مهندسی استحاله با فتح سنگرهای انقلاب اسلامی / اتاق فکر و عملیات مهندسی فتح خیلی نزدیک و خیلی دور!
تعداد بازدید تعداد بازدید: 111 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:14 ب.ظ، دوشنبه، 10 مهر، سال 1396 نظرات بدون نظر

ویژگی بنیادی این انقلاب نسبت به دیگر نهضت‌های ایران در سده اخیر مکتبی و اسلامی بودن آن است، ملت مسلمان ایران پس از گذر از نهضت ضد استبدادی مشروطه و نهضت ضد استعماری ملی شدن نفت به این تجربه گرانبار دست یافت که علت اساسی و مشخص عدم موفقیت این نهضت‌ها مکتبی نبودن مبارزات بوده است.

به گزارش سرویس سیاسی رادکانا؛ دکتر حسن بیارجمندی – مشاور اسبق حوزه معاونت سیاسی امنیتی استانداری گلستان طی یادداشتی نوشت: ویژگی بنیادی این انقلاب نسبت به دیگر نهضت‌های ایران در سده اخیر مکتبی و اسلامی بودن آن است، ملت مسلمان ایران پس از گذر از نهضت ضد استبدادی مشروطه و نهضت ضد استعماری ملی شدن نفت به این تجربه گرانبار دست یافت که علت اساسی و مشخص عدم موفقیت این نهضت‌ها مکتبی نبودن مبارزات بوده است.

از اینجا وجدان بیدار ملت به رهبری مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ضرورت پیگیری خط نهضت اصیل مکتبی و اسلامی را دریافت و در این میان قشر آگاه و مسئول جامعه در سنگر مسجد، حوزه‌های علمیه و دانشگاه به روشنگری و با الهام از مکتب انقلابی و پربار اسلام تلاش پی‌گیر و ثمر بخشی را در بالا بردن سطح آگاهی و هوشیاری مبارزاتی و مکتبی ملت مسلمان آغاز کرد…

بی شک با توجه به اهداف آفندی دشمنان و نفوذ در عمق سیستم ها و ساختارهای اجتماعی،سیاسی،فرهنگی(ناتوی فرهنگی)،اقتصادی و امنیتی (ناتوی اطلاعاتی) نظام جمهوری اسلامی،کسب اطلاعات کلی راجع به طراحی های آنان ، تجزیه و تحلیل دقیق آن، دستیابی به اجزای اصلی تشکیل دهنده این طراحی ها و النهایه بکارگیری از نتایج حاصله جهت طراحی های عملیاتی پدافندی یک امر کاملا ضروری و اجتناب ناپذیر است.

در چنین روندی، مهندسی معکوس مثبت می تواند تا حدود بسیار زیادی این نیاز را پوشش بدهد .مهندسی معکوس بطور خاص در این ارتباط عبارت است از مجموعه اقدامات پدافندی شامل بدست آوردن اطلاعات آفندی دشمن و تجزیه و تحلیل اجزای عملیات و اهداف آنان به منظور بازبینی های  امنیتی و حفظ و حراست از کلیت سیستم با درک درست از پایه های اساسی و حیاتی آن و امکان نوسازی ساختارها جهت نیل به یک وضعیت امن تحت استانداردهای پدافند غیرعامل است.

در این مهندسی از نقاط آفندی عمده در جنگ نرم به بازسازی و بازنویسی پروژه براندازی مهاجم و عوامل نفوذی داخلی آن رسیده و براساس آن نیز برنامه پدافند طراحی و اجرا می گردد ؛ در واقع این علم  فرایند کشف مهندسی براندازی در آفند علیه یک یا چند سیستم و زیر سیستم می‌باشد که از طریق مستقیم و مستقل تجزیه و تحلیل پایه های اساسی و حیاتی ساختار و عملکرد آن و یا  نقاط عمده و مشترک آفندی حاصل می‌شود.

در اکثر مواقع، موضوع این علم در مهندسی معکوس مثبت مطالعه یک یا چند مولفه اصلی عام و یا اختصاصی ساختار، یک سیستم، یک برنامه یا یک فرد یا شخص حقیقی و حقوقی (سازمان،نهاد،حزب،انجمن ،گروه و…)می‌باشد و یا در مهندسی معکوس منفی باز طراحی پروژه براندازی  دشمن بدون  دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده دشمن تنها با جداسازی اجزا و تجزیه و تحلیل نقاط  آفندی آنان است.

به طور عمده هدف این نوع از مهندسی  تنها کشف مولفه های طراحی یا باز طراحی یک برنامه جامع عملیاتی آفندی و پدافندی از طریق فرایند معکوس و به کارگیری تکنیک‌های مشابه  در عملیات های مشابه می‌باشد.

