آیا نمِ «باروت خیس» امسال بر دامن بان کی مون می نشیند!؟
تعداد بازدید تعداد بازدید: 509 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:22 ق.ظ، شنبه، 5 بهمن، سال 1392 نظرات بدون نظر

افرادی گزینه ی محتمل دریافت جایزه ی «باروت خیس» هستند که به صورتی ناخواسته و خلاف میل باطنی، اقدامی در جهت منافع جمهوری اسلامی و اثبات نظرات ایران صورت داده اند.

image39490به گزارش رادکانا، از اهم اهداف دشمن در جنگ نرم، بزرگ نمایی قدرت خود در تمامی حوزه های نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است تا از این طریق بتواند احساس حقارت،خود کم بینی و ضعف را در اعماق روح و افکار مردم کشورهای در حال توسعه، جوامع اسلامی و بالاخص شهروندان ایران اسلامی القا نماید.این در شرایطی است که در حقیقت ماجرا، نظام سلطه وآمریکا هژمونی خود را در حال فروریزی و اضمحلال می بینند. 

به عبارت دیگر قدرت و اقتدار آمریکا و هم پیمانانش در واقعیت امر بسیارپایین تر از آن چیزی است که در القائات رسانه ایی و فرهنگی به تصویر کشیده می شود. اما از آنجا که باور پذیری این امر فارغ از آنکه برای سلطه گران بسیار تلخ و رنج آور است، زمینه ساز آگاهی ملت های تحت سلطه شده وانگیزه ی هویت طلبی و کسب عزت و استقلال را در میان آنها ایجاد می نماید، به شدت در صدد آن هستند تا صدای فروپاشی هیمنه و اقتدار سابق خود را با نعره های رسانه ایی و فرافکنی فرهنگی پنهان نمایند. به عنوان نمونه سینمای هالیوود آمریکا همواره بر این تلاش است که این ذهنیت را در افکار عمومی حاکم نماید که تنها قدرتی که می تواند مقابل دشمنان بشریت (از آدمهای فضائی، بشقاب پرنده ها، superhuman ها، گرفته تا گروه های تروریستی، خشونت طلب و حامیان جنگ و خونریزی) ایستادگی نموده و در دفاع از حفظ کرامت انسانی، آنها را سرکوب نماید آمریکاست!! نیاز به توضیح نیست که این گزافه گویی در حالیست که در واقعیت، آمریکا نتوانست از عهده ی تنها چند جنگ در منطقه ی خاورمیانه بر بیاید و زمانی که گرفتار جنگ در افغانستان و عراق است، جرأت ورود به جنگ سومی (حتی محدود) را در سوریه به خود نداد، چه برسد به اینکه بتواند کل جهان را تحت الحمایه خویش قرار دهد.

هالیوود عمیقا در پی آن است تا تصویری کامل و بی عیب و نقص، عاری از گناه و شرارت تحت قالب انسان کامل یا ابر انسان از نظامیان آمریکایی و پنتاگون ارائه نماید.از همین رو،جهت گیری فیلمها را به طور رسمی به دست پنتاگون سپرده به گونه ایی که پنتاگون و سیا اجازه دارند دیالوگ ها، شخصیت پردازی ها و تصویر سازی های فیلمها را آنگونه که میخواهند در راستای نظم بخشی و حفظ ساختار هژمونی آمریکا تغییر دهند. 

برای روشن تر شدن مطلب توجه مخاطب ارجمند رو به مصادیق روشنی جلب میکنم:

استودیوی فیلمسازی پارامونت پیکچرز در سال 1986، با تولید فیلم «تاپ گان» شخصیتی که «تام کروز» ایفای نقش می نمود را آنگونه مطابق میل دفتر فیلم پنتاگون طراحی نمود وسناریو را پرداخت که بعد از اکران آن، درخواست الحاق به نیروی دریایی آمریکا توسط جوانان به شکل چشم گیری فزونی یافت. چرا که در این فیلم تام کروز در نقش یک خلبان نیروی دریایی به شکلی سحر انگیز از شجاعت، جسارت و قدرت تصمیم گیری بالا وجذابی برخوردار بود.

