کوهنوردان در دام هولناک راهزنان جنگل‌های ‌گلستان
تعداد بازدید تعداد بازدید: 393 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:16 ق.ظ، چهارشنبه، 12 آبان، سال 1395 نظرات بدون نظر

دزدان خشن که با کشاندن کوهنوردان به جنگل‌های شهرستان آزادشهر در استان گلستان، اموال آنها را سرقت و طعمه‌هایشان را در دل جنگل رها می‌‌کردند تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.

golestanema31به گزارش سرویس حوادث رادکانا به نقل از همشهری، راز راهزنی‌های این باند زمانی فاش شد که مرد جوانی نیمه‌شب پنجشنبه 29مهرماه با پاهایی برهنه و سر و صورتی زخمی نزد مأموران پلیس شهرستان آزادشهر رفت و از اتفاق تلخی که برایش رخ داده بود پرده برداشت.

او گفت: سال‌هاست که برای کوهنوردی و یخ‌نوردی به نقاط مختلف کشور می‌روم و مربی یخ‌نوردی هستم.

از آنجا که در صفحه شخصی‌ام در یکی از شبکه‌های اجتماعی عکس‌های مختلفی از کوهنوردی منتشر کرده بودم، از حدود 3ماه پیش، فردی برایم پیام می‌فرستاد تا برای کوه و جنگل‌نوردی در شهرستان آزادشهر استان گلستان به آنجا بروم. این فرد مدعی بود که اهل تهران و دانشجوست و به همراه عده‌ای از همکلاسی‌هایش گروه کوهنوردی راه انداخته است.

حتی چندباری تلفنی با هم صحبت کردیم و هربار اصرار می‌کرد که برای دیدن زیبایی‌ها گلستان به آنجا بروم. در نهایت پس از گذشت چند ماه، تصمیم گرفتم به درخواستش جواب مثبت بدهم و این بود که با یکی از دوستانم قرار گذاشتیم برای کوهنوردی راهی استان گلستان شویم. جوان کوهنورد و دوستش، صبح پنجشنبه را برای شروع این سفر انتخاب کردند و قرار شد چند روزی را در کوه‌ها و جنگل‌های گلستان سپری کنند. غافل از دامی که برایشان پهن شده بود.

مرد جوان ادامه داد: صبح روز قرار دوستم تماس گرفت و گفت که نمی‌تواند در این سفر با من همراه شود. این بود که به تنهایی از تهران راهی آزادشهر شدم. وسایل و تجهیزات کوهنوردی‌ام را برداشتم و حوالی غروب بود که به آزادشهر رسیدم. پس از پیاده شدن از اتوبوس با کسی که در ارتباط بودم تماس گرفتم و او گفت که به‌زودی فردی برای رساندن من به خانه‌ جنگلی که گروه کوهنوردی در آنجا جمع شده‌اند می‌آید. من هم منتظر ماندم و دقایقی بعد جوانی سوار بر موتورسیکلت نزد من آمد و اسمم را صدا زد. بعد هم مدعی شد که آمده تا مرا به خانه جنگلی و نزد بقیه اعضای گروه ببرد. من هم سوار موتور شدم و به راه افتادیم.

دام هولناک

هوا تاریک شده و موتورسیکلت در جاده‌ای فرعی و در دل جنگل پیش می‌رفت. جوان کوهنورد تصور می‌کرد تا دقایقی دیگر نزد بقیه گروه کوهنوردی خواهد بود غافل از اینکه حادثه‌ای شوم انتظارش را می‌کشد. او گفت: ساعتی در جنگل پیش رفتیم تا اینکه به محلی رسیدیم که در آنجا آتشی برپا شده بود. 2نفر دور آتش نشسته بودند که یکی از آنها صورتش را پوشانده بود. وقتی از جوان موتورسوار درباره آنها پرسیدم، جواب داد که آنها جنگلبان هستند. او به آنها نزدیک شد و لحظاتی بعد توقف کرد.

در همین هنگام آن دو مرد به طرفم حمله کردند و در حالی که چاقو و زنجیر در دست داشتند، مرا به باد کتک گرفتند. برای لحظاتی تصور کردم که قصد کشتن مرا دارند. لحظات وحشتناکی بود و آنها پس از کتک زدن من، همه اموالم را گرفتند. از گوشی تلفن همراه گرفته، تا گردنبند و کارت‌های عابربانک. آنها حتی کفش‌هایم را هم سرقت کردند. سپس چاقویی زیر گلویم گذاشتند و رمز کارت عابربانکم را خواستند که از ترس جانم گفتم. پس از آن همگی سوار موتور شدند و از آنجا رفتند. در آن شرایط، تنها کاری که توانستم انجام دهم، راه افتادن در دل جنگل بود. با پاهای برهنه حدود 3کیلومتر را دویدم و درحالی‌که بدنم زخمی شده بود، خودم را به جاده رساندم و با کمک خودروهای عبوری راهی کلانتری شدم.

با شکایت مرد جوان، پرونده‌ای در این خصوص تشکیل شد و تیمی از مأموران همراه با جوان کوهنورد راهی محلی شدند که راهزنان، اموالش را سرقت کرده بودند. درحالی‌که به گفته شاکی پرونده، غیر از او چند نفر دیگر هم با این شگرد در دام راهزن‌های جنگلی گرفتار شده‌اند، تحقیقات برای دستگیری سارقان و به‌دست آوردن سرنخی از آنها ادامه دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر