آیا لیبرال دموکراسی دیکتاتوری هدایت شده است!؟
تعداد بازدید تعداد بازدید: 635 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 4:12 ب.ظ، پنج شنبه، 5 اردیبهشت، سال 1392 نظرات بدون نظر

امروز انقلاب اسلامی برگرفته از متن صریح اسلام ناب محمدی که ریشه در تفکر پیامبران الهی دارد، همانا بنا به نص صریح قرآن کریم که می گوید ابراهیم نبی مسلم بود و دین نزد خداوند اسلام است؛ اختلاف بین ادیان را از بین می برد و دین را نزد خداوند یکتا پرستی معرفی می کند و فرق انسانها را به میزان تقوی آنها قرار داده است

ukkkjدر همه زمانها و مکانها برای روابط اجتماعی تعاریف متعارف ارائه داده است و یکی از این جایگاهها جایگاه انتخاب و احترام به رای مردم است.

پیامبر پس از اینکه از مردم مدینه  در مکان عقبه در مکه بیعت گرفت و آن هم بشکل مرسوم آن زمان یعنی مردها به حضور پیامبر آمدند و به ایشان دست دادند و زنها با تشتی از آب و قرار دادن دست در تشت اعلام بیعت کردند و این موضوع در زمان خلافت امام علی (ع)  در پذیرفتن حکومت مردم با اسرار مردم و هجوم آوردن به سمت آن حضرت بشکل دسته جمعی و چنانکه در تاریخ مربوط است مردم با حضور در مسجد با امام حسن (ع) و نیز  مردم کوفه بیش از 12 هزار نامه برای امام حسین (ع) جهت رهبری جامعه ارسال نمودند. همه مبین آن است که شیوه اولیاء دین بر احترام به انتخاب مردم و آن هم بشکل اجتهادی  آن در فرهنگ اسلام و خاصه فرهنگ پیامبر و اماما ن معصوم (ع) مرسوم بوده است.

البته شکل اجتهادی انتخاب چیزی که در جمهوری اسلامی مرسوم است با شکل حزبی آن که غرب منادی آن می باشد از نظر روح انتخاب متفاوت است چرا که در اسلام روح انتخاب جنبه اولوهی دارد و کوشش امت در جهت انتخاب اصله بر مبنای حقوق اسلامی آرای واقعی جامعه می باشد و نص آن برگرفته از قرآن، اجماع، عقل و سنت نبوی است که تامل بر این موضوع با نوع انتخاب لیبرال که آزادی بی حد و حصر و از نوع غربی آن چیزی که در آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد یعنی انتخاب در دو حزب جمهوری خواهان و دمکرات ها که پشتوانه کارتل ها و شرکت ها را دارند و اساسا افراد منفرد قابلیت طرح و بالا آمدن را در این سیستم غیر کار آمد ندارند تعلق گرفته است.

عدم تاثیر رأی مردم باعث کم شدن استقبال می شود چنانکه استقبال از انتخابات  در آمریکا به 30 الی 40 درصد تقلیل یافته است ولی در انتخاب اجتهادی مردم هر خانه حتی افراد یک خانه با توجه به نتیجه ای که از کوشش خود به آن رسیده اند رأی می دهند و رأی دو نفر حتی در یک خانه ممکن است متفاوت باشد و رأی نهایی فقط با شمردن آراء مشخص می گردد نه با رأی گیری سازمان های آمارگیری  حتی رأی مردم یک روستا با روستای دیگر و رأی یک محله با محله دیگری و همینطور در سطح کلان زیرا رأی اجتهادی است و کوشش افراد است که رأی جامعه را مشخص می کند نه لابی گری و غیرهم…