غارتگر(predator ) در سال 1987 با کارگردانی جان مک تیرنان به اکران عمومی در آمد که در آن ارتش آمریکا با نیروهای فرا زمینی پیکار نموده و آنها را نابود می سازد.

سال 1996 میلادی در فیلم تصمیم اجرایی (executive decision ) با بازی استیون سیگال نیروهای نظامی آمریکائی شکست ناپذیر به تصویر کشیده شدند.

اشکهای خورشید«tears of the sun » با کارگردانی آنتونی فوکوآ در سال 2003،نیز در ارائه تصاویری اغراق آمیز در رابطه با توان نظامی آمریکا از هیچ کوششی فروگذار نکرد.

اقدام دلاورانه «act of valur » نیز نمونه دیگری از این دست فیلمهاست.

این فیلمها تنها تعداد محدودی از ده ها و صدها فیلم هالیوودی در راستای پروپاگاندای رسانه ایی آمریکاست.

در کتاب «عملیات هالیوود»، عبارتی از قول کاپیتان میگل مونته ورده، رئیس برنامه ریزی و سیاستهای دپارتمان ارتش آمریکا وجود دارد که در رابطه با تهیۀ یک فیلم هالیوودی به عوامل تهیه می نویسد: «برای حمایت وزارت دفاع از فیلم می بایست سیر داستان، شخصیت های نظامی و عملکرد آنها مجددا بر اساس میل پنتاگون بازنوشته شود». این اظهارنظر بیانگر حقیقت اثرپذیری و جهت پذیری هالیوود از پنتاگون و سیا می باشد.

هدف نگارنده از بیان این فیلم ها ارائۀ تحلیلی بر فعالیت هالیوود و چگونگی اثرگذاری آن درافکار عمومی جهان نیست. بلکه مقصود این است که روشن گردد، آمریکا ونظام سلطه، تا چه حد از ابزار فرهنگی وسینما که تنها اهرمی از اهرم های جنگ نرم است جهت بستر سازی برای القاء اقتدار خود، به منظور رسیدن به منافع متعدد خویش بهره می برند.

حال که اهمیت موضوع آشکار شد و تبیین گردید نظام سلطه تا چه اندازه و با چه مکانیسمی به القاء اقتدار خود با روشهای ضد فرهنگی در چهارچوب جنگ نرم اعتقاد دارد، اقدام متقابل و واکنش مناسب و اثرگذار با هدف کاهش و ازبین بردن تاثیرات اقدام دشمن، در مرحله ی نخست، و پس از آن صدور اندیشه های توحیدی، انسانی و آرمانهای انقلاب در بین ملتهای جهان ضرورت واهمیت خود را می نمایاند.

از فعالیت های مفید، قابل تقدیر و پسندیده در این راستا که جریان سازی فکری مناسبی به همراه داشته و در صورت همراهی و حمایت رسانه های ارزشمدار می تواند در سطح بین المللی نیز به عنوان یک دیپلماسی عمومی نظر افکار عمومی جهان را با کاریزمای بسیار بالا به خود جلب نماید، برگزاری جشنواره ی بین المللی سرزمین نور است. یکی از محورهای مهم واثربخش این جشنواره که بازتاب گسترده ای (علی رغم نوپایی خود) در سطح ایران وجهان داشته اهداء جایزه «باروت خیس» یا«quotation mark » می باشد.

باروت خیس با شعار «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» نظام سلطه را در آوردگاه نبرد نرم به چالش طلبید تا حقیقت پوشالی سلطه گران فاقد درک و شعور را به همگان معرفی نماید.

مفهوم نام جایزه بدین معناست که شخص پذیرنده ی جایزه، نماینده ی نظام و جریان اندیشه ایی است که همانند باروت دارای ماهیتی خطرناک، ویرانگر و آسیب رسان است اما این باروت (شخص یا اندیشه ایی که این جایزه را می پذیرد) به علت خیس بودن باروت قدرت انفجاری، و ویرانگری خود را از دست داده و صرفا موجود یا شکلی است بی محتوا. خیس بودن باروت می تواند کنایه از آگاهی و بینش ملتها وعلی الخصوص جمهوری اسلامی باشد که بر باروت آماده ی انفجار (نظام سلطه) عارض شده وآن را بی اثر می نماید. این جایزه (به تعبیر کنایی و نمادین)به فردی از جبهه ی دشمن اعطا می شود که ناخواسته وساده لوحانه در پی یک اقدام و یا اظهار نظر پرده از چهره ی کریه نظام سلطه برداشته و حقیقت پوشالی دشمن را رخ می نمایاند به نحوی که برآیند اقدام صورت پذیرفته از سوی دشمن ناخواسته به سود جمهوری اسلامی تمام شده و حقانیت اندیشه و آرمانهای جمهوری اسلامی را تایید نماید. آنگونه که در بیانیه ی دهمین کنگرۀ سرزمین نور آمده بود، باروت خیس آغازی است برای معرفی عروسکهایی با ظاهر خطرناک و قدرتمند اما باطنی نخ نما وفرسوده:

