ضرورت حمایت و تدوین استراتژی در بخش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان
تعداد بازدید تعداد بازدید: 768 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 9:18 ب.ظ، سه شنبه، 26 آذر، سال 1392 نظرات یک نظر

بمناسبت هفته پژوهش مقاله ای با عنوان ” ضرورت حمایت و تدوین استراتژی در بخش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان ” از سوی لطف ا… پارسایی عضو هیات علمی تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان به پایگاه خبری تحلیلی رادکانا ارسال گردید که منتشر می شود تا مورد استفاده آن دسته افرادی که ذر این زمینه فعالیت می کنند و مشغول به تحصیل می باشد قرار گیرد.

80883274-5087944مقدمه

«تبدیل شدن به کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه» و «برخورداری جامعه از امنیت غذایی و به ویژه حداکثر سازی تولید در محصولات استراتژیک» از اهداف اصلی سند چشم‌انداز توسعه کشور تعیین شده است.

بی‌شک رسیدن به اهداف تعیین شده در این سند، مستلزم توسعه منابع انسانی و به کارگیری مناسب اصول علمی و فنی در همه بخش‌های اقتصادی و به خصوص بخش کشاورزی می‌باشد.

بی شک امروزه اثبات اینکه تحقیق نقش اول در توسعه همه جانبه و پایدار را در تمامی زمینه های علوم انسانی، علوم تجربی و یا سایر علوم را دارد ضرورتی ندارد زیرا این امر فصل مشترک پذیرفته شده همه جوامع علمی روز دنیا می باشد بی شک در کشور ما که در حال گذر از جامعه سنتی به سمت جامعه صنعتی می باشد نیز خوشبختانه هم امری پذیرفته شده بوده و زمینه های لازم برای این امر نیز تا حدودی فراهم شده است اما با همه این موارد هنوز با استاندارهای روز دنیا فاصله ای زیاد داشته که لزوما تنها راه کاهش این فاصله از طریق تحقیق و در مرحله دوم ترویج و بکارگیری یافته های تحقیقاتی می باشد.

توجه بیشتر به امر تحقیقات کشاورزی در استان گلستان که یکی از قطب های مهم کشاورزی کشور می باشد که تقریباً بیشتر جمعیت ساکن در آن به نوعی با کشاورز و کشاورزی و تولیدات حاصل از آن بطور مستقیم با غیر مستقیم در گیر می باشد امری ضروری تر بنظر می رسد.

آنچه که مسلم است اینکه بخش کشاورزی و منابع طبیعی به دلیل داشتن نقش حیاتی در تأمین غذای مورد نیاز کشور و تحقق امنیت غذایی یکی از مهم ترین بخش‌های اقتصادی کشور محسوب می‌شود.

این بخش به لحاظ توانمندی‌های قابل توجه در منابع و عوامل تولید از جمله اراضی مستعد کشاورزی، اقلیم‌های متنوع آب و هوایی،‌ منابع طبیعی شامل جنگل ها و مراتع و ذخایر غنی ژنتیکی توانسته است جایگاه مناسبی حتی در اقتصاد کشور کسب و نقش موثری در تولید ناخالص داخلی، افزایش صادرات غیر نفتی و اشتغال نیروی کار ایفاء نماید.

بخش کشاورزی ایران 3/9 درصد از تولید ناخالص داخلی (به قیمت جاری) ، 8/20 درصد از شاغلین و 20 درصد از ارزش صادرات غیر نفتی را به خود اختصاص داده است.

برنامه ریزی های انجام گرفته در خصوص بخش کشاورزی ایران باعث شده است تولیدات محصولات کشاورزی در ایران از یک رشد پایدار و روزافزون برخوردار شود به طوری که تولید محصولات کشاورزی در ایران از 20 میلیون تن در سال 1356 به بیش از 94 میلیون تن در سال 1390 رسید و ضریب خودکفایی غذایی کشور نیز از مرز 93 درصد گذشت.

