جنایات داعش در عراق، عقده گشایی برخی در گلستان
تعداد بازدید تعداد بازدید: 263 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 4:43 ق.ظ، شنبه، 7 تیر، سال 1393 نظرات یک نظر

خوجملی در نوشته خود بر آن است تا به مخاطب القاء کند که نظام سیاسی بنا گذاشته شده بر اساس اصل ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران ، نظام مناسبی نبوده و باید زمینه های جدایی دین از سیاست فراهم گردد.

thumb271-430ae6bd4201099d599773b9699bacc3به گزارش رادکانا، در روزهای اخیر امان محمد خوجملی نویسنده روشنفکر نمای سایت اولکامیز در مقاله ای تحت عنوان ” جایگاه قدرت و اقتدار ” تلاش داشته است به بررسی دلایل بروز حوادث اخیر در عراق بپردازد.

خوجملی در این مقاله نیز به مانند آثار سابق خود با ذکر مطالب و مصادیق پراکنده و بی ربط تلاش داشته است برخی از باورهای مد نظر خود را به مخاطبان انتقال دهد.

نویسنده مذکور در این مقاله در صدد القاء محورها و باورهای زیر به خوانندگان بوده است :

** هر قدرتی باعث اقتدار نمی شود و لازمه ایجاد اقتدار هم حکومت بر قلب هاست .

** ناکارآمدی و انحصار گرایی دولت نوری مالکی باعث فرار ارتش در برابر داعش شد.

** آیت الله سیستانی چون از ورود مستقیم در قدرت خودداری کرد نفوذ معنوی خود را در میان آحاد جامعه حفظ کرده است .

** حدود 35 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معلوم نیست قدرت معنوی روحانیت در ایران به مانند گذشته باشد .

** ترکیب قدرت معنوی با قدرت سیاسی باعث نزول جایگاه روحانیت در ایران شده است .

این محورها به صورت صریح و مشخص در مقاله خوجملی منعکس شده است . در اینجا به برخی معانی و مفاهیمی که ایشان تلاش کرده تا در لفافه بیان کند و از گفتن صریح و آشکار آن ابا داشته است ، اشاره می شود.

یکی از اعتقادات و باورهای  نویسنده سایت اولکامیز در مقاله مذکور این است که دولت نوری مالکی چون نتوانست در برابر هجوم گروه تروریستی داعش در برخی از مناطق عراق مقاومت کند ، مشروعیت ندارد . در این زمینه باید گفت که قطعا عملکرد دولت نوری مالکی ( مانند همه دولتها ) در برخی از بخشها قابل نقد است ، اما اگر بخواهیم تحولات عراق را فقط از این منظر بررسی نماییم ، قطعا به بیراهه خواهیم رفت.

نویسنده این مقاله باید بداند که یکی از معیارهای اصلی کسب مشروعیت و اقتدار برای دولتها انتخاب دولت در فرایندی دموکراتیک است . اصلی که خوجملی  بارها بر ضرورت نهاینه شدن آن در کشورهای مختلف تاکید داشته است . دولت نوری مالکی نیز از این منظر منتخب اکثریت مردم عراق است و در آخرین انتخابات برگزار شده در عراق نیز ائتلاف تحت رهبری مالکی علیرغم تخریب های زیاد انجام شده توانست باز هم اکثریت پارلمان را بدست آورد . آقای خوجملی ! شما که این را می دانید ، چرا مشروعیت دولت منتخب مردم عراق را زیر سوال می برید!!!

آقای خوجملی ! جنابعالی چرا در کنار سایر عوامل به بررسی رابطه حوادث اخیر عراق با نتایج انتخابات پارلمانی در این کشور نپرداخته اید؟ حتما بهتر از ما می دانید که حوادث عراق توسط برخی از دولتهای منطقه ای مخالف دولت قانونی عراق و با همدستی شکست خوردگان انتخابات اخیر پارلمانی در این کشور طراحی و به اجرا گذاشته شد . در این شرایط جنابعالی در صدد مشروع جلوه دادن این شبه کودتا علیه دولت منتخب اکثریت مردم عراق هستید؟

باید بدانید که مهم ترین ملاک مشروعیت و مقبولیت یک دولت از حیث قانونی صندوق های آراست ( اگر چه در اندیشه حکومت اسلامی ، مشروعیت حکومت از نسبت رابطه طولی آن با مشروعیت الهی ناشی می شود ) . پس جنابعالی نیز به عنوان کسی که ظاهرا به اصول دموکراسی اعتقاد دارید باید از فرایندهای دموکراتیک در عراق نیز حمایت کنید ؛ هر چند ممکن است این فرایندها به مراد دل شما نباشد .