«این عروسک ها در پس بازیهایشان ناخواسته دست به افشاگری هایی می زنند که حقایق رابیش از پیش در برابر دیدگان مردم می نهند، همان نخ هایی که عروسکها را وادار به حرکت زندگی میکنند گاهی بدل می شوند به طنابهای دار عروسک ها و این پایان عمر آنهاست، این روز اکنون فرا رسیده، روزی که هویت وماهیت واقعی عروسکها آشکار شده است».

جایزه پیشین باروت خیس را میشل اوباما در مراسمی با استقبال نمایندگان 27 کشور جهان از آن خود نمود، زیرا در اقدامی رسمی با اهداء جایزه ی اسکار به کارگردان فیلم آرگو، از وابستگی مطلق هالیوود به کاخ سفید و مدیریت هالیوود توسط ساکنان این کاخ، پرده برداشت. فیلم آرگو علی رغم تمام ضعف های شخصیتی که در فیلمنامه داشت به خصوص در پرداخت شخصیتهای ایرانی، جعل واقعیت به بهانه ی دراماتیزه نمودن داستان، درافتادن در ورطه ی احساسات گرایی مفرط به صورت ناگهانی پس از روایتی مستند گونه و نیز گافهای تصویری بسیار در بازسازی خیابانهای تهران و ساختمان لانه ی جاسوسی، توانست نامزد هفت جایزه ی مختلف در اسکار و برنده ی دریافت سه اسکار بهترین فیلم،بهترین فیلمنامه ی اقتباسی وبهترین تدوین باشد. این فیلم همچنین جایزه ی گلدن گلوب را نیز از آن خود نمود. تمام این غوغاها، کف و دستها و اهداء جوایز به این دلیل بود که آرگو می خواست با حمایت علنی و صریح کاخ سفید،بر زخمی که بابت حوادث ناشی از 13 آبان سال 58 بر هژمونی آمریکا وارد آمد، مرهم گذارد.

بعد از ساخت این فیلم، کاخ سفید چنان دچار ذوق زدگی و شتاب زدگی گردید که وقایع سفارش ساخت و حمایت از این پروژه ی سینمایی از جانب کاخ سفید را با اهداء جایزه توسط بانوی اول آمریکا تایید نمود. اقدام میشل اوباما به وضوح توانست سرسپردگی هالیوود به کاخ سفید را آشکار سازد. حقیقتی که برای اثبات آن نیاز به صرف هزینه های بسیار بالایی بود تا افکار عمومی جهان بدانند در پس این رقص زیبای نور و تصویر و صدا(سینمای هالیوود) چه اهداف شومی خوابیده است، با حماقت بانوی اول آمریکا به تایید رسید. لذا جایزه ی باروت خیس به درستی به فردی اهداء گردید که بزرگترین افشاگری را علی رغم میل باطنی خویش صورت داده بود.