تولید محصولات زراعی ایران در سال 1390 به 2/77 میلیون تن، تولید محصولات دامی آن به 35/14 میلیون تن و تولید ماهی و میگوی کشور نیز به 1/735 هزار تن رسیده است.

تولیدات باغی نیز در سال 1390 ، 1/17 میلیون تن رسیده است به طوری که ایران را در ردیف هشت کشور بزرگ تولیدکننده میوه در جهان قرار داده است.

کشور ایران کماکان 95 درصد زعفران و 99 درصد زرشک و بیش از نیمی از پسته جهان را تولید می کند و از جایگاه جهانی بسیار بالا در تولید میوه هایی چون سیب، انگور، مرکبات و گردو برخوردار است.

با این همه در تخریب و فرسایش خاک، جنگل‌ها، مراتع و همچنین هدر رفتن آب جزء اولین کشورهای دنیا هستیم و شاید بیشترین مصرف آب در کشاورزی صورت می‌گیرد و به صورت بهینه استفاده نمی‌شود به کشاورزی پایدار توجه نداریم و لازم است به کشاورزی بعنوان محور توسعه توجه ویژه گردد و درحمایتها و سرمایه گذاری و فن آوری، برنامه ریزی به صورتی باشد که در چشم انداز 20ساله بعنوان کشور برتر منطقه و در تجارت وصادرات محصولات کشاورزی و حداقل تامین نیاز کشورها سهم قابل توجهی را بخود اختصاص دهیم و در توازن و بیلان منطقه ای بخش کشاورزی تصمیم گیر باشیم

 جایگاه ارزش افزوده بخش کشاورزی در استان گلستان در سال 1379 و مقایسه آن با سال 1388

با توجه به آمار و ارقام و نمودار فوق که نشان دهنده جایگاه استان در کشور در بخش کشاورزی و همچنین مقایسه با سایر  استان های به لحاظ مزیت نسبی ارزش افزوده می باشد هرچند در طی یک دوره 10 ساله با سقوط یک پله ای به جایگاه سوم تنزل پیدا نمود که این امر نی طلبد که مدیران و برنامه ریزان کلان استان به امر تحقیق و پژوهش به عنوان اصلی ترین عامل پیشترفت توجه ویژه ای داشته باشند.

تدوین استراتژی در بخش کشاورزی و منابع طبیعی

راهبرد تعیین سهم بخش کشاورزی در شاخص‌های کلان اقتصادی از جمله تولید ناخالص داخلی، تعداد شاغلین و صادرات غیرنفتی مهم بوده و نکته اتکاء در شرایط برون رفت از اقتصاد تک محصولی می‌باشد باتوجه به ظرفیتهای این بخش تدوین استراتژی بخش کشاورزی برای استفاده بهینه از پتانسیلها روز افزون می‌ باشد.

تقاضای رو به تزاید ناشی از افزایش جمعیت و همچنین افزایش دانش تغذیه‌ای در کنار ضرورت حفظ و پایداری منابع پایه و محیط زیست این ضرورت را دو چندان کرده است.

غفلت از توسعه همه جانبه بخش کشاورزی، نیاز به اصلاح ساختار نیروی انسانی و توسعه منابع انسانی و تأمین و تجهیز منابع را برای بهره‌برداری بهتر از ظرفیت‌ها در چارچوب طرحی هدفمند را اجتناب ناپذیر کرده است.

نبود استراتژی و سیاست‌های مصوب بلندمدت و منسجم یکی از نقاط ضعف و مشکلاتی بوده است که همواره از گذشته تاکنون مورد تأکید کارشناسان، صاحب‌نظران و مسئولین بوده است.

