پیاده روی اربعین؛ گام های تثبیت آرمان انقلاب اسلامی
تعداد بازدید تعداد بازدید: 395 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 3:05 ب.ظ، دوشنبه، 24 آذر، سال 1393 نظرات بدون نظر

«گمان نمی‌کنم پدران ما زمانی که با صدام می‌جنگیدند، علی‌رغم تمام آرمان‌خواهی‌هایشان تصور می‌کردند که یک روز حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله، فرمانده ارتش عراق شود و باقر قالیباف فرمانده لشکر ۲۵ کربلا، شهردار کربلا»

256x100xn00252655-t.jpg.jetiweb.ic.xRfR98AbgAیادداشت وارده: دست به دست شدن جملات فوق در شبکه های اجتماعی همراه با عکس دو نفره ی قاسم سلیمانی و محمدباقر قالیباف، شاید در نگاه اول رجزخوانی جوانانی باشد که این روزها از همزمانی شهرداری قالیباف بر کربلای معلی با فتوحات نام آورانه ی نیرو قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عراق هیجان زده اند. اما واقع آن است که صرف از آن فرماندهی ارتش، این رجز، کذب نیست و بی راه هم نمی گویند؛ ۲۶ سال از امضای قطعنامه ی ۵۹۸ و آتش بس میان ایران و عراق می گذرد. اتفاقی که پس از آن صدام، رییس جمهور وقت عراق خطاب به مقامات ایرانی گفت که به همه ی آنچه می خواستید، دست یافتید. عقل دنیایی صدام شاید درست می گفت، اما در ذهن رهبران انقلاب اسلامی بهمن ۵۷، چیزی خیلی فراتر از عقب نشینی بعثی ها از مرزهای جمهوری اسلامی و تبادل اسراء و امثاله می گذشت. جمهوری اسلامی از کشوری که مورد تهاجم عراق و دچار مشکل حتی برای تامین سلاح اولیه ی دفاعش بود، حالا تبدیل به کشوری شده است که سخن از پیشنهاد همکاری مشترک نظامی آن با آمریکا در خاک عراق است. دولتی در عراق بر سرکار است که از حزب نزدیک به جمهوری اسلامی ایران است و راه را برای حضور مقامات ایرانی در عراق گشوده است. این ها اتفاقات کمی نیست.

صدام البته می دانست انقلاب اسلامی قرار نیست در مرزهای جمهوری اسلامی محصور بماند و لابد برای همین هم راه کربلا را بسته بود تا اندیشه ی حسینی انقلاب اسلامی به جغرافیای زمینی حسینی نرسد که این تلاقی لاجرم کار او را در سرکوب مسلمانانی که دیکتاتوری ظالمانه ی او را برنمی تافتند، سخت می کرد. حالا اما در ۱۱ سالگی عراق بدون صدام، یک و نیم میلیون زائر ایرانی در جاده ها و خیابان های کربلا حضور دارند و قدم های آنان در کنار ۱۸ میلیون زائر دیگر از ده ها کشور جهان، گام های آرمانی سیاست خارجی انقلاب اسلامی را پیش می برد.

قرار نیست از بزرگترین تجمع انسانی جهان تفسیرهای سیاسی بیرون بکشیم، اما حضور میلیونی در تجمعی چند روزه، در قلب عراقی که گرد و غبار اشغالگری غرب و گروه های تروریستی و توحش داعش در آن بلند است، نمی تواند خالی از پیامدهای سیاسی و امنیتی باشد. چه رسد به وقتی که این گردهمایی عظیم بر مبنایی کاملاً ایدئولوژیک شکل گرفته؛ به ویژه آنکه ثقل اصلی ایدئولوژی مذکور بر تن ندادن به ظلم ظالم است، حتی اگر او پادشاهی قدرتمند باشد و تو جز تنی چند از نزدیکانت جنگجویی نداشته باشی و این تن ندادن به ظلم حاکمان جبار به قیمت جان تمام شود… حتی به قیمت اسارت زنان و کودکان خانواده… آیا ساده لوحی نخواهد بود که اهل سیاست از این اجتماع عظیم ایدئولوژیک بی تعمق بگذرند؟

