در انتخابات ریاست جمهوری چه خطی پیروز می شود
تعداد بازدید تعداد بازدید: 736 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 12:05 ب.ظ، جمعه، 20 بهمن، سال 1391 نظرات بدون نظر

سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی ما در این دوره فعال و نقش خود را در راستای شناساندن انقلاب اسلامی به جهانیان تا حدود قابل توجهی ایفا کرد مخصوصا در مذاکرات صلح بعد از جنگ که باید قدردان زحمات آنان بود.

068fe3b9-deb8-468d-9525-c36ffd45f4a3در مدخل بحث عارضم که باید باور کرد سهم هر خطی در هدایت اجرایی کشور عملا در دو دوره 4 ساله تعریف می شود.

این نوستالوژی لااقل در سه دوره ریاست جمهوری اجرا شد البته این موضوع کمی منطقی نیز به نظر می رسد زیرا یک دوره چهار ساله برای تدوین و اجرای برنامه های کلان در وسعت کشوری پهناور با جمعیتی بالا، نظیر ایران اندک است و نیز واقفیم در اکثریت قریب به اتفاق انتخابات ها خط و خطوطی مورد اقبال عمومی قرار گرفتند که حاکمیت اجرای قبل از خود را نقد و به چالش کشیدند.

گرچه عقلای قوم و صاحب نظران معتقد به گردش نخبگان هستند اما آحاد مردم بر اساس ذائقه و باور خود تصمیم نهایی را می گیرند که این همان مردم سالاری عینی است.

درضمن راقم نتیجه آخر را در اول وجیزه بیان می دارد که قطع یقین حاکمیت اجرائی در انتخابات بعدی نیز از آن اصولگرایان بر اساس همان گفتمان عدالت و توسعه با تغییراتی ملموس در حوزه مسائل اقتصادی و فرهنگی و تغییر در تیم هدایت کننده و باز هم برای مدت 8 سال خواهد بود به شرط آنکه در چارچوب قانون و منویات ولی فقیه حرکت کند و کذا با این مقدمه بحث را ادامه می دهیم.

می دانیم که هر جریان سیاسی، گفتمان مخصوصی را مطرح و در دایره ی همان گفتمان برنامه کاری خود را ارئه می کند. اگر گفتمان غالب بر سه دولت ماضی را مورد مداقه قرار دهیم در دو دولت، یکی تقریبا و در دیگری دقیقا کارهایی درخور توجه برای بهبود و ارتقاء سطح زندگی اقشار مختلف و جامعه صورت گرفته است و در دوره ای به دلیل مشغولیات خارج از حوزه وظیفه ذاتی دولت و چالش هایی جدی با اندیشمندان حوزه های مختلف علمی و معرفتی، قدم های موثری در ارتقاء وضعیت پیشرفت جامعه برداشته نشد یا اگر برداشته شد لااقل محسوس نبود که در ادامه نوشتار به آنها خواهیم پرداخت.

در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی علیرغم بریز و بپاش های فراوان از سوی کارگزاران و کسب امتیازهایی ویژه و کاذب از سوی نزدیکان، برخی کارهایی زیربنایی نظیر تغییر ساختار فیزیکی زیربنایی کلان شهرها، جاده سازی اتوبان هایی طویل درون شهری بزرگراهها، مترو و سد سازی و غیره انجام گرفت که در مجموع جایگاه کشور را بعد از جنگ در راستای سازندگی بالا برد، به گونه ای که کلان شهرهایی مانند تهران و اصفهان و شیراز و مشهد و تبریز و… از حالت شهرهای خسته و فرتوت با ساختمان هایی بی رنگ و کلنگی نما و بدمنظر و خیابان های غیر استاندارد و ترافیک آفرین بیرون آمده و تقریبا به حالت تمیز و شیک و بانشاط درآمد.

سطح و نوع زندگی بخشی از مردم از حالت گذشته بیرون و تنوع در نوع ساختمان سازی تزئینات داخلی منازل و جایگزینی اشیاء و لوازم لوکس و تغییر دکوراسیون اتاق کارهای مدیران اجرائی ادارات ایجاد و در یک کلام رواج اشرافی گری ره آورد بخش مهمی از برنامه های دولت سازندگی بوده است.

در دوران سازندگی فاصله فقیر و غنی بیشتر و عده  زیادی از اعوان و انصار وابستگان به قدرت اجرائی به آلاف و الوف رسیدند، در بخش فرهنگی جامعه نیز به مرور فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی رنگ باخت و نیروهای ارزشی و متدین جامعه سرخورده و نگران از آینده دینی جامعه به حاشیه رانده شدند.

در حوزه مسائل سیاسی احزاب و جریانات به دلیل عدم اعتقاد شخص رئیس دولت به تحزب و فعالیت سالم احزاب، گروه های سیاسی آن طور که باید و شاید میدان مانور نداشتند به گونه ای که تا حدود زیادی حالت رکود و سکون در محافل و مجامع سیاسی وجود داشت.

سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی ما در این دوره فعال و نقش خود را در راستای شناساندن انقلاب اسلامی به جهانیان تا حدود قابل توجهی ایفا کرد مخصوصا در مذاکرات صلح بعد از جنگ که باید قدردان زحمات آنان بود.

دولت در این دوره حواشی زیادی داشت: تکنوکرات ها و آکادمیست ها و حتی بخشی از رزمندگان جبهه ها پس از بازگشت از جبهه ها وارد حوزه کارهای سازندگی شدند و متعاقب از ایثارگری به سمت کسب امتیاز و میزریاست و ماشین و تجمل پرستی و به کسب درآمدهای نجومی روی آوردند این بود که اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه متحول و زیاده طلبی و ویژه خواری امری مرسوم و مقبول گردید.

ادامه دارد…

نویسنده رادکانا: مسلم رستمانی

ارسال نظر