با کاروان اربعین، امروز قلب تاریخ در کجا می تپد.
تعداد بازدید تعداد بازدید: 2,284 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:08 ق.ظ، سه شنبه، 12 دی، سال 1391 نظرات بدون نظر

امروز قلب تاریخ درکجا می تپد با ۱۰میلیون زائر وبقیه نیز با واسطه زائرند، بی شک کسی کتمان نمی کند امروز قلب تاریخ دراربعین می تپد. واربعین همچنان ادامه دارد….

650157_288تاریخ شاهد عظمت ها، فراز و نشیب های بسیاری بوده است و خورشید ها در آن طلوع وغروب کرده اند. حاکمانی آمدند و رفتند، حاکمان همیشه بر تن ها حکومت کردند واز دیدن جانها عاجز بودند. اما هیچ پرسیده اید که چرا یک حکومت و یک خورشید و یک کلمه است که با وجود گذشت 1400سال حکومتش زوال نیافته و پاینده است، نامش به نیستی نرفته و جاوید است حکومتش در مکان و زمان خاصی به اتمام نرسیده است و زوال ندارد. باید او را روح خدا نامید، مکتب عشق نامید یا صدای عشق؛ اما هرچه هست در گنبد دوار بماند. حکومتش مرز ندارد وقتی عاشورا می رسد همه جانها، نه که سنگ و چوب زمان و مکان، دریا و کوه و صحرا و بیابان انگار همه بسوی او کوچ می کنند. قیامتی است،  مکتب عشق، محشریست نهضت عبودیت و حسین که تمام نمی شود…

فیضش آن به آن است ولحظه به لحظه ودایم به آن افزوده می شود. هرکس حسین دارد آنی دارد ولاغیر، کلمه خدا تمام نمی شود. آیا هرگز به ذهنتان خطور کرده است و فکر کرده اید وقتی می گویید حسین باز می خواهید بگویید حسین…. وآنقدر تکرار کنید که نفستان تمام شود و دلتان نمی خواهد حسین گفتن تمام شود، حسین فطرت من و توست، نوش داروییست، تسکین قلب ها و فاتح قلب ها، کلمه بی نظیر، مکتب روشنایی و حسین همچنان ادامه دارد…

خونیست هدیه شده، او یک علی اکبر فدا کرد اما صدها سال است که علی اکبرها می آیند و می روند و فدایی علی اکبرحسین (ع) می شوند و می بینی چگونه دو دست قلم شده ابوالفضل میلیون ها دست برای اسلام ساخت. او دو دست فدا کرد اما هزاران دست ساخته است  که فدایی مکتب  رسول عشق می شوند. او یک سر فدا کرد اما همه سرها در طول تاریخ در قدمش فدا می شوند وچه کسی است که نخواهد در روز مردن حسین سر بر سینه اش بگذارد. یک زینب و یک کاروان به اسیری فرستاد تا زینب ها در طول تاریخ به اسارت زر و زور و تزویر نروند، او یک علی اصغر قربانی کرد تا علی اصغرها بی گناه به مسلخ نروند. یک روز در مقابل شیطان شمشیر کشید و با شمشیر جنگید و یک تاریخ شمشیر آخته برعلیه شیطانها تا  تاریخ هست ساخت، او یگانه است و در نوع خود بی نظیر…

اما اربعین آمد و یار دیگر جابربن عبدالله انصاری با قلبی بینا و چشمی بی سو و تنی فرتوت  بر مزاردوست آمده است سلام می کند و صدایی نمی شنود و می گوید چکونه جواب سلام مرا بدهی که سر در بدن نداری. زیارت می خواند واشک می ریزد بر بی کسی تن عریان، بر بی سری تن عریان واشک هایی که تمام نمی شود …

اربعین آمد و دوستان یکی یکی، ده تا ده تا، صدتا صدتا درطول تاریخ آمدند و برغریب مادر، غزیز زهرا و به عشق زینب و روح بشریت وحقیقت وجود تکریم کردند و رفتند ازاین شهر (کردکوی ) وهمه شهرها واربعین هنوز ادامه دارد…

اما اربعین هرسال پرفروغ تر می شود وحرارت سینه ها بیشتر، گویی در اربعین شیعه  گــُر می گیرد وشعله ور می شود و گداخته می شود و با این گداخته شدن است که انعطاف می پذیرد از راه اشتباه توبه می کند و راه نرفته را می پیماید و این همچنان ادامه دارد…

امروز همه می روند تا یک قله را فتح کنند و پرچم خود را بر این قله بزنند و با حسین بودن را جشن بگیرند واشک شوق بریزند اما کسی این قله را فتح نکرده است و با حسین بودن را جشن نگرفته است “مگر با خون خود در این مکتب باید نیست شوی تا هست شوی” باید بمیری تا زنده شوی زندگی در مردن است زندگی یعنی “شهادت” در راه دوست کدام عاشق است که با خون خود سند عشقش را امضاء کرده است و اثبات عاشقی کرده است  با اربعین بودن یعنی امضاء سند عشق واین ادامه دارد…

امروز قلب تاریخ درکجا می تپد با 10میلیون زائر وبقیه نیز با واسطه زائرند، بی شک کسی کتمان نمی کند امروز قلب تاریخ دراربعین می تپد.  واربعین همچنان ادامه دارد….

نویسنده رادکانا: محک

ارسال نظر