«کارچاله» میراث جاودان از زنان با همت بالاجاده + تصویر
تعداد بازدید تعداد بازدید: 437 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 8:24 ق.ظ، سه شنبه، 5 مرداد، سال 1395 نظرات بدون نظر

در روستای بالاجاده به صنایع دستی « کارچاله» گفته می شود که زنان با همت این روستا با دستان پرمهر و قلوب با عطوفتشان در هنر ریسندگی و بافندگی هنری ماندگار و میراث جاودان که ماحصل تلاشها و کوششهای گذشتگان بوده را به یادگار می گذارند.

Golestanema10به گزارش سرویس اجتماعی رادکانا، زنان با همت روستای بالاجاده که با دستان پرمهر و قلوب با عطوفتشان گرمابخش زندگی و خانواده و بازحمت حاصله از بازوان مردانه هنری ماندگار و میراث جاودان را که ماحصل تلاشها و کوششهای گذشتگان بوده است را به یادگار می گذارند.

آری فرهنگ غنی روستای بالاجاده از دیرباز در میان زنان عفیف، تلاشگر و معین مردان زندگیشان در کنار تربیت و پرورش فرزندان در هنر ریسندگی و بافندگی به هنرنمایی می پرداختند و چادرشب ، حوله، پتو، میاوند، شال جاجیم و خطی را به عنوان صنایع دستی در روستای بالاجاده به عنوان میراث جاودان و ماندگار از صنعت « کارچاله» به دست می آمده است.

که بیش از نیمی از زنان نسل گذشته از مادران و خواهران بالاجاده به این هنر تبحر و آشنایی داشتند و این هنر را نمادین ساختند. از این سو یکی از فعالین این هنر در عصر حاضر که در بالاجاده فعالیت دارند سرکار حاجیه خانم معصومه یزدی سبیه محترمه مرحوم عبداله و همسر گرامی جناب آقای حاج قربانعلی یزدی است.

اگرچه به ظرافت و عمیق مصاحبه ای دل نشین ایشان با همکاران رسانه ای مادر نشریه وزین چمتا منتشر شده است اما به لحاظ اهمیت موصوع و ضرورت شناخت از هنر ماندگار پیشینیان و تشویق زنان امروزی به فعالیتهای فوق برنامه ای و درآمدزایی ما را به این واداشت تا نسبت به انعکاس مصاحبه در این سامانه نیز اهتمام کنیم.

برحسب وظیفه از نکته سنجی همکاران رسانه ای نشریه چمتا در تهیه و تنظیم این مصاحبه و بالاخص تلاشهای مردانه حاجیه خانم یزدی که با اهتمام و جدیت و تلاش وافر برای احیاء سنتهای ماندگار گذشتگان و هنر و صنایع دستی روستا گام برداشتند تا زنان عفیف و پاکدامن دیارمان را برای همیشه با هنر زیبایشان به یادگار نگهدار دارند. عزت و تداوم توفیق ایشان و صحت و سلامتی خانواده محترم را آرزو دارم.

در بالاجاده ما افراد خیرخواه و کارآفرین هستن که مردم به نیکی از اونها یاد می کنن. تاکنون بزرگانی معرفی شدن و درآیندههم این رویه ادامه داره. ما در این شماره می خوایم از بانوی هنرمندی براتون بگیم که به قول بعضی ها از هر بند انگشتش یه هنر می باره.

با لباس های سفید رنگ محلیش در میان لباس های اغلب تیره رنگ حاضرین خیلی خوب به چشم میومد.

حاجیه خانم یزدی، ساکن بالاجاده کار چاله رو از بچگی آموخت. به قول خودش این هنر اصیل روستایی رو از مادرش به ارث برد. این روزها بیشتر به کارچاله و جاجیم بافی مشغول هست و سعی داره زنان علاقه مند را با هنرش آشنا کنه. 20 ساله که می بافه ولی بیشترین تمرکزش روبر ترویج این هنر که به اون کارچاله می گن قرار داد.

خودش رو این طور معرفی می کنه: 

من معصومه یزدی، از روستای بالاجاده، عضو شرکت تعاونی روستایی زنان بالاجاده (چادرشب و جاجیم)

تا چه مقطعی  تحصیل کردین؟ آیا به کسب و کارتون مربوط بود؟ و اینکه چرا این هنر قدیمی رو انتخاب کردین و ادامه میدین؟

بنده دیپلمه تجربی هستم. اما در رشته معرق کار و دانش تحصیلاتم رو تموم کردم. این هنر رو ادامه میدم چون نمیخوام سنت های دیرین خودم رو زیر پا بذارم.

