آیا درقاموس فرهنگ غرب آزادگی مرده است؟!
تعداد بازدید تعداد بازدید: 660 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:28 ب.ظ، دوشنبه، 25 دی، سال 1391 نظرات بدون نظر

آیا ما با مردگان سخن می گوییم و مخاطبان ما زنده نیستند؟! آیا حقوق بشر غرب وسیله ای برای تحمیق انسانها و دموکراسی دروغی است که واقعیت دارد؟ چرا در غرب قدرت فساد می آورد و اخلاق امری نسبی است؟! در غرب واقعیت حقیقت است یا حقیقت واقعیت است؟!… و سوالاتی که هرگز پاسخی برای آن وجود ندارد…

572922_orig-449x300آیا ما با مردگان سخن می گوییم و مخاطبان ما زنده نیستند؟! آیا حقوق بشر غرب وسیله ای برای تحمیق انسانها و دموکراسی دروغی است که واقعیت دارد؟ چرا در غرب قدرت فساد می آورد و اخلاق امری نسبی  است؟! در غرب واقعیت حقیقت است یا حقیقت واقعیت است؟!… و سوالاتی که هرگز پاسخی برای آن وجود ندارد…

تناقضی که مدعیان غرب در آن درجا زده اند و از بس به ملتها دروغ گفته اند، حتی واقعیت های زندگی بشری در پرده ابهام و تردید است، تغییر نیست که دست های پنهان در آن دست نبرده باشد، اقتصادی نیست که دست خوش دستبرد واقع نگردیده باشد، عدالتی نیست که راوی آن مزدبگیر نباشد، حقوقی نیست که پایمال نشده باشد و فتنه ای نیست که در آن فرهنگ غرب سهمی نداشته باشد. سازمان ملل پیش قراول نیات پلید و پیاده نظام این واقعیت است که حقیقتی درآن راه ندارد و وسیله ای برای زیاده خواهی ابرقدرت ها گردیده است.

آیا وقت آن نرسیده که دلهای خوابیده بیدارشود و در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟

صدایی که هرگز قدرت مندان در طول تاریخ نشنیده اند و تاریخ در دو جبهه همواره تقابل بین دو جبهه رحمان و رحیم و شیطان رجیم بوده است. همه تاریخ در این دو جبهه معرفی می شوند.

تقابل بین  هابیلها و قابیلها، پیامبران و سلاطین، فرعونها و موسی ها، ابوسفیانها و محمد ها و علی ها و معاویه ها و خلاصه ولایتمدارها و ولایت ستیزها، یک جبهه رحمانها و رحیم ها و یک جبهه شیطانها و رجیم ها این دو جبهه حقیقت جهان است .

بستگی دارد در چه جبهه ای هستی و از کدام زاویه نگاه می کنی وقتی اخلاق وسیله ای برای رسیدن به هدف باشد و قدرت در دست کسانیکه تابع شهوت و غضب اند قرار گیرد و حقیقت واقعیتی باشد که گروهی آن را از پیش طراحی کنند و بسازند و جهات آن سناریویی باشد که از بنگاههای صهیونیستی برای جهان واقعیت را حقیقت جلوه می دهند دیگر وقتی کسی در جبهه شیطان ثبت نام کرده چه توقعی از آن است؟!

این انسان الینه شده و تغییر ماهیت داده شده است، از انسان به شیطان هجرت کرده  و مرده ایست که می بیند، می شنود  و حرف می زند اما نه حقیقت را بلکه واقعیت را می بیند و این واقعیت از حقیقت سرچشمه نمی گیرد بلکه واقعیتی ساخته و پرداخته بنگاههای خبرپراکنی یا سیستم های صهیونیستی است. طبیعی است واقعیتی دست ساخت برای منظوری است و وقتی کسی این واقیعت را می سازد که اخلاق را وسیله رسیدن به هدف می داند دیگر به اخلاق پایبند نیست تا بر اساس آن واقعیت بسازد که آن مبتنی بر حقیقت باشد…

لذا منافع جای اخلاق را می گیرد، حال خود بدان که در هر امری (انتخابات، حقوق بشر، جنگ و صلح، اقتصاد ،سیاست…..) اساسا حقیقت در غرب آن واقعیتی است که  حقیقت ندارد!

اگر امروز غرب در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران جبهه می گیرد دلیلش تفاوت ماهوی آن است. ماهیت کالبدی اسلام محمدی جان می دهد اما در ماهیت فرهنگی غرب گرفتن جان ونهلیسم نهفته است در ماهیت فرهنگ ما آزادی از اسارت خود خواهی ها و در ماهیت فرهنگ غرب اسیر دربند شهوات شدن است.

آیا در چنین فرهنگی آزادگی زنده است؟! نه بی شک  در قاموس فرهنگ غرب آزادگی مرده است همچنانکه انسان مرده است لذا در قاموس فرهنگ ما مرگ معنی ندارد و زندگی دوباره است و مرگ رستگاری است.

وقتی علی (ع) شمشیر بر فرقش می خورد، می گوید: “فزت برب الکعبه ”  “به خدای کعبه رستگار شدم ” ولی بگفته محمد تیجانی در کتاب آنگاه که هدایت شدم به نقل از البخاری و صحیح مسلم: که ابوبکر و عمر هردو در اواخر عمر گفته اند:” ای کاش ما علفی بودیم که شتری ما را می بلعید و تپاله می کرد ولی خلیفه نمی شدیم .” یعنی:” ای کاش مدفوع می شدیم ولی خلیفه نمی شدیم .” این فرق بین دیدگاه ولایت و غیر ولایت است. بخاطر همین حکام سعودی و امثال آن چون ولایت ندارند ملعبه اند، بازیچه اند.

 نویسنده رادکانا: محک

ارسال نظر