حسین مذهب عشق ولاغیر و کربلا مکتب عشق
تعداد بازدید تعداد بازدید: 491 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 4:23 ب.ظ، پنج شنبه، 16 آبان، سال 1392 نظرات بدون نظر

نماز حسین را باید در زیر تیرهای طعنه و فحاشی و تیرهای آل یزید آموخت و با حسین قد قامت صلاه گفت و تکبیر حسین را از لای تیرها که همچون برگ پاییز یارانش را در دفاع از نماز به شهادت می رساند شناخت.

IMG09383972حسین از تبار انسان و خورشیدی که از دامان منور ولایت طلوع کرد و در صف سوزان عشق غروب کرد.

تولدش، زندگی اش و پرواز ملکوتیش همه از جنس عشق بود.

کلمه ای از او صادر نشد که درونمایه عشق را نداشته باشد و مکتبی را بنا نهاد که خشت خشت آن با آجر عشق بنا شده است.

می شود گفت کربلاحسین را مکتب عشق و حسین (ع) مذهب عشق است ولاغیر…

اما این عشقی نیست که با بی خود شدن و در دامان تباهی ها شدن، بشود آن را آموخت و تحصیل کرد، جاده عشق حسین از عمق تعقل رد می شود و شهر عشق حسین نئون های آن چشم ها را نمی فریبد و انسان را واله بیهودگی نمی کند.

شهر عشق حسین عمقش به اندازه فهم عشق حسین است و آنان که به فهم و ادراک این عشق از راه عقل رسیدند از خود بی خود شدند و لاجرعه شرابش را سرکشیدند مست و مدهوش شدند و تا سر زمین نیستی قدم نهادند و تا نیست نشوی هست نشوی، حسین مذهب عشق است و لاغیر…

این راه پر نشیب و فراز است که انسان را به لقاح معبود می رساند باید دیدن حسین(ع) را احساس کرد و بعد پا در راه حسین(ع) گذارد.

تا به دیدن حسین نائل نشوی شناخت حسین (ع) میسر نیست، جاذبه عشق حسین (ع) بعد از شهادتش نه که قاتلانش نیز بر سرنوشت خود گریستند، حسین کشان نیز با دست لرزان از حسین (ع) درس آموختند اما درسی که دیر بود باید آموختن از مکتب حسین (ع) را کمی زودتر شروع کرد تا به ورطه  حسین کشی نیفتاد.

شاید فردا دیر باشد باید همین امروز، باید همین ساعت یا باید همین حالا شروع کرد لحظه بعد دیر است و باید حسینی بود چون حسین مذهب عشق است و لاغیر….

بوی خوش حسین همچون عطردانی 1400 سال راهش را از لابلای همه سختی ها طی کرده تا با عطرش شامه دوستان را مسحور و دماغ دشمنان را ممهور کند.

بوی حسین را فقط از جنس حسین می شنود و گوشی صدای حسین را می شنود که از جنس حسین باشد.

صدای حسین همچون اذان از مناره عشق بفریاد در آمده و جانهای عاشق را بسوی خود می خواند.

شعاع عشق حسین از آسمان به زمین می رسد و مسیرش چون شعاع خورشید نورانیست.

تا ذوب ولایت نشوی، عاشقی نمی آموزی زیرا حسین مذهب عشق است و لاغیر….

نماز حسین را باید در زیر تیرهای طعنه و فحاشی و تیرهای آل یزید آموخت و با حسین قد قامت صلاه گفت و تکبیر حسین را از لای تیرها که همچون برگ پاییز یارانش را در دفاع از نماز به شهادت می رساند شناخت.

درس ولایت پذیری از این جنس است اینجا نه جای عافیت طلبی و ترس و حراس از شیطان است و نه جای دلبستگی به دنیا و ذخارف آن، اینجا جای صبر نیست باید شتافت وگرنه از قافله و قافله سالارش جا می مانی؛ اینجا فقط مخلصین راه دارند و آنان که توبه کنند.

اینجا حر را می پذیرند و آزادگان می آیند.

آزادگان زیر خیمه حسین (ع) جمع اند؛ چه چراغ خاموش باشد و چه چراغ روشن، خیمه عشق جای آزادگان، احرار و انسانهای حر است زیرا حسین (ع) مذهب عشق است ولاغیر…

اینجا سربازانش سن و سال نمی شناسند، سر اگر قیمت دارد باید پای عشق قریانی شود.

سر ابوالفضل و علی اصغر، سر حبیب بن مظاهر و علی اکبر، سر قاسم و عون و جعفر، سر وهب مسیحی و زهیر، همه می خرند.

سری اعتبار می یابد که مطمع نظر عشق واقع شود، تا یار که را خواهد، سر پیر و جوان، سر سیاه و سفید ،سر رییس و مرئوس همه سر بدار حبیبند و همه سردار عشقند کافیست حضرت عشق گوشه چشمی کند.

اگر پسند یار شدی باید به پای یار بیفتی وگرنه عاشق نیستی.

اگر یار پسندید باید سرباز باشی، اینجا امان نامه هم اگر بیاورند کسی پشت به مولا نمی کند، سرباز عشق در مقابل عشق سر فرود می آورد و به پای یار می میرد زیرا  حسین (ع) مذهب عشق است  ولاغیر…

اینجا حسین سر یک یک عشاق را بدامن می گیرد که خود حضرت عشق است.

اینجا خونها را حسن پاک می کند، اینجا وجه الله حسین است و وقتی یاران از اسب می افتند.

می توانی امروز هم ببینی سید علی می آید و بوسه به تابوت صیاد شیرازی هم می زند ” زیرا مقتدا و مولا یکی است.

خط عشق امتداد آن یکی است آدمها عوض می شود ولی حضرت عشق قلبش از یک سینه می تپد کافیست عاشق شوی مکتب عشق مسیرش از خانه حسین می گذرد زمان و مکان فقط وسیله فاصله افتادن است وگرنه ولایت یکی است و مقتدا هم یکی است زیرا حسین (ع) مذهب عشق است  ولاغیر…

نویسنده رادکانا: محک

ارسال نظر