علامه شهید مطهری در سخنرانی مبسوط فروردین ۱۳۵۸ در انجمن اسلامی پزشکان و در محل مسجدالجواد تهران بصورت تلویحی اصول و مبانی چنین مهندسی را تبیین می نمایند:ایشان با تفسیر آیه الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون… بعنوان یک اصل ،تاریخ اسلام را تحلیل می کنند و از آن بعنوان مبدایی که انقلاب اسلامی صدر اسلام توسط نفوذ افراد فرصت طلب و نفوذ دشمنانی که تا دیروز با اسلام می جنگیدند عوض می شود، سخن به میان می آورد.

شهید مطهری ضمن تطبیق وضعیت انقلاب اسلامی با وضعیت یاد شده می گویند:« حالا که بر دشمن بیرونی پیروز شده اید، تمام نیروهای او را متلاشی کرده و شکست داده اید…دیگر ترس نداشته باشید ولی ترس داشته باشید،ترس از خود ،ترس از منحرف شدن این نهضت و انقلاب.روی این جهات … ما باید انقلاب خودمان را بشناسیم و بشکافیم و همه جنبه هایش را در نظر بگیریم.

با شکافتن و شناختن این انقلاب است که امکان نگهداری و حفظ آن و امکان تداوم بخشیدن به آن پیدا خواهد شد.» شهید مطهری همچنین پیش از این در سخنرانی ای در اسفند ماه 1357 در مسجد فرشته تهران بصورت مبسوطی ، نوعی آینده نگری مبتنی بر شناخت ماهیت انقلاب اسلامی را ارائه داده بودند تا براساس یک مهندسی معکوس مثبت نسبت به حفظ ،هدایت و رهبری صحیح آن صورت پذیرد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که مبین نهادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ایران بر اساس اصول و ضوابط اسلامی است ؛ انعکاس خواست قلبی امت اسلامی می باشد. ماهیت انقلاب عظیم اسلامی ایران و روند ‎ مبارزه مردم مسلمان از ابتدا تا پیروزی که در شعارهای قاطع و کوبنده همه قشرهای مردم تبلورمی‌یافت این خواست اساسی را مشخص کرده و اکنون در طلیعه این پیروزی بزرگ ملت ما با تمام وجود نیل به آن را می‌طلبد.»(دیباچه قانون اساسی- مقدمه)

ویژگی بنیادی این انقلاب و محورهای راهبردی

براساس مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ویژگی بنیادی این انقلاب نسبت به دیگر نهضت‌های ایران در سده اخیر عبارتند از:

1- مکتبی و اسلامی بودن آن

2- بهره مندی از  وجدان بیدار ملت

3- و رهبری مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله العظمی امام خمینی

دیباچه قانون اساسی جمهوری اسلامی در ارتباط با علل و عوامل اصلی شکل گیری انقلاب اسلامی و تثبیت رهبری امام خمینی (ره) بطور خاص نهادهای ذیل را با الهام از مکتب انقلابی و پربار اسلام دخیل در بالا بردن سطح آگاهی و هوشیاری مبارزاتی و مکتبی ملت مسلمان می داند: «در این میان قشر آگاه و مسئول جامعه در سنگر مسجد، حوزه‌های علمیه و دانشگاه به روشنگری و با الهام از مکتب انقلابی و پربار اسلام تلاش پی‌گیر و ثمر بخشی را در بالا بردن سطح آگاهی و هوشیاری مبارزاتی و مکتبی ملت مسلمان آغاز کرد.» (دیباچه قانون اساسی جمهوری اسلامی- طلیعه نهضت)

1- مسجد– روحانیت انقلابی

2- حوزه‌های علمیه– مراجع و علما و روحانیت انقلابی

3- دانشگاه– اساتید و دانشجویان متعهد و انقلابی

ازینرو با فاکتور گیری از کلیه اقدامات نرم دشمنان و عناصر نفوذی اقدام کننده علیه انقلاب اسلامی در طول ۴دهه گذشته می توان نتیجه گرفت که عمده اهداف آفندی آنان با حذف، تحریف و تقلیل عوامل اصلی یاد شده و خنثی و منحرف نمودن سنگرهای انقلاب اسلامی بوده و هست.

