طلاق برنامه ریزی شده !
تعداد بازدید تعداد بازدید: 379 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:58 ب.ظ، جمعه، 1 آذر، سال 1392 نظرات بدون نظر

با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد . شوهرش می گوید: « چرا ؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم. »

thumb294-08a5787793fcf08dceb9384650151b54به گزارش رادکانا، با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد . شوهرش می گوید: « چرا ؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم. »

از زن اصرار و از شوهر انکار .

در نهایت شوهر با سر سختی زیاد می‌پذیرد ، به شرط و شروط ها .

زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را : « تمام ۱۳۶۴ سکه بهار آزادی مهریه‌ات را باید ببخشی. »

زن با کمال میل می‌پذیرد .

در دفترخانه مرد رو به زن کرده و می‌گوید : « حال که جدا شدیم ولی تنها به یک سوالم جواب بده. »

زن می‌پذیرد .

مرد می‌پرسد : « چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه‌ات ، که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختند را بزنی‌ ؟ »

زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد : « طاقت شنیدن داری ؟ »

مرد با آرامی گفت : « آری. »

زن با اعتماد به نفس گفت : « دو ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود . از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم. »

مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست .

زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت . وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد . نامه‌ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد . خط همسر سابقش بود . نوشته بود : «فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه این قدر . »

نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .

منتظر بود که تلفنش زنگ زد . برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود . شماره همسر جدیدش بود . تماس را پاسخ گفت : « سلام ، کجایی ؟ پس چرا دیر کردی ؟ »

پاسخ آن طرف خط ، تمام عالم را بر سرش ویران کرد .

صدا ، صدای همسر سابقش بود که می‌گفت: « باور نکردی ؟ گفتم فکر نمی‌کردم این قدر احمق باشی‌ . این روزها می‌توان با یک میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار ، از شر زنان با مهریه‌های سنگین شان نجات یابند ! » / عصر ایران

ارسال نظر