حال سوال اینجاست جایزه امسال به چه کسی تعلق می گیرد؟

تا کنون رسانه ها و صاحبنظران اظهاراتی بیان داشتند که اکثر آنها با محافظه کاری از بیان اسامی نامزد دریافت جایزه صرف نظر نمودند و صرفا کلیاتی را پیرامون جایزه واهداف آن بیان کردند. برخی از افراد نیز گمانه هایی مطرح نموده و چند نام را به عنوان نامزد معرفی کردند که در بیان علت چرایی انتخاب این نامها دچار اشتباه شدند. زیرا با معرفی برخی از چهره های شاخص از جبهه ی دشمن،علت انتخاب خود را صرفا اقدامات خصمانه و کینه توزانه ی چهره هایی از دشمن دانسته اند که برعلیه جمهوری اسلامی و منافع ملت روا نمودند. این در حالیست که علت انتخاب صرفا دشمنی دشمنان نباید باشد که در این صورت می توان لیست بلند بالایی از تمامی چهره های شاخص نظام سلطه ارائه داد. نکته آن است که باید در بین دشمن افرادی را گزینه ی محتمل دریافت جایزه ی «باروت خیس» دانست که به صورتی ناخواسته و خلاف میل باطنی، اقدامی در جهت منافع جمهوری اسلامی و اثبات نظرات ایران صورت داده اند.

اکنون بار دیگر سوال فوق را تکرار می کنیم که با در نظر گرفتن شروط فوق برای دریافت جایزه، خجالت وشرمساری دریافت این جایزه!! از آن چه شخصی در جبهه ی دشمن خواهد شد؟ در ادامه، گزینه های محتمل دریافت جایزه بیان می گردد:

شیمون پرز،رئیس جمهور 91 ساله رژیم صهیونیستی

شیمون پرز، رئیس جمهور 91 ساله رژیم صهیونیستی از آن جهت می تواند نامزد دریافت جایزه ی باروت خیس باشد که علاوه بر دشمنی های عمیق و همیشگی اش با نظام جمهوری اسلامی ایران، در اظهارنظری عجیب در روزنامه ی یدیعوت آحارنوت اظهار داشت:«از فکر حمله ایی یک جانبه به نیروگاههای هسته ایی ایران شبها تا صبح بیدار می مانم.تصور عواقب و جنبه های حمله به ایران نمی گذارد شبها بخوابم و نگرانی ام از وقوع چنین

حمله ایی غیر قابل توصیف است، بدیهی است تل آویو بدون کمک واشنگتن قادر به اقدامی علیه ایران نیست و آمریکا اخلاقا موظف است به ما کمک کند».

این اظهارات علی رغم ژستهای نظامی همیشگی اسرائیل،به وضوح وحشت این کشور را از توان بازدارندگی ایران و قدرت جمهوری اسلامی نشان

می دهد که حتی خواب شب را از چشمهای او می رباید.پرز همچنین،بعد از تهدیدات مکرر ایران در اظهاراتی بیان داشت که بهتر است موضوع برنامه ی هسته ایی ایران از طریق دیپلماتیک حل و فصل شود که این خود نیز وحشت اسرائیل از ایران را نشان می دهد.

نتانیاهو،نخست وزیر رژیم صهیونیستی

نتانیاهو،نخست وزیر رژیم صهیونیستی در گفتگو با شبکه ی بی بی سی فارسی،با بیان این مطلب که «اگر مردم ایران آزاد بودند،شلوار جین

می پوشیدند،به موسیقی غربی گوش می دادند و انتخاباتی آزاد داشتند»،درک عمیق و دقیق!!!خود از شرایط فرهنگی و سیاسی مردم ایران را ارئه داد.این اظهارات سخیف اگرچه مضحک و ابلهانه به نظر می رسد اما حقیقتی بزرگ را آشکار می سازد که اساسا سران رژیم صهیونیستی تمامی استراتژیها و راهبردهای خود علیه ایران را بر پایه ی چنین برداشتهای احمقانه ایی

طرح ریزی می کنند واز همین روست که بارها گفته اند نارضایتی در ایران فراگیر است.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا

تنها یکی از اقدامات و اظهارات عجیب رئیس جمهور آمریکا که وی را شایسته ی دریافت جایزه ی «باروت خیس»می نماید،سخنان وی در دهمین نشست سالانه ی مجمع «سابان» تحت عنوان «روابط آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه ایی پویا» بود که ابراز داشت،با وجود آنکه هیچ گزینه ایی را از روی میز برنداشته،اما بر آزمودن مسیر دیپلماتیک تاکید کرد.اوباما در این سخنان منکر به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای غنی سازی در توافقنامه ژنو شد.وی حتی پا را از این فراتر گذاشته و می گوید:روی کار آمدن «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران در نتیجه ی اعمال تحریم های جهانی علیه این کشور بوده اما این بدان معنا نیست که ،باید به او یا هر که در ایران است اعتماد کنیم،به هر حال آنها قسم خورده اند که علیه ما و بسیاری از ارزشهایی که،اینجا داریم کار کنند.