ضرورت نگرش سیستمی با ویژگی دینامیکی که توانایی تجزیه و تحلیل فرایندها را از ابعاد فنی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و ارائه‌ راه‌حل‌های مناسب را داشته باشد امری اجتناب‌ناپذیر می‌باشد لذا در این نگرش می‌بایست با شناخت کافی وضعیت موجود و پتانسیل‌های منابع و به ویژه با شناخت از محیط درونی و بیرونی و پیش‌بینی و آینده‌نگری پیامدهای استراتژی‌های مختلف، استراتژی‌های مناسب توسعه را بخش ارائه نمود.

انتظار این است که با تدوین استراتژی، چارچوب برنامه بلند مدت توسعه و مدیریت مناسب بخش فراهم گردیده و امکان دست‌یابی به اهداف بهینه با رعایت الزامات اساسی و مبتنی بر انتظارات ملی و شناخت محیط درونی و برونی و پیش‌بینی آینده میسر گردد.

بخش کشاورزی برخلاف بسیاری از ادعاهای مطرح شده در خصوص ناکارآمدی آن که از عدم شناخت و بی توجهی به پتانسیل های ذاتی اقتصاد ایران نشات می گیرد هم زیربنای اقتصاد ماست و هم در صورت فعال شدن می تواند تحول بسیار بزرگ و مبارک در نظام اجتماعی کشور رقم بزند و منشاء سازندگی های فراوانی در روابط اقتصادی و اجتماعی کشور قرار گیرد.

متاسفانه امروز کمتر از 40% از توان ذاتی بخش کشاورزی کشور مورد استفاده قرار می گیرد و عملکرد آبیاری در این بخش پایین بوده و درصد بالایی از محصولات زراعی در اثر نبود نظام جامعی که استراتژی این بخش را تبیین کند و وظایف بخش های مرتبط را مشخص نموده و زیرساخت های مورد نیاز فعالیت آنها را فراهم سازد ضایع می شوند با توجه به شرایط دشواری که جهان از نظر تامین غذا در آن قرار گرفته است و بحرانهای بزرگی که در پی آن بوجود خواهد آمد بسیار بجاست که یک بازبینی اساسی از سوی اقتصاددانان و نهادهای سیاستگذار در موقعیت و فرصتهای ذاتی بخش کشاورزی کشور صورت گیرد و با تجدید نظری اساسی از سوی دولت با این بخش ساز و کاری توسعه گرا و بصورتی واقع بینانه برای بارور و توانمندسازی این بخش تعبیه و بسرعت اجرایی شود.

شناخت توانمندی کشاورزی برای تولید در هر منطقه و کشور اهمیت دارد در غیر اینصورت کاری برخلاف روند طبیعی انجام می‌شود و عملاً سرمایه‌ها از دست می‌رود و توانمندی‌ها ضعیف می‌شوند.

گاهی نیازمند بعضی محصولات هستیم اما نمی‌توانیم و گاهی نیازمند منابعی هستیم که فاقد آن هستیم بنابراین باید به موازات توانمندی‌ها ضعف‌ها و کمبودها و نارسایی‌ها نیز شناخته شوند.

گاهی فرصت‌هایی فراهم می‌شود که می‌توان ضعف‌ها را به قوت تبدیل کرد: مثلاً در صورت محدودیت فصل، با کشت‌های متراکم گلخانه‌ای به جای آنکه اختیارات را به دست فصل دهیم فصل را در اختیار خودمان می‌گیریم در این راستا انتخاب نوع محصول نیازمند درایت، مدیریت و الگوی کشت بهینه است.

اگر نتوانیم اختیار طبیعت را به دست خودمان بگیریم به مدیریت انسان اولیه تبدیل می‌شویم و این یک روال عاقلانه برای تدوین الگوی کشت نیست ما باید ابتداء سهم بخش کشاورزی را در تأمین نیاز کشور مشخص کنیم به طوری که باید ابتدا توانمندی‌های بخش کشاورزی را تشخیص دهیم که این بخش با توانمندی‌های موجود چه میزان از تولید ناخالص ملی را می‌تواند عهده‌دار شود.

