استقامت مقابل مشکلات جامعه ، سربلندی مقابل شهدا و جانبازان و خانواده شهدا است
تعداد بازدید تعداد بازدید: 503 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 9:41 ق.ظ، یکشنبه، 7 مهر، سال 1392 نظرات بدون نظر

جانباز شیمیایی ۸ سال دفاع مقدس گفت: استقامت مقابل مشکلات جامعه ، سربلندی مقابل شهدا و جانبازان و خانواده شهدا است.

thumb188-6c083dbdf34caa09408580bb7ca4379dبه گزارش رادکانا به نقل از گل رامیان، به مناسبت هفته دفاع مقدس و یادآوری خاطرات و ایثارگریهای جانبازان و شهدای ۸ سال دفاع مقدس نزد یکی از جانبازان شهرستان رامیان رفته و گفتگویی را با این جانباز داشته که در زیر مشروح این گفتگو آورده شده است.

گل رامیان: ابتدا خود را معرفی کنید؟

محمدتقی بای فرزند حضرتقلی متولد ۱۳۳۷ دارای ۲ فرزند پسر و ۲ دختر ساکن رامیان هستم.

گل رامیان: در چه سالی عازم جبهه شدید واز ماجرای رفتن خود به جبهه بگویید؟

بای: ابتدا با نارضایتی پدر و برادرم برای رفتن به جبهه روبرو شدم ولی در جواب آنها می گفتم ما باید برای دفاع از میهن خود و پیروی از فرمان امام خمینی (ره) به مناطق جنگ برویم  و سال ۱۳۶۰ و در سن ۲۳ سالگی عازم جبهه شدم.

مدت ۴۵ روز در منجیل دست تکاوران آموزش دیده و بعد از آنجا مدت ۱۰ روز به اسلام آباد غرب آموزشهای لازم را آموخته بعد از آن اسلحه به ما تحویل داده و من آرپیچی زن بودم.

گل رامیان: چه مدت در جبهه حضور داشتید؟

بای: از سال ۶۰ تا ۶۷٫

گل رامیان: در چه عملیات هایی حضور داشتید؟

بای: عملیات محرم، کربلای ۴ و ۵ ، خیبر، گردان صاحب الزمان(عج) .

گل رامیان:در مناطق جنگی چه مسئولیت هایی را برعهده داشتید؟

بای:۳ ماه  آرپیچی زن، تیربارچی، یک سال تفنگ ژ۳، یک سال پشت مینی کلاش .

گل رامیان: از ماجرای مجروح شدن خود بگویید؟

بای: در سال ۱۳۶۰ در عملیات محرم که به مدت ۴۵ روز در منطقه قصر شیرین تنگه کورا قاسم آباد طول کشید . با حمله عراقی ها و زدن

خمپاره ۶۰ که از قسمت دو پا و یک دست و چشم به شدت مجروح شدم و ۱۰ ترکش نیز از جبهه در پای خود به یادگاری دارم که پس از پایان عملیات به بیمارستان شهر منتقل شدم .

همچنین در عملیات کربلای ۵ بعد از زدن خمپاره و توپ ۱۰۶ طوری که به آسمان پرتاپ  و دوباره به زمین افتادیم و مدت ۱۱ روز در

بیمارستان شیراز بودم و موج گرفته شدم.

در سال ۶۷ هم شیمیایی شدم .

گل رامیان: خاطره ای از آن دوران بگویید؟

بای: زمان مجروحیت یکی از رزمندگان بنام نعمت مهاجری که همشهری من بود و از ناحیه صورت و چشم و ریه مجروح شده بود ،هنگامیکه شهید چمران با لای سر این مجروح رسید ، زمان مرگ مهاجری را بعد از ۲۰ سال گفت که همین اتفاق هم افتاد .

وی از شور و شوق رزمندگان می گوید :رزمندگان همیشه در زمان عملیات برای شهادت التماس دعا داشتند و هریک چفیه یا ساعت یا هروسیله دیگر را برای یادگاری می گذاشتند .

روزی هم که عملیات کربلای ۵ داشتیم مقام معظم رهبری برای بسیجیان نماز خواند و به هر یک از رزمنده ها یک چفیه هدیه دادو گفت شما یاران امام هستید و از اسلام باید دفاع کنید.

گل رامیان: با کدام فرماندهان جنگ در عملیاتها در ارتباط بودید؟

بای:مرتضی قربانی، محسن رضایی ، محمدباقر قلیباف، علیرضا کوهساری، حمید رجبلو، شهید مهدی بای و …

گل رامیان: اگر زمانی دوباره جنگ شود باز هم حاضرید ؟

بای:بله حتما.ما برای دین و میهن خود جنگیدیم اکنون که رهبر اعلام آماده باش دهد ندای رهبر را لبیک می گوییم.

گل رامیان: از وضعیت جسمانی خود در زمان کنونی بگویید؟

بای: در هنگام شیمیایی دست و بدنم پوست می دهد و تمام بدنم زخم است و برای معالجه با مشکل دارو مواجه می شویم و داروهای اصل پیدا نمی شود .

گل رامیان: چه توصیه ای به جوانان دارید؟

بای:در برابر مشکلات جامعه استقامت کنند و به راه خلاف نروند تا در مقابل شهدا و خانواده های شهدا سربلند باشیم و ما باید پشتوانه جانبازان و خانواده های شهدا باشیم.

باید جوانان را با رشادتها و ایثارگریه و جهاد رزمندگان و شهدای ۸ سال دفاع مقدس آگاه کنیم.

ارسال نظر