امان محمد خوجملی که بنظر می رسد به تاریخ معاصر و تحولات دوره قاجاریه نیز علاقمند است هیچ شباهتی بین کودتای ناکام تکفیری ها در عراق با به توپ بسته شدن مجلس مشروطه بوسیله محمد علی شاه مستبد نمی بینید . بنظر ما اقدامات اخیر بعثی ها و تکفیری ها در عراق تکرار تجربه به توپ بسته شدن پارلمان و دموکراسی توسط شاه مستبد قاجار است . عمده جریانات اخیر عراق زاییده تلاش افرادی است که به علت ناکامی در پای صندوقهای آراء در صددند برخی از موقعیت ها را با زور سلاح و ارعاب کسب نمایند.

نویسنده روشنفکر نمای سایت اولکامیز در ادامه تحلیل خود به رگه مهم تری می پردازد  . وی در بخش دوم مقاله خود در صدد القاء این برداشت است که ورود روحانیت در سیاست و امور سیاسی باعث نزول جایگاه این قشر در افکار عمومی می شود . در این زمینه نامبرده با صراحت بیان می کند که ترکیب قدرت معنوی با قدرت سیاسی در ایران به جایگاه روحانیت آسیب زده است.

مقصد و منظور خوجملی در این زمینه را با صراحت بیشتر این گونه بیان می شود . وی اعتقاد دارد به علت عدم رعایت اصل جدایی دین از سیاست در جمهوری اسلامی ایران و حضور روحانیون در امور سیاسی جایگاه اصحاب دین در جامعه تنزل پیدا کرده است .

نکته قابل ذکر در این رابطه این است که با عنایت به سابقه درخشان خوجملی در عداوت و کینه توزی نسبت به روحانیت ، این دیدگاه وی دور از ذهن نیست . وی سابق بر این نیز در نوشتارهای مختلف به روحانیون ، علی الخصوص روحانیون معظم ترکمن با بدترین ادبیات ممکن حمله کرده است . خوجملی بر این اعتقاد است که غالب روحانیون از سواد روز بی بهره بوده و به همین علت نیز توانایی انطباق خود با تحولات جدید را ندارند .

وی اعتقاد اساسی تری نیز دارد که آن را در مقالات مختلف خود به صراحت بیان کرده است و آن این است که دین و آموزه های دینی پاسخگوی نیازهای جدید جامعه نمی باشد !!!

از کسی که تا این حد با نهاد دین و علمای دینی عداوت و دشمنی دارد ، ترویج تفکرات سکولاریستی غرب عجیب نیست . بنظر می رسد مطالعه متون سیاسی و فلسفی غرب و عدم آگاهی از فقه سیاسی اسلام باعث شده است ، خوجملی در این زمینه قطعا به بیراهه برود.

وی فراموش کرده است که تفکر سکولاریزمی که در متون غربی بیان شده است ، بر اساس تفکرات دین مسیحیت پایه گذاری شده است و در ابعاد مختلف آن با بنیادهای دین مبین اسلام سازگاری ندارد . یکی از نتایج ماهوی مباحث طرح شده توسط خوجملی نیز این است که نظام سیاسی بنا گذاشته شده بر اساس اصل ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران ، نظام مناسبی نبوده و باید زمینه های جدایی دین از سیاست فراهم گردد.

مشکل بزرگ برخی از به ظاهر روشنفکران این است که غرب و جامعه غربی را کعبه آمال و مدینه فاضله دانسته و به تبلیغ فضای حاکم بر این جامعه می پردازند. این افراد با چشم پوشی از فساد و تباهی حاکم بر جوامع غربی مروج این تفکر هستند که تنها مسیر فلاح و رستگاری حرکت در همان مسیر طی شده توسط غرب است. الگوی سیاسی مطلوب این گونه افراد نیز همان نظام های غربی است . در این شرایط فهم دلایل  دشمنی این افراد با حکوت دینی نیز قابل فهم می باشد.

عبدالجلال جاور

زرین نامه می گوید:

خداوند هر انکس را که باعث گمراهی مسلمین می شود را لعنت کند

ارسال نظر