این سخنان مواضع کاخ سفید مبنی بر به رسمیت شناختن حق استفاده ازانرژی هسته ایی توسط ایران را به شدت به چالش کشیده و این حقیقت را عرضه

می کند که مقامات کاخ سفید در مذاکرات و گفتگوهای هسته ایی از صداقت لازم برخوردار نیستند.

جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا

جان کری،وزیر امور خارجه آمریکا با اظهاراتی که ثابت می نمود وعده ی آمریکا در مبارزه با القاعده ادعای دروغی بیش نیست و رفتار آمریکا در این باب،دوگانه است،شانس خود را برای دریافت «جایزه باروت خیس»بالا برد.

وی در سفر به اسرائیل اذعان داشت:«جنگ عراق با القاعده جنگی داخلی است و ما ارتشی به عراق اعزام نمی کنیم».این در حالیست که مبارزه با القاعده بهانه ی لشکرکشی های آمریکا به منطقه بود و نظر ایران را مبنی بر دروغ بودن ادعای آمریکا در مبارزه با تروریست،به اثبات رسانید.

بندر بن سلطان

از گزینه های نسبتا مطرح،برای دریافت جایزه ی باروت خیس رئیس دستگاه اطلاعات عربستان ،بندر بن سلطان است.چرا که علاوه بر فتنه افکنی در منطقه،گاه اظهاراتی بیان داشته که قصد شوم به آتش کشیدن محور مقاومت را آشکار می سازد.در دیدار اخیر بن سلطان با پوتین،خشم خاندان آل سعود از پیروزی محور ایران-سوریهروسیه در بحران سوریه بیش از پیش روشن شد.در این دیدار رئیس دستگاه اطلاعات عربستان به روسها پیشنهاد کرده تا به هر مقدار که بخواهند،عربستان نفت ارزان به روسیه عرضه خواهد نمود و در مقابل مسکو اجازه دهد آینده ی سوریه به دست آل سعود رقم بخورد.وی همچنین پوتین را تهدید نمود،در صورتی که مسکو دست از حمایت خود از نظام سوریه نکشد،ریاض به گروه های تروریستی مورد حمایت خود در قفقاز دستور خواهد داد تا بازی های زمستانی سوچی را به خاک و خون بکشد.اما به نظر نگارنده،بن سلطان شایستۀ!!دریافت این جایزه نیست چرا که تندیس باروت خیس می بایست به فتنه گران ودشمنان طراز اول ملت ایران تعلق بگیرد نه سرسپردگان وعمال وابسته به آنها.

بن سلطان با وجود تمام شرارت ها و شیطنت هایی که در حمایت از گروه های تروریستی از خود نشان می داد، صاحب نظران و کارشناسان او را خیلی جدی نگرفتند زیرا همگان می دانستند وی تمام این اعمال را به جهت جلب توجه آمریکا و دول غربی به جهت کسب حمایت آنها انجام می دهد.

این نکته که وی ثابت نمود در راستای اهداف غربی ها عمل می کند مسئله ی غامضی نبوده و مخالفی نداشت که حال با اقدامات یا اظهارات اخیرش آشکار شود،مضاف برآن اعمال وی،هیچ وجهی که ثابت نماید ناخواسته سودی به جمهوری اسلامی رسانده،در خود ندارد.لذا منطقا باید شانس اورا برای کسب این جایزه بسیار ضعیف دانست.

هاروارد گوردون

از یک نظر، هاروارد گوردون تهیه کننده ی ارشد کمپانی فاکس، که تهیه سریال « 24» و سریال ضد ایرانی «هوملند» را در کارنامه ی خود دارد می تواند گزینه ی مناسبی برای دریافت جایزه ی باروت خیس باشد، زیرا در گفتگویی که با نشریه پنجره انجام داده علاوه بر آنکه اذعان نمود مردم آمریکا از بینش و اطلاعات سیاسی به دورهستند اظهار داشت: اوباما خود ساخت وحمایت از سریال «هوملند(میهن)» را پیشنهاد داده وبارها بابت سریال 24 از وی تشکر نمود.