این در حالی است که اگر اضافه بر توانمندی‌ها چیزی به آن تحمیل شود قطعاً به تخریب منابع منجر می‌شود پس از آنکه توانمندی بخش کشاورزی معین و سهم آن در تولید ناخالص ملی مشخص شد این بخش می‌تواند در جهت تأمین این سهم برنامه‌ریزی کند برای این منظور باید در جایی که توان بالایی برای تولید محصول وجود دارد، سرمایه، اشتغال و کارآفرینی را در آنجا صرف و از هدر دادن امکانات در حوزه‌های دیگر که بازده معقولی ندارد خودداری کرد و این همان الگوی کشت ملی است.

این فرآیند در درون هر منطقه از کشور باید انجام شود و استعدادهای هر منطقه شناسایی شود.

ایران یکی از پرنعمت‌ترین کشورهای جهان به لحاظ اقلیم و امکانات طبیعی‌ است متأسفانه کمترین بهره‌برداری از این عنایات انجام می‌شود ما در لیست جهانی توسعه اعم از توسعه کشاورزی و انسانی قرار داریم اگر قرار باشد توسعه و مدیریت ما دانایی محور باشد باید ابزار دانایی نیز فراهم شود.

در حال حاضر بخش کشاورزی با مشکلات عدیده‌ای روبروست که از آن جمله می‌تواند به تعداد زیاد کشاورزان خرده پا و تعداد کم مروجان و همچنین ایستگاه‌های تحقیقاتی به ویژه برای محصولاتی مانند برنج، گندم، غلات، سیب‌زمینی که استراتژیک هستند اشاره کرد.

ارتباط دانشگاه‌ها با وزارت جهاد کشاورزی پایین است و از تحقیقات انجام گرفته در دانشگاه‌ها توسط مراکز آموزشی و ترویجی کمتر استفاه‌ای می شود و در حالی که تأکید زیادی بر این پل ارتباطی شده کشاورزان نمی‌توانند با دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی ارتباط داشته باشند حتی بسیاری از محصولات کشاورزی قابلیت صادر شدن دارند اما تا زمانی که کشاورزان از تکنولوژی روز و آموزش به روز برخوردار نباشند قطعاً نمی‌توانند در بازارجهانی و منطقه‌ای رقابت خوب و قوی داشته باشند.

در بخش کشاورزی آموزش مورد تأکید است در تخریب و فرسایش خاک، جنگل‌ها، مراتع و همچنین هدر رفتن آب جزء اولین کشورهای دنیا هستیم و شاید بیشترین مصرف آب در کشاورزی صورت می‌گیرد و به صورت بهینه استفاده نمی‌شود به کشاورزی پایدار توجه نداریم چنانکه استفاده زیاد از سم در کشاورزی سفره‌های آبی کشور را آلوده کرده و مصرف بی‌رویه کود و سم نشانه عدم آگاهی و فقدان آموزش کشاورزان و بهینه نبودن کشاورزی ما است.

زمانی که کشاورز و مؤسسات تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی ارتباط صحیحی با دانشگاه‌ها نداشته باشند نشان دهنده عدم استفاده بهینه از نیروی انسانی و متخصصان است در همین زمینه به نظر می‌رسد تنها در سایه یک برنامه جامع کشاورزی می‌توان به مفهوم الگوی کشت بهینه دست یافت.

برنامه الگوی کشت تابع عوامل مختلفی است و باید با شرایط محل تطبیق داده شده و در عین حال ثابت نیز نمی‌ماند.

یکی از عوامل تأثیرگذار بر بهینه بودن الگوی کشت، عوامل اقتصادی و شرایط بازار است تا کشاورزان بتوانند تولیدشان را با تقاضای بازار متناسب کنند؛ در این راستا باید مشخص شود تقاضای بازار شامل چه محصولاتی می شود و شرایط طبیعی اجازه کشت چه نوع محصولاتی را می‌دهد.