اولا به استناد تحرکات یکسال اخیر یک نشریه استیجاری استانی (تحرکات اخیرآنان خروجی 10سال کار پوششی مطالعاتی و تشکیلاتی زیرزمینی بیش از ۴دهه گذشته آنان بوده است) و عوامل پیدا و پنهان آن – که عقبه دگراندیشانه و التقاطی آن براساس اسناد متقن کاملا مشخص و پیداست – این خطوط همسو با عوامل مرکز- تهران و خارج از کشورمورد آفند است:

1- حذف اسلام از” انقلاب اسلامی” و القای غیراسلامی بودن انقلاب و انگاره سازی های تقلیلگرایانه و التقاطی از انقلاب اسلامی (انقلاب حداقلی- انحرافی مثلا انقلاب و اسلام رحمانی) و نیز ملی گرایانه (انقلاب مردمی بجای انقلاب الهی – مردمی! )

2- حذف اسلام از انقلاب اسلامی و انگاره سازی های تقلیل گرایانه و ملی گرایانه  و نیز اختلال در ویژگی بنیادی  “وجدان بیدار ملت ”  و در نتیجه انحراف بسمت جهان بینی های مادی و ایدئولوژی های التقاطی متاثر از آن و تهی نمودن انقلاب اسلامی از” آگاهی و بصیرت ملت ” بعنوان یکی از اصلی ترین عناصر اقتدار ایران اسلامی ( متغییر ژئوپولیتیک) و شیفت کردن آن بسمت “سبک حیات فردی و جمعی”(سبک زندگی) در جامعه ما.

3- تشکیک در مرجعیت تقلید ، رهبری قاطع و بلامنازع انقلاب اسلامی و نیز تنزل “امامت امت” به آیت الله خمینی! و تخریب شخصیت و تحریف اندیشه های  آن حضرت .

ثانیا با عنایت به آفند خاص دشمنان انقلاب اسلامی تحت مهندسی معکوس منفی علیه نهادهای پیش برنده یا همان سنگرهای انقلاب اسلامی به اسم نرمال کردن(نرمالیزایسون):

الف: بطور کلی در حال سکولار نمودن این سنگر مساجد ،حوزه های علمیه و دانشگاه ها و در نتیجه متوقف کردن این حرکت کلی هستند.

ثانیا بطور خاص متولیان اصلی مساجد انقلابی ، حوزه های انقلابی را با پرونده سازی ،  تهدید و تطمیع خنثی نموده و با حذف و منزوی کردن چهره های انقلابی دانشگاهی و یا تطمیع آنان از طریق دادن امتیاز ساعات پرتعداد تدریس و افزایش مزایا و یا ارتقای علمی و… زنجیره استحاله را تکمیل و بر فتح سنگر به سنگر خود می افزایند.

به همین دلیل است که  رهبر معظم انقلاب اسلامی بطور ویژه ای بر حفظ و حراست از هویت انقلابی این نهادهای پیش برنده (سنگرهای انقلاب اسلامی) و مراقبت از آنها در برابر سکولار شدن تاکید ورزیده اند:

سکولار شدن مسجد ، امام جماعت و هیات امنا : « بعضى‌ها مسجد را از مسائل سیاسى می خواهند بکلّى برکنار بدارند. [ میگویند] آقا شما وارد سیاست نشوید، کار خودتان را بکنید. کار خودتان یعنى چه؟ یعنى بیایید همان نمازتان را بخوانید و بروید؛ فقط پیش‌نمازى محض. این همان سکولاریسم است.»( بیانات در دیدار ائمه‌ی جماعات استان تهران ۹۵/۵/۳۱)

سکولار شدن حوزه‌های علمیه – علما و روحانیت : حوزه های علمیه نمیتوانند سکولار باشند. اینکه ما به مسائل نظام کار نداریم، به مسائل حکومت کار نداریم، این سکولاریسم است.(بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 1391/07/19)

حوزه‌ی علمیه باید نظام اسلامی – همین نظام جمهوری اسلامی – را از خود بداند و برای تکمیل و رفع نقص آن، همه‌ی کوشش خود را مبذول کند. این نظام از آن حرکت و نهضت عظیمی پدید آمده است که در همین مدرسه‌ی فیضیّه و در همین مسجد اعظم پایه‌گذاری شد. نظام دینی است؛ نظامی است که بر اساس معارف و احکام دینی و ارزشهای دینی شکل گرفته است. حوزه در مقابل چنین نظامی نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد.

هیچ مصلحت و هیچ انگیزه‌ی شخصی یا صنفی یا سیاسی نمی‌تواند و حق ندارد از حمایت حوزه نسبت به نظام مانع شود. بدتر از حمایت نکردن و درصدد تکمیل بر نیامدن و کمر به اصلاح ضعفهای نظام نبستن، این است که انسان به دشمنان نظام کمک کند! متأسفانه گاهی دیده می‌شود که پست‌ترین و رذلترین و بی‌ارزشترین دشمنان نظام به وسیله‌ی کسانی تأیید می‌شوند.