کسانی که در رشته های مختلف صنایع دستی در دانگاه به صورت تئوری تحصیل می کنن، تاثیر گذار هست یا به صورت تجربی کار انجام می دن؟

هرچیزی جایگاه خودشو داره، یه وقت می بینی که تجربه بیشتر از علم کاربرد داره. من می گم هم درس و هم تجربه در کار مهمه. وقتی هم هنر، هم تجربه و تحصیلات کار رو داشته باشیم، این ها در کنار هم باعث رونق در کار می شه.

آیا ارگان خاصی هم برای آموزش افراد بود؟

نه، جز جهاد که اومد و شرکتی رو تاسیس کرد به نام شرکت تعاونی زنان روستای بالاجاده.

به نظر شما چرا دخترهای این دوره و زمونه کمتر جذب چنین هنرهایی می شن و به این کار روی نمیارن؟

خوب چون دخترها در حال حاضر همه به سمت درس و دانشگاه روی آوردند. خیلی ها بهم میگن زورت نمیاد این ها رو می بافی؟ هم چشمتو از بین میره هم دستتو و کلا سلامتیتو به خطر میندازی! مگه چقدر یک انسان می خواد عمر کنه!؟ البته اخیرا چون خانم های خانه دار هم می تونن بیمه بشن، به خاطر بیمه بعضی از افراد به این روی میارن.

چیزهای دیگه ای هم به جز کار چاله بلدین؟

تا حدودی سوزن دوزی بلدم، لباسی که پوشیدم، ریشه بافی زیرشو خودم انجام دادم. نوار باقی دور آستین لباسم رو خودم انجام دادم.

توی این بافتنی ها از سلیقه دختراتون استفاده میکنین؟ آیا دخترها تونم به این هنر علاقمند هستن؟

اونا خود کار بافت یا همون کارچاله خیلی کم انجام میدن ولی کارهای منو خیلی دوست دارن.

با این همه تفاسیر چقدر خانوادتون تو این موفقیت تاثیر داشتن؟

از بچه ها هیچکی دوست نداره که من کار کنم چون سلامتیم به خطر می افته. در کل راضی نیستن ! اما به خاطر علاقه ای که دارم وقتی یه مشتری میاد میگن اشکالی نداره میذارن کارمو انجام بدم.

از نهادهایی مثل شورا، دهیاری یا میراث فرهنگی حمایت میشین؟

من می تونم قسم بخورم که از سال 1372 تاحالا که شروع به کار کردم نه تنها از میراث فرهنگی بلکه از شورا ودهیاری روستای خودم هم حمایت نشدم. همین که جهاد اومد و شرکت تعاونی رو تشکیل داد، این سنت واسمون احیا شد . آخه خیلی برای یک روستایی مهمه که سنتش اخیا بشه. زمان هایی که نمایشگاه دارم جاهای متعددی میرم.

وقتی میپرسن این هنرها برای کدوم روستاست و من میگم بالاجاده، این باعث می شه خیلی از گردشگرها سمت کردکوی و بالاجاده بیان.من هیچ وقت دنبال مادیات نبودم که برم میراث فرهنگی کار کنم و میراث فرهنگی بهم پول بده.

هنرم از همه چیز برام مهم تره و اینکه می بینم کاری رو دارم انجام میدم که از نظر فرهنگی و تاریخی قدمت روستای منو بالا می بره برای من کافیه. اما در کل میراث فرهنگی میتونه کمک های خیلی زیادی بکنه برای رواج این فرهنگ که از نظر اقتصادی میتونه تاثیر زیادی داشته باشه.

گفتین مادیات! قیمت های کارهای شما مصوب جایی هست یا خودتون تعیین میکنین؟

ما براساس جنس و مواد اولیه ای که استفاده می کنیم قیمت میذاریم و اینکه جنس رو بافتیم برآوردش می کنیم چقدر هزینه کردیم، چقدر نخ به کار رفته و … .