گاهی با وجود شرایط اقتصادی مساعد و امکانات طبیعی مورد نظر، دانش تولید محصولات وجود ندارد در این راستا اهمیت بخش ترویج برجسته می‌شود که دانش مناسب در ارتباط با الگوی مناسب طراحی شده برای هر منطقه‌ای ترویج شود تا کشاورزان از آن بهره‌گیری کنند.

پیش از وجود طرح جامع کشاورزی باید پروژه آمایش سرزمین به طور کامل در کشور اجراء شود زیرا در حال حاضر الگوی بهینه کشت برای کشور به طور کامل تعریف نشده و برخی مواقع ممکن است الگوهای کشتی به کشاورزان توصیه شود ولی ضرورتاً این توصیه‌ها لازم‌الاجراء نیست و کشاورزان عموماً براساس استنباط شخصی و محاسبات خودشان که بعضاً ممکن است این محاسبه‌ها هیچ‌گونه ارزش فنی نداشته باشد الگوی کشت خود را مشخص می‌کنند.

پروژه‌های آمایش سرزمین هر منطقه در کشور را باتوجه به پتانسیل‌های آب، خاک، شیب زمین شرایط اقلیمی، فرسایش، رسوب. پوشش گیاهای و تمامی جنبه‌هایی که برای تعریف و برنامه‌ریزی پروژه‌های کشاورزی نیاز است مشخص می‌کند پس از آنکه پتانسیل‌های هر منطقه در کشور مشخص شد طبیعتاً به یک طرح جامع کشاورزی نیازمندیم که باتوجه به اطلاعات و پتانسیل‌هایی که از طرح آمایش سرزمین داریم می‌توانیم آن را ارائه دهیم.

به طوری که با واقعیت‌های موجود همخوانی داشته باشد و این بخشی است که برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران دیگر بر روی آن کار کنند طرح‌های آمایش سرزمین و طرح‌های جامع کشاورزی باید جزء پروژه‌های کلان کشاورزی کشور باشد کشاورزان بهره‌برداران ما هستند و همچنین عمده کشاورزی کشور خصوصی است و کشاورزان بعنوان صاحب و مالک زمین خودشان برنامه‌ریزی می‌کنند بنابراین اگر براساس طرح جامع کشاورزی یک برنامه الگوی کشت برای یک منطقه تعیین کنیم ضرورتاً نمی‌توانیم آن را به کشاورزان تحمیل کنیم اینجاست که باید با کشاورز وارد مذاکره شویم و نهادهای ترویجی به کمک ما بیایند تا بتوانیم با آن‌ها ارتباط برقرار و توجیه‌شان کنیم که از الگوی پیشنهادی کشت تبعیت کنند.

طبیعتاً زمانی که به کشاورزان الگوی کشت پیشنهاد می‌شود باید پیامدهای آن را نیز بپذیریم و اگر کشاورزی بخواهد مثلاً از میزان آب تعیین شده بیشتر استفاده کند باید خودش هزینه‌های آن و هزینه‌های مابه‌التفاوت تحصیلی آب برای کشت مورد علاقه خودش را بپردازد این هزینه‌ها باید به نوعی بالا باشد تا کشاورزان را وادار کند که از الگوهای کشت پیشنهادی تبعیت کنند و باید تضمین خرید برای محصولات تولیدی کشاورزان وجود داشته باشد تا آنها در دوره‌های بعدی از الگوی پیشنهادی تبعیت کنند.

منابع آب و خاک ما به شدت در حال تخریب است و ما باید به صورت حساب شده از منابع خود استفاده کنیم و برای این برنامه راهی به جزء تضمین الگوی کشت به الگوی کشت را با محدودیت منابع تنظیم کند وجود ندارد.