نکته ی عجیبی که گوردون به آن اشاره داشت، اعمال تغییر سیر داستان پس از انتخابات ایران است،او می گوید: « همزمان با پیروزی حسن روحانی در انتخابات، مدیران کمپانی فاکس مرا خواستند و خواستار تغییر سیر داستان شدند و گفتند دیگر خط داستانی ترور رئیس جمهور لازم نیست». این در حالیست که در داستان نخست که بنا بود کار شود شخصی شبیه به رئیس جمهور پیشین ایران ترور شده و با ترور او مذاکرات هسته ایی ایران با غرب به نتیجه می رسید.این بیان گوردون روشن می سازد که صنعت فیلمسازی آمریکا تا چه حد در خدمت اندیشه های سیاسی کاخ سفید است.

حقیقت دیگری که این تهیه کننده متنفذ آمریکایی از آن پرده برداشت در رابطه با اسکار فیلم اصغر فرهادیست:« کارگردانی که از ایران آمد و اسکار گرفت (اصغر فرهادی) گفت (ما ملت صلح دوستی هستیم) اما هیچ آمریکایی عاقلی آن را باور نمی‎کند. همه ما به حماقتش خندیدیم. چون مشخص بود سال بعد فیلم جرج کلونی (آرگو) جایزه اسکار را می‎گیرد. من برای نوشتن فیلمنامه این سریال خیلی فارسی یاد گرفتم. به قول شما ایرانی‎‎ها «Tarof nadarim». اصولا در ذات ما آمریکایی‎هاست که هیچ‎کس را بیهوده تشویق نکنیم اگر به توهم توطئه متهم نشوم می‎گویم در مورد جایزه اسکار، افرادی در ایران با برخی تهیه‎کنندگان مذاکره کرده بودند. جالب اینجاست تیم سازنده آرگو به ایران آمده بود و مدیران سینمایی ایران در دولت گذشته بیشترین تعامل را برای ساخت فیلم آرگو داشتند.

در عوض از تیم سازنده آرگو (که برای بازسازی لوکیشن‎‎ها آمده بودند) قول گرفتند که به فیلم «جدایی» در اسکار رای بدهند، خیلی احمقانه بود. تیمی که به ایران آمده بود آماده می‎شد که فیلمی به‎زعم شما علیه ایران بسازد. آن وقت مدیران شما در فکر گرفتن چند رای بیشتر برای اسکار بودند. ضمن اینکه در سال 2011 کمپانی سازنده آرگو قبل از برگزاری اسکار با حمایت کاخ سفید، مهمانی خاصی را ترتیب داده بود که در آکادمی فیلم جدایی برنده شود تا این جایزه برای ایرانی‎‎ها اشتیاق‎برانگیز باشد و سال بعد جایزه گرفتن آرگو پیام‎‎های سیاسی مرتبط را منتقل کند. اگر من جای مدیران شما بودم دیگر فیلمی به اسکار نمی‎دادم. من فیلم «گذشته» فرهادی را دیده‎ام. از جدایی بهتر است. اما چرا برگزیده نشد؟».

این سخنان حقایق بسیاری در رابطه با هدفمند عمل کردن دستگاه تبلیغاتی و ضد فرهنگی آمریکا علیه ایران مطرح نمود. گویی آقای گوردون در آستانه ی اهداء جایزه ی باروت خیس، سودای دریافت این جایزه رادر سر داشت که اینگونه دست به افشاگری زد و شانس خود را برای دریافت جایزه بالا برد!!!

صادق صبا

صادق صبا نیز اگرچه به زعم بعضی ها می تواند نامزد دریافت جایزه ی باروت خیس باشد اما نگارنده اورا در این قد واندازه ها نمی بیند که بخواهد شانسی برای او در نظر داشته باشد، صادق صبا بیشتر در حکم یک تدارکات چی برای بی بی سی کار می کند تا یک مدیر صاحب اندیشه ( حتی اندیشه ای غلط) لذا با توجه به اهمیت کم او در سیاست گذاری های بی بی سی به علت آنکه روند کاری بی بی سی توسط دولت بریتانیا تنظیم می گردد، شانسی برای او نمی توان در نظر داشت.

