اینصورت شاهد روند رو به افزایش عقب نشینی از مواضع انقلابی و همچنین به محاق کشاندن عناصر عزت و حکمت و مصلحت در حفظ ارزش های واقعی نظام در مواجهه با استکبار جهانی خواهیم بود.

نویسنده: مسلم رستمانی

انتهای پیام/

ارسال نظر