از برادران می خواهم که رهبر خود را تنها نگذارند و گوش به فرمان ایشان باشند
تعداد بازدید تعداد بازدید: 522 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:35 ق.ظ، شنبه، 25 آبان، سال 1392 نظرات بدون نظر

شهید محمدعلی یوسفی فرزند شعبانعلی در سال۱۳۴۴ در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهرستان کردکوی دیده به جهان گشود.

Pictureمختصری از زندگینامه

بِسمِ رَّبِ الشُهَدا وَ الصِدیقین

شهید محمدعلی یوسفی :

شهید محمدعلی یوسفی فرزند شعبانعلی در سال1344 در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهرستان کردکوی دیده به جهان گشود.

پدرش شعبانعلی و مادرش حوریه نام داشت.

دوران طفولیت را در محیط گرم خانواده و دوران ابتدایی را در دبستان افضلی کردکوی سپری کرد و سپس وارد مقطع راهنمایی شد که در مدرسه فردوسی کردکوی به تحصیل ادامه داد در همین زمان بود که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و سپس رژیم بعثی عراق به ایران حمله کرد.

جوانان ایران به همراه بزرگترها، سنگر علم و دانش را رها کردند و در سنگر دفاع از اسلام جنگیدند.

شهید محمدعلی یوسفی هم در کسوت سربازی، به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت.

شهید یوسفی که دارای جسم و روحی قوی و ایمانی استوار بود و از نظر ورزش و اخلاق و قدرت بدنی در بین افراد محل شهره خاص و عام بود، در جبهه های اسلام رشادتهای زیادی از خود نشان داد و جانانه در راه آرمانهای اسلام و انقلاب جانفشانی کرد و سرانجام در تاریخ 11/3/1365 در منطقه جنگی مهران به دره رفیع شهادت نائل شد و به مقام عندربهم یرزقون دست پیدا کرد.

وصیت نامه شهید محمدعلی یوسفی :

بِسمِ اللَّه الرَحمنِ الرَحیم

{ اِنَّ اللهَ اشتَرَی مِنَ المُومِنِینَ أَنفُسَهُم وَ اَموَلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ }

{حقاً که خداوند از مومنان جانها و مالهایشان را خریداری کرده به بهای آن که بهشت از آن آنها باشد. } {سوره مبارکه توبه آیه 111}

با درود و سلام بر نبی اکرم و جانشینان ایشان و خصوصا حضرت مهدی (عج) و نائب بر حقش امام امت خمینی بت شکن و درود برگلگون کفنان ایران که جان نازنین خود را فدای اسلام و قرآن کردند.

خدایا هنگامی که این نوشته را بعنوان وصیت نامه می نویسم، بار سنگینی از گناه ومعصیت بر قلبم سنگینی می کند.

می دانم که من شایسته شهادت «یعنی راه سرخ شهیدان گلگون کفن انقلاب ایران اسلامی» شاید قرار نگیرم اما لااقل این را می دانم فضای رختخواب برایم تنگ ومردن درآن بسی ننگ آورترخواهد بود و ترجیح خواهم داد راهی را بپیمایم که عاقبت سعادت نصیب می گردد و بیندیشم که خود را از این دنیای فانی و مادی رهایی و نجات دهم پس ای معبود دلها کمکم کن که از این دنیای فانی و هواهای نفسانی جدا شوم چون که جز گناه چیز دیگری کوله بارم را سنگین تر نمی کند و همان طوری که از پیامبرمان نقل شده است: ((اشجع الناس من غلبه هوی)) «شجاع ترین مردم کسانی هستند که بر هوای نفسانی خود غلبه کنند. »

بعد از این مسائل به ملت شهید پرور ایران این را می خواهم بگویم که ای ملت ایران شما بودید که به جبهه ها کمک کردید شما بودید که اسلام را از کافران گرفتید کافرانی که خواستار ریشه کن شدن اسلام حقیقی بودند این را بدانید که شما الآن در محضر خداوند حق تعالی امتحان می شوید و خوش به حال کسانی که از این امتحان سرافراز و سربلند بیرون آمدند.

پیامی به ملت شهید پرور ایران دارم که هر چند کوچک تر از آنم که به ملت آگاه ایران پیام دهم ولی از برادران می خواهم که رهبر خود را تنها نگذارند و گوش به فرمان ایشان باشند و کاری کنند که نیرو این کربلای حسینی را فرا گیرد و از همه مهمتر این که اجانبی را که به هر نموی می خواهند انقلاب مارا لکه دار کنند از سر خود کوتاه کنند.

در آخر وصیتم به خانواده ام می خواهم بگویم هر چند نتوانستم زحمات شما را جبران نمایم و در حق شما خیلی کوتاهی نمودم از همه شما میخواهم، مرا ببخشید از مادرم می خواهم که بعد از شهادت من ناراحتی به دل خود راه ندهند به دلیل این که انسان در مقابل مرگ تسلیم است و هر موقع که باشد از این دنیای فانی از بین می رود و چه بهتر از مرگی که در راه خداوند متعال باشد.

یادش گرامی و راهش پر رهروباد.

 

 

ارسال نظر