تمامی این حضرات!!! افرادی بودند که شایستگی هایی برای دریافت جایزه ی باروت خیس از خود نشان داده اند!! ( البته با میزان هایی متفاوت) .

اما عقیده نگارنده بر این است که این جایزه امسال، صرفا و صرفا شایسته شخص دیگری است.چرا که اقدام و اظهار او کاملا با اهداف جایزه ی باروت خیس که آشکار ساختن چهره ی واقعی نظام سلطه و سود رساندن بر خلاف میل باطنی به جمهوری اسلامی است، منطبق می باشد. و او شخصی نیست جز جناب بان کی مون،دبیر کل محترم!! سازمان ملل متحد.

بان کی مون،دبیر کل سازمان ملل

آقای دبیر کل، پس از آنکه ایران را به جهت اهمیت و موثر بودن این کشور در روند ثبات امنیت در منطقه به کنفرانس ژنو 2 دعوت نمود بلافاصله بعد از دیدار با جان کری وزیر امور خارجه ی آمریکا، بیانیه ایی صادر نموده و سخیفانه دعوت خود از ایران را پس گرفت.

این اقدام دبیر کل سازمان ملل به خوبی روشن نمود، سازمان ملل متحد که می بایست سازمانی مستقل و تاثیر ناپذیر از کشورهای سلطه گر و متنفذ باشد و هدف خود را بر استقرار و پایداری صلح در جهان متمرکز نماید، تا چه حد بر این آرمان و فلسفه ی وجودی شکل گیری خود استوار است.

اگر بنا باشد جایزه ی باروت خیس به شخصی داده شود که از یک جهت با اقدام خود، راستی و صحت مواضع جمهوری اسلامی را ناخواسته اثبات نموده و چهره ی حقیقی سلطه جویان را نا خواسته آشکار نماید و از سویی دیگر با این عمل یا اظهار، بر خلاف میل باطنی خویش خدمتی به جمهوری اسلامی نموده باشد، می بایست تندیس باروت خیس را به نظر نگارنده، با دو دست!!! تقدیم جناب بان کی مون نمود. چرا که با این رفتار خویش، بر ادعای ایران که بارها تکرار نموده سازمان ملل متحد متاسفانه از استقلال لازم برخوردار نبوده و تحت نفوذ آمریکا و سایر دوَل غربی است صحه گذاشته و از جانب دیگر از آنجا که عدم حضور ایران در نشست ژنو 2 باعث می گردد افکار عمومی و کشورهای منطقه به جد دریابند، به دلیل عدم حضور ایران است که نتایج نشست ژنو هیچ رهیافت و ثمره ای برای ملت سوریه نداشته، این اقدام می تواند به فضل الهی به سود ایران تمام شود. چرا که در این صورت نقش و اهمیت ایران در منطقه در افکار بین المللی بیش از پیش تثبیت می گردد و همه ناگزیر اعتراف خواهند کرد در صورت حضور ایران، شرایط اینگونه پیش نمی رفت که رفت.

دلیل عدم موفقیت اجلاس ژنو بدون حضور ایران در این است که آمریکا و ائتلاف متحدان علیه نظام سوریه سعی نمودند فضای سیاسی حاکم بر نشست را به نفع خود مصادره نموده و تک صدایی را بر ژنو حاکم نمایند. در چنین شرایطی قطعا نظرات، انتظارات و مطالبات اکثریت مردم سوریه مطرح نگردیده و صرفنظر از هر توافقی که در پایان اجلاس ژنو داشته باشند و یا نداشته باشند! در دراز مدت ناکارآمدی و ضعف این توافقات آشکار می گردد.

از آنجا که وعده ی حق مبنی بر «والعاقبه للمتقین» تخطی ناپذیر است، می توان این اقدام جناب بان کی مون، که در نقش کارگزاری آمریکا، خوش خدمتی خود را اثبات نمود در دراز مدت علی رغم میل باطنی آقای دبیر کل، به سود و نفع جمهوری اسلامی دانست.

در انتها با تمام ضعف و فقر و نیاز، دست به دعا بر می داریم و به ذات اقدس الهی و قادر مطلق عرضه می داریم:

معبودا تو را سپاس که دشمنان ما را احمق آفریدی!

«اللهم اشغل الظالمین بالظالمین»

سید حسین علی مومنی/دانا

ارسال نظر