به نمایشگاه اشاره کردین، تا حالا چندبار نمایشگاه رفتین؟ شناسنامه ای هم واسه هنرمندان مشخص شد؟

ما به کلاس رفتیم و کارت فنی حرفه ای داریم. به خاطر مدرک واسمون کلاس گذاشتن و گفتن به عنوان  هنرمند باید این مدرک  ر باشیم. وقتی مدرکمون رو گرفتیم اسممون در میراث ثبت شد. نمایشگاه های متعددی که برگزار می شه از میراث فرهنگی دعوت میشه که هنرمندش رو ببره نمایشگاه. میراث هم میاد و ازم میخواد که با هزینه خودم برم. منم قبول می کنم که برم.

هم دیدن یار هم زیارت شاه عبدالعظیم! فروختن یا نفروختن مهم نیست. حداقل می فهمم جاهای دیگه چی میبافن! مثلاً یه جا دیدم با پارچه ها کیف می بافن. منم یاد گرفتم و اومد واسه خودک کیف درست کردم. مهمترین نمایشگاه هایی که رفتم جشنواره اقوام همش البته بجز یه سالشو همچنین نمایشگاه بین المللی تهران، اراک و اصفهان هم بود.

نمایشگاه اراک و اصفهان داخلی بودن یا بین المللی؟

داخلی بود. فقط نمایشگاه تهران بین المللی بود که چندتا کشور چین- ترکیه- عراق- افغانستان و یمن حضور داشتن.

از اونا هم چیزی یاد گرفتین؟

اونا فقط پارچه و لباس های بچه گانه داشتن. ما ایرانی ها بیشتر کار صنایع دستی تزئینی اما در عین حال کاربردی انجام میدیم.

شما محصولات تون رو تو روستا چطور میفروشین؟

تقریباً همه تو روستا میدونن که من فروشنده هستم. از طریق اطلاع رسانی های دوس و آشنا هم متوجه میشن.

شده از شهرهای دیگه برای خرید بیان پیش شما؟

بله، مثلاً پارسال یه سری گردشگر از استان دیگه رفتن میراث فرهنگی و سراغ بافنده ها رو گرفتن. میراث هم آدرس منو بهشون داد. اونا هم اومدن اینجا و جنسشون رو گرفتن و رفتن.

تا حالا شده کسی به قیمت هاتون اعتراض کنه؟

نه! تا حالا نشده بگن جنسم گرونه، چون میبینن جاهای دیگه گرونتره. اما شده بافنده ها اعتراض کردن که چرا من ارزونتر می فروشم؟

الان تو این منطقه بالاجاده بیشترین بافنده‌ها رو داره یا روستاهای دیگه ای هم هست؟

هر جا بافنده‌ی خاص خودشو داره. ما سارق، چادرشب، سفره،حوله و جاجیم می‌بافیم . ما به جاجیم میگیم گلیج که اونو هم به عنوان روانداز هم به عنوان زیرانداز استفاده می‌کنیم. مثلاً روستای زارت فقط در زمینه دم دری و کیف‌های سنتی کار می کنه.

صنایع دستی کجا تنوع بیشتری داره؟

به نظرم بالاجاده، چون گنبد و مینودشت فقط رو حوله کار می‌کنند که از ابریشم و نخ‌های خیاطی استفاده می کنن. اونا از جاجیم ما استفاده نمیکنن و بلد نیستن چنین چیزی ببافن.

دوست دارین شرکت تعاونی رو دوباره برپا کنین؟

بالاجاده ایها نمی خوان متحد باشنو منم تنهایی برای خودم کار کنم بهتره.

و در پایان رمز موفقیت تون رو در چه موردی میبینین؟

جوونای امروزی اگه مدرسه یا دانشگاه و یا کار نداشته باشن، تا ساعت دوازده ظهر یا شاید هم بیشتر میخوابن! ولی ما زمانی که اذان گفتن بیدار میشیم، نماز می خونیم، صبحانه می‌خوریم، قرآن هم که همیشه کنارمون هست، بعد از راز و نیاز با خدا میگیم: لا حول و لا قوه الی بالله … بعد کارای خونه رو انجام میدیم …

مثلاً من هفته ای یکبار نون تنوری درست می‌کنم و دی گه به بازار برای خرید نون نمیرم. بالفرض کارم همونروز تا ساعدت ده صبح تموم می شه، اونوقت میرم کار چاله، توی کار چاله هم تا همسرم نیومد هستم، وقتی که ایشون اومدن با بچه های در کنار هم هستیم و اوقات میگذرونیم. اما من بالاخره به هر نحوی که شده، روزی دو یا سه ساعت کار چاله رو می‌بافم./ چمتا

انتهای پیام/

ارسال نظر