صدام سال هاست که نیست و رجزخوانی برای کسی که با ذلت توسط هم پیمانان سابق، از قدرت برکنار و ذلیل تر دستگیر و اعدام شد، وجه چندانی ندارد؛ اما رجزخوانی حسینی مسلمانان برای صدام نیست؛ داعشی ها می شنوند، سیاستمداران غربی هم می شنوند و همین «به چالش کشیدن دشمنان داعشی خود» کافی ست که شیعیان را در کنار انگیزه های قوی معنوی، به کربلا بکشاند؛ کربلایی که داعشی ها خیلی علاقه مند به تخریب کامل آن هستند. فرقی نمی کند عقل شیطانی کهنه سیاستمداران غربی پی زدودن آرام آرمان حسین بن علی علیهماالسلام از جان اسلام باشد و تلاش کند دین را از میان حکومت و اجتماع به کنج خانه ها بکشاند، یا تحجر جاهلی داعش گنبد و بارگاه برای اهلبیت پیامبر علیهم السلام را شرک بداند و بر آن شمشیر کشد؛ این هر دو بر «نبودن حسین » اتفاق نظر دارند. با این وجود و حتی با همه ی بایکوت خبری اربعین در رسانه های غربی، هم داعش و هم غربی ها پیام های روشن اربعین ۹۳ را دریافت می کنند؛ آنها می توانند با همه ی این ۲۰ میلیون نفر موافق نباشند، اما نمی توانند این راهپیمایی عظیم و پیامی را که مخابره می کند، نادیده بگیرند. پیامی که می گوید مسلمانانی که زیر پرچم حسین علیه السلام درس زندگی و سیاست می آموزند، در وسط میدان حاضر هستند؛ و یقیناً جنگ با کسانی که آموخته اند برای نرفتن زیر بار ظلم و حفظ عزت باید حتی از جان گذشت، کار ساده ای نخواهد بود.

جمهوری اسلامی قصد دخالت در عراق ندارد؛ پیوندهای فرهنگی میان ایران و عراق آن همه هست که اگر کسی مانع ملت ها نشود، همدیگر را می یابند و همگرایی قدرت هایشان مانوری عظیم را به نمایش می گذارد؛ حضوری مردمی که قدرت دولت هایشان را هم افزایش می دهد. با این همه، جمهوری اسلامی این روزها در عراق هست و عکس های حضور فرمانده نیرو قدس سپاه در شهرهای مختلف عراق و در میدان رزم عراقی ها با داعش، بیش از هر عبارت دیگری بیان می کند که ما در عراق هستیم و إبایی هم از گفتن آن نداریم.

جمهوری اسلامی در عراق هست و نشانه ی این حضور فقط عکس های سرلشگر قاسم سلیمانی در عراق نیست؛ حتی شهرداری دو هفته ای شهردار پایتخت جمهوری اسلامی بر کربلا، کسی که از قضا سال ها فرمانده ی یکی از لشگرهای دفاع ایران علیه تجاوز بعثی ها بوده، نشان کاملی بر این حضور نیست؛ جمهوری اسلامی به عنوان دولت بر آمده از انقلاب اسلامی سال ۵۷ در عراق حضور دارد، چون آرمانی که این انقلاب و این نظام را به وجود آورده، اینک در عراق روزهای منتهی به اربعین، ابرازی عمیق و پررنگ دارد. عراقی که در گذشته ای نه چندان دور، زیر بار سرکوب های ظالمانه ی دیکتاتور دیوانه اش سر خم کرده و زیارت کربلا در آن چیزی شبیه جرم بود، حالا در سایه ی پرچم حسین بن علی علیهماالسلام می بالد و مشق آزادی و آزادگی می کند و مگر آرمان قیامی که سال ۴۲ از منبر آن امام عزیز، روحانی جلیل القدر شیعه جاری شد و به انقلاب اسلامی سال ۵۷ رسید، چیزی غیر این بود؟ آرمان امام خمینی (ره) هیچگاه فتوحات جغرافیایی نبود و تنها به آزادی و آزادگی مسلمانان در سایه ی اسلام می اندیشید و حال عراق گام های بلند رسیدن به این آرمان را طی می کند.

ارسال نظر