در سیستم (لیبرال دمکراسی) بطور طبیعی کنترل امیال نفسانی و قدرت طلبی قابل کنترل نیست و در این میان بجای وجدان الهی، لابی گری گروههای منفعت طلب جایگزین می شود و بجای اینکه رأی واقعی مردم که حامی آن ولی فقیه عادل، عالم و آگاه به زمان که مبنای ربوبی و روحانی دارد و بدون در نظر گرفتن منافع شخصی از مبانی حقوقی دین با صلاح کارآمد شورای نگهبان عدالت را اجرا می نماید، در لیبرال  دموکراسی که اومانیسم بر آن سیطره دارد و اساسا اومانیسم تفکری است که در ایده اش خدا را برداشته و جای آن انسان را نشانده است و درجهت تحقق آرمانهای نفسانی ( شهوت طلبی و قدرت طلبی ) گام بر می دارد  و به جای خدامداری انسان مداری را سرلوحه کار خود قرارداده است.

اساسا مکانیزمی همچون رهبری و شورای نگهبان وجود خارجی ندارد تا قوانین را با نص الهی تطبیق دهد تا اجهاف صورت نگیرد. لذابطور طبیعی انتخاب در اسلام اجتهادی  ودرغرب لیبرال دیکتاتوری می شود واینجاست که امام خمینی (ره) درسخنانش می فرماید:” اگر ولایت فقیه نباشد دیکتاتوری می شود.”

و ما در انتخابات آمریکا با آن همه تبلیغات می بینیم چون این مکانیزم یعنی وجدان بیدار دینی وجود خارجی ندارد و انتخابات بر اساس اجتهاد مردم نیست، دیکتاتوری محض می شود و صدایی جز دو حزب بگوش کس نمی رسد و همه صدا ها علیرغم مقبولیت عام خاموش می شود و در بلندمدت این می شود که جریان والستریت می خواهد ولی باز دیکتاتورهای لیبرال صداها را خفه می کنند.

اما ما دیده ایم در 34 سال انقلاب مردم آزادانه ریاست جمهوری هایی را انتخاب کرده اند که اساسا از حزب های معروف نبوده اند اما چون مردم خواسته اند و با اجتهاد به این نتیجه رسیده اند و انتخاب کرده اند با حمایت ولی فقیه از دیکتاتوری جلوگیری شده و انتخاب مردم به نتیجه رسیده است.

ولی همه جهان می دانند که بوش پسر با رأی یک وکیل و بشکل دیکتاتوری محض با شکل لیبرال آن بر سر کار آمد با وجود اینکه رغیبش رأی بیشتر از او داشت زیرا در لیبرال دموکراسی مرجع عادل دینی وجود ندارد و این لابی گری است که کفه سود خود را می نگرد و طبیعی است وقتی کفه به نفع آنان باشد بوش انتخاب می شود و اگر روزی کفه بنفع اوباما باشد اوباما انتخاب می شود هرچند 99 درصد مردم نخواهند و 1 درصد حاکم بخواهند! معنی لیبرال دموکراسی هم همین است هرکجا منافع بچربد و لابی بیشتر پول خرج کند…!

برای اینکه بیشتر به معنی نزدیک شویم شاهد نظرم گفته استاد معلم شهید مرتضی مطهری را می آورم که گفت: “دمکراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده و در غرب یعنی حیوانیت رها شده بنابراین آزادی و دموکراسی در قاموس اسلام جنبه انسانی و درغرب جنبه حیوانی دارند.”

مصادیق این حیوانیت غرب در همه اضلاع حکومت غرب ساری و جاری است و انتخابات هم یکی از آن اضلاع ادعایی غرب است.

با این نگاه می فهمیم انتخاب اجتهادی و انتخاب لیبرالی چه فرقی دارد و لیبرال دموکراسی همان دیکتاتوری هدایت شده است و طرفداران آن هم به منفعت حزبی می اندیشند نه منافع مردمی و بواسطه همین دیکتاتوری هدایت شده غرب رو به اضمحلال است و انشاالله انتخابات ما خود فرصتی است برای معرفی چهره حقیقی دین در تقابل با چهره زشت انتخابات غرب که دیکتاتوری محض است.

نویسنده رادکانا: محک

ارسال نظر