چرا؟! به چه بهانه‌ای؟! چون در نظام، فلان نقص وجود دارد؟ وقتی نقص هست، باید دشمن نظام را تأیید کرد، یا باید تلاش کرد تا آن نقص برطرف شود؟( بیانات در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه 1379/07/14)

سکولار شدن دانشگاه  –  دانشگاهیان (اساتید و دانشجویان متعهد): انقلاب اسلامی، جهت گیری دانشگاه را یکسره دگرگون کرد و خودباوری، و ابتکار، و استقلال، و پایبندی به ارزشهای اسلامی، و جهاد علمی، و آزادی از اسارت و تبعیت، را جهت اصلی آن قرار داد.

امروز رسالت اول دانشگاهیان، حفظ این جهتگیری و تلاش برای شکوفا شدن استعداد علمی و فکری نسل جوانِ بالنده‏ی کشور است.(۱۳۷۸/۰۳/۱۲پیام به گردهمائی ویژه‌ی دانشگاهیان و دانشجویان در تجلیل از حضرت امام خمینی ره ) .

در دانشگاه‌ها، روش‌ها و روابط، باید صددرصد اسلامی بشود و مدیریت‌ها باید برای اسلام در دانشگاه‌ها، اصالت قائل بشوند … یعنی مدیر و دانشجویان و استادان، اصالت را به اسلام بدهند و رعایت احکام اسلام را بکنند.

ارزش‌های اسلامی در دانشگاه باید مورد مسابقه قرار بگیرد، اسلام در دانشگاه غریب نباشد عمل و تعهد اسلامی یک چیز انگشت‏نما نباشد، نماز، امانت، صدق گفتار، صفا، برادری، عمل جهادی، درس خواندن از روی علاقه و صمیمیت، کمک به یکدیگر در فراگیری، تلاش برای تعمق در معلومات و دانشهای مختلف رایج باشد. »

این حقیر بعنوان کارشناس این حوزه نظر به نشست های متعدد با نخبگان جریان های مختلف سیاسی و فرهنگی در استان در ۳ماه اخیر و رصدهای دقیق و بالاخص کسب اطلاعات میدانی از سنگرهای انقلاب اسلامی پیش برنده در استان،نکات ذیل را در راهبری مهندسی معکوس مثبت به تمامی فعالین فرهنگی این حوزه  متذکر و توصیه می کنم :

۱- بین حامیان اصلی و نهادی پیدا و پنهان خط دهنده نشریه استیجاری آفند کننده علیه عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی و نفوذ کننده و آفند کننده علیه سنگرهای انقلاب اسلامی(مسجد،حوزه و دانشگاه)  در استان رابطه کاملا معنا دار و شبکه ای چند لایه  استتار شده وجود دارد.

۲-این خطوط همسو داخلی از استتارهای فریبنده بهره برده و با عوامل مرکز – تهران پیوند مستحکمی دارند و از سوی آنان هدایت و شدیدا حمایت و حاضر به دست زدن به هر کاری هستند.

۳-عملیات ویژه ای جهت گسستن پیوندهای هم افزا و هم پوشان میان نیروهای فرهنگی انقلاب اسلامی در استان که اولا بصورت درون جریانی از طریق اختلاف افکنی با قدرت دادن به بعض عناصر سیاسی فرصت طلب و مدعی اصولگرایی با تطمیع و تهدیدهای نرم (پست و منصب،حفظ وضع سابق و یا حمایت های معنوی پشت پرده و…) و ثانیا بصورت برون جریانی از طریق بهره گیری از ظرفیت ها و ابزارهای قدرت در اختیار جهت وارد کردن فشارهای منفعل کننده و خنثی کننده نیروهای انقلابی اصیل در استان ( با حذف، محدود کردن، جابجایی های تحقیرآمیز، و یا حذف کردن مزایا و امتیازات، بایکوت کردن،و…) در حال اجراست!

۴-القای یاس و نا امیدی جهت شکستن انگیزه و روحیه انقلابی در مسیر پیگیری تحقق منویات مقام معظم رهبری به منظور پایان دادن به مقاومت و جهادکبیر بصورت جدی در دستور کار است.

۵-نفاق ویژگی بارز چهره های اصلی هدایت کننده چنین مهندسی است و حتی در بعض دیدارها و ملاقات های خصوصی با وجود داشتن اطلاعات دقیق از هویت غیرانقلابی فرد ملاقات شونده، برای ساعاتی دچار تردید و شک در هویت او می گردید.( خیلی نزدیک و خیلی دور!)

۶- مبارزه در این راه بسیار پرهزینه و حقیقتا طاقت فرساست و …اگر انگیزه های الهی و انقلابی نباشد همچون عناصر سیاسی مدعی جبهه انقلاب اسلامی! تا انتخابات بعد از شما هیچ خبری نخواهد شد…

انتهای پیام/

ارسال نظر