ما همواره به خشکسالی در کشور بعنوان تهدید نگاه می کنیم اما شاید این پدیده یک فرصت هم باشد چرا که با شرایط خشکسالی کنونی نمی‌توانیم روند کشاورزی فعلی را در آینده ادامه دهیم بنابراین خشکسالی این فرصت را فراهم می‌کند تا برنامه‌ریزان را تحت فشار بگذارد که زودتر به حکم تعریف الگوی کشت برای نقاط مختلف باشد و ساز و کارهای لازم را برای ترویج الگوی بهینه کشت در کشور فراهم کند.

آمایش سرزمین باید اساس تدوین الگوی کشت بهینه باشد که در هر سرزمین چه محصولاتی، صنایع و فعالیت‌های اقتصادی به کار گرفته شود تا بیشترین بهره‌وری را داشته باشد.

ضرورت ارائه الگوی کشت بهینه از این جهت دارای اهمیت است که به لحاظ فنی و اقتصادی بررسی کنیم که در هر منطقه چه محصولی باید کاشت شود در حوزه‌های فنی بخش کشاورزی باید مسائلی همچون جغرافیا، خاک وآب وهمچنین دسترسی به نهاده ها و بازارهای فروش منطقه ای مد نظرقرارگیرد و براساس آن الگوی کشت تعیین شود معمولاً در کنار تعیین الگوی کشت گارد یا محافظان زراعتی وجود دارند که برای کشاورزان علاوه بر توصیه‌های فنی تعیین می‌کنند چه محصولاتی را به چه میزانی کاشت کنند.

و این امر کمک می‌کند تا از بعد اقتصادی، عرضه دچار نوسان نشود و نهایتاً استفاده بهینه از منابع صورت گیرد و از نوسانات قیمت جلوگیری شود.

باید همواره گروهی از متخصصان و کارشناسان مربوطه حضور داشته باشند تا با استفاده از رهیافت‌های GIS (سیستم اطلاعات جغرافیایی)  در هر منطقه الگوی کشت بهینه یا مناطق مستعد کشت برای کشت برخی محصولات راشناسایی کنند و صنایع مرتبط با محصولات کشاورزی توسعه یابد ومزیت های نسبی و کاربری های اراضی در هر منطقه بدست آید.

فقدان الگوی کشت مناسب عامل خسارت‌های جبران ناپذیر بوده از جمله آنکه از منابع بخوبی استفاده نمی کنیم و بهره‌وری منابع کاهش می‌یابد و دچار محدودیت در منابع آب و خاک می‌شویم همچنین به رغم کمبود آب در برخی مناطق محصولاتی کشت می‌شود که نیاز آبی بالا و ارزش اقتصادی پایینی دارند و این یک نقض برای کشاورزی و اقتصادی ملی است.

تکرار نوسانات عرضه محصولات در سال‌های مختلف ناشی از نبود الگوی کشت بهینه برای مناطق و برنامه‌ریزی در قالب طرح جامع کشاورزی است به دنبال این مسئله هزینه‌ها و قیمت محصولات کشاورزی و تورم در بخش‌های دیگر اقتصادی بالا می‌رود علاوه بر آن بهره‌وری نهاده‌های مورد استفاده پایین می‌اید که خسارت‌هایی را به اقتصاد ملی وارد  و در بلندمدت آن را دچار اختلال می‌کند.

یافته‌های تحقیقاتی حاکی از این مسئله است که از مجموع اراضی ایران 37 میلیون هکتار قابل کشت می‌باشد که در حال حاضر حدود 18 میلیون هکتار در چرخه تولید قرار داد و همین مقدار نیز به دلیل محدودیت‌هایی بویژه محدودیت‌های آبی تحت کشت در نیامده است اراضی تحت کشت نیز بیانگر آن است که سالانه حدود 5/12 -12 میلیون هکتار تحت کشت محصولات زراعی قرار دارند که تقریباً نیمی از آنها دیم و نیمی دیگر آبی است و حدود 5/4 میلیون هکتار نیز به صورت آیش باقی می‌‌ماند و حدود 2/2 میلیون هکتار نیز تحت عنوان باغات می‌باشد ضمن اینکه وضعیت پوشش گیاهی طبیعی بدین صورت است که 4/12 میلیون هکتار از عرصه کشور اختصاص به جنگل و 90 میلیون هکتار مرتع و 34 میلیون هکتار نیز در زمره بیابان می‌باشد.

وضعیت منابع آبی کشور نیز بدین صورت است که نزولات سالانه کشور 413 میلیارد مترمکعب است و منابع آب تجدید شونده 130 میلیارد مترمکعب می‌باشد که حجم آب استحصالی 5/89 میلیارد مترمکعب می‌باشد که از این مقدار مصرف بخش کشاورزی 5/83 میلیارد مترمکعب است.

وضعیت کالری و پروتئین سرانه بیانگر دریافت حدود 3660 کیلوکالری و 92 گرم پروتیئن در روز می‌باشد که از این میزان 71 گرم پروتئین گیاهی و 21 گرم پروتئین با منشاء دامی است که الگوی صحیح غذایی افزایش این رقم تا 29 گرم را الزامی می‌نماید.

مقایسه تولید و مصرف غلات در سال 2005 در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه باتوجه به جمعیت این مناطق بیانگر این مسئله است که تولید غلات در کشورهای در حال توسعه 1061 میلیون تن و مصرف این کشورها 1197 میلیون تن می‌باشد در حالی که کشورهای توسعه یافته 924 میلیون تن تولید و 788 میلیون تن مصرف دارند از طرفی با توجه به تعداد جمعیت کشورهای توسعه یافته ذخایر غلات این کشورها 143 میلیون تن است که در مقایسه با جمعیت چندین برابر کشورهای در حال توسعه که فقط 260 میلیون تن ذخایر دارند قابل تأمل می‌باشد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که طی چهاردهه گذشته 70 درصد افزایش تولید محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه نتیجه افزایش عملکرد بوده است در سال‌های 99-1964 مصرف سرانه گوشت و فرآورده‌های لبنی به ترتیب 150 و 60 درصد افزایش پیدا کرده است.

80910070-5209018

 

الف) مزیت‌های موجود در بخش کشاورزی در استان گلستان:

ـ وجود منابع غنی پایه

ـ وجود اقلیم متنوع

ـ داشتن نیروی انسانی با تجربه مناسب با تولید

‌ـ وجود ژنوم های گیاهی ودامی متنوع

ب) چالش‌های موجود:

ـ فقدان زنجیره تولید، فرآوری و توزیع

ـ اتخاذ تصمیمات متعدد و ناهماهنگ

ـ عدم تأمین به موقع منابع مالی و عوامل تولید برای تولیدکنندگان

ـ فقدان اطلاعات صحیح از میزان تقاضا و مصرف

نقایص مذکور باعث ایجاد مشکلات ذیل می گردد:

ـ نوسان در عرضه محصولات از نظر کمی و کیفی

ـ عدم ثبات در قیمت محصولات تولیدی

ـ افزایش قیمت تمام شده

ـ افزایش ضایعات در مراحل مختلف تولید

ـ ظهور پدیده واسطه گری و عدم توزیع مناسب در استان و کشور

ـ نوسان در صادرات و عدم اطمینان کشورهای هدف مخصوصاً کشورهای همسایه از تداوم تأمین نیازها

ـ عدم بهره‌وری مناسب از منابع تولید

ـ آسیب‌پذیری اشتغال مولد در استان

– تکه پاره شدن زمین های زراعی یکپارچه که متاسفانه با توجه به وجود قوانین مدون هرگز اجرایی نشده است.

ج) پیشنهاد برای رفع چالش‌ها ومشکلات:

ـ ایجاد زنجیره تولید، فرآوری و توزیع در استان و کشور

ـ اصلاح ساختار یا ایجاد تشکل پشتیبانی کننده

ـ ایجاد سامانه اطلاعاتی هوشمند برای زنجیره تولید ومصرف ندیریت های مختلف

-تامین منابع برای افزایش تولید و بالاترین راندمان وگسترش کیفیت وکمیت تولیدات

– توجه ویژه به مراتع، جنگلها و تالاب ها به عنوان اکوسیستم های طبیعی بعنوان پشتوانه اصلی کشاورزی و تولید آب

د) دستاوردهای پیشنهادی:

ـ امکان محاسبه قیمت تمام شده تولیدات

ـ کاهش نوسانات تولید از نظر کمی و کیفی

ـ تعادل قیمت‌ها با توجه به نوع تولید و کیفیت آن

ـ ساماندهی تولید و استفاده از امکانات بالقوه

ـ اتخاذ تصمیمات هماهنگ

ـ تثبیت و ایجاد اشتغال مولد

ـ کاهش ضایعات در مراحل مختلف تولید

ـ افزایش بهره‌وری و امکان رقابت با استان های دیگر

ـ حذف پدیده واسطه‌گری و توزیع مناسب امکانات

ـ تثبیت و افزایش صادرات غیرنفتی

ـ اصلاح الگوی مصرف در تمام ابعاد

– بهره گیری ازتکنولوژی نوین ودانش فنی روزآمد

-مدرن نمودن تکنیکهای کاشت و داشت و برداشت

– جلوگیری از کوچک شدن اراضی زراعی

– جلوگیری از تجریب جنگلها و مراتع و اکوسیستم های طبیعی و فرهنگ سازی از مراحل ابتدایی آموزش در مدارس

-استفاده از رسانه های جمعی، مراکز دینی جهت هشدار خطرات احتمالی تجاوز به حریم منابع طبیعی

طبق آخرین آمار 80 درصد از حدود 3/4 میلیون بهره‌بردار بخش کشاورزی کشور کم‌سواد و بی‌سواد هستند و تنها 8% درصد دارای تحصیلات دانشگاهی کشاورزی هستند.

اما در کشورهای پیشرفته کشاورزی، بهره‌برداران بالای 20 درصد تحصیلات دانشگاهی کشاورزی دارند.

در صورتی که در حال حاضر بیش از 57 درصد از دانش‌آموختگان کشاورزی و منابع طبیعی کشور امکان حضور در بخش کشاورزی و استفاده از دانش خود در عرصه مرتبط با آن را ندارند.

این امر لزوم توجه به بخش آموزش و ترویج و لزوم استفاده از افراد تحصیل کرده در بخش کشاورزی و منابع طبیعی را می طلبد مطمئناً افراد آموزش دیده توان بهره گیری بیشتر و بهتری از یافته های تحقیق را نسبت به افراد بی سواد یا کم سواد دارند شاید هفته تحقیق تلنگری به ما در این امر باشد.

 لطف ا… پارسایی عضو هیات علمی تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان


مخاطبان محترم پایگاه خبری تحلیلی رادکانا می توانند اخبار، مقالات، اشعار، مطالب طنز، تصاویر و هر آن چیزی که در قالب اقتصاد، فرهنگ و هنر جای می گیرد را به آدرس info@radkana.ir ارسال کنند تا در سریع ترین زمان ممکن به نام خودشان و به عنوان یکی از مطالب ویژه رادکانا منتشر شود.

همچنین می توانند سوژه های خبری و مشکلات شهرستان را جهت پیگیری از طریق ایمیل فوق یا سامانه پیامک ۳۰۰۰۲۷۲۰۱۰ با ما در میان بگذارند.

گلستان بلاگ می گوید:

سلام
با تشکر از مطلب خوب شما
این خبر با نام خودتان در گلستان بلاگ منتشر شد
http://golestanblog.ir/?p=12777
منتظر مطالب خوب تان هستیم

ارسال نظر