فرازی از زندگینامه و وصیتنامه سردار شهید محمود کیاء + تصاویر
تعداد بازدید تعداد بازدید: 1,049 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:48 ق.ظ، دوشنبه، 23 دی، سال 1392 نظرات ۶ نظر

امروز ۲۳ دیماه سالروز شهادت سردار شهید محمود کیاء می باشد که در عملیات کربلای ۵ در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد؛ لذا خواستیم با انتشار فرازی از زندگینامه و وصیتنامه و تعدادی از تصاویر این شهید یاد و خاطره این دلاور مرد کردکوی را گرامی بداریم تا شاید بتوانیم از راهروان راه پاک شهدا قرار بگیریم.

13608773751به گزارش رادکانا، سردار شهید محمود کیاء بعد از گذراندن دوران کودکی در سن 7 سالگی جهت فراگیری علم و دانش وارد مدرسه شد و دیپلم خود را در همان شهرستان گرفت.

وی از نظر آگاهی در دوران جوانی دارای اخلاق متین و مومن بود و سعی می نمود تا اخلاق اسلامی را در محیط خانواده و دوستان رواج دهدایشان نسبت به منافقین و گروههای ضد انقلاب همانند دیگر بسیجیان هم نظر بود و اعتقاد داشت که اینه همان کسانی هستند که مانع حکومت رسول الله هستند و باید همه آنها را در این دنیا نابود ساخت و در جبهه های جنگ با روحیه بسیار بالا حضور یافت و عاقبت در تاریخ 23/10/65 در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

نحوه شهادت سردار شهید به روایت یحیی کشاورز(همرزم) : 
در آذر ماه سال 1365 روز اعزام نیرو به جبهه بود که آماده شدیم و با موتور به منزل شهید رفتم خانمی به همراه فرزند 6 ماهه مقابلم حاضر شد سراغ محمود را گرفتم و گفت الان می آید خودم را زیر شاخه های درختان بر روی دیوار افتاده کشاندم گویی زمان می خواست منتظر وداع مرا در تاریخ ثبت کند که تماشایی بود.

جوانی عاشق که در خیل سربازان خمینی قدم به ایثار می گذاشتند با او همسفر شدم تا هفت تپه اهواز در یگان تیپ 2 لشگر 25 کربلا قرار گرفتیم و به تنگه چزابه اعزام شدیم.

زهدش، شجاعتش و تدبیرش از الطاف الهی سرچشمه می گرفت و نمازش سنگر را منور می کرد.

شلمچه بود و عملیات کربلای 5 تکرار کربلای دیگر که نظاره گر بودیم.

با انفجار پیاپی احساس می شد با عطر گل یاس پیکر ها را غسل می دهند.

نور پاهایشان بود او بیرق فرماندهی را بر دوش می کشید صدای سبز و غریبانه یا زهرا و یا حسین از گلوها می تراوید.

19 دیماه بود با قایق از آب گذشتیم و به دژ محکم عراقیها رسیدیم خورشید سینه مالان غروب می کرد، همسفرم محمود را دیدم که چون غزالی تیزپا یگان را سازماندهی می کرد، شب بر صحرا خیمه زده بود و او به نماز ایستاد.

شب به نیمه رسید و دیوصفتان رجز می خواندند و به غرش توپها و تانکها سکوت شب را می شکستند و باید از معبر می گذشتیم و با قدرت مقابله می کردیم و دشمن می گریزد و یگان فاتح در روز 20 دیماه در سنگر کمین مستقر می شود.

در روز سوم آتش شدید دشمن در کمینگاه ریخته شد خمپاره ها با انفجار هر لحظه لاله ای را می شکستند با برادر بابایی در جعبه فشنگ را باز کردیم و فرمانده محمود از کنارمان گذشت و من در چهره تابناک او شهادت را دیدم و با صدای انفجار زمینگیر شدیم.

خیزی برداشتم و خود را در سنگر انداختم اما برادر مسیر کربلا را نشانم داد و دید. او با خورشید عشق همسفر شده سراغش رفتم سرش را به دامان گرفتم و با صدای گرفته نفس از سینه بیرون می آمد صورتش را بوسیدم تا دلم آرام بگیرد سرش از پشت شکافته شده بود محمود رفت پاهایم توان ایستادن را نداشت فقط می توانستم چشمانم را به پیکر خونین او که روی دست همرزمان بود بدوزم.

شهید بزرگوار به روایت برادر گرامی اش:
شهید محمود با توجه به اینکه سن کمی داشت اما بسیار دلنشین و محبوب بود.

مورد احترام خانواده بود و با توجه به خصوصیات اخلاقی که داشت همه را مجذوب خودش می کرد و به همه دلگرمی می داد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به یکباره از این رو به آن رو شد بطوریکه در آن زمان خیلی کم در منزل می ماند و بیشتر وقت خودش را صرف نابودی دشمنان اسلام می کرد و اکثر هم در راهپیمایی ها و نوشتن شعار مشغول بود و روزها هم به ارشاد کردن مردم و درگیری با ضد انقلاب شرکت داشت.

یکی از توصیه های شهید این بود که به پدر و مادر باید احترام کرد زیرا احترام به آنها باعث خوشحالی امامان و دعا کردن پدر و مادر در حق فرزند می شود.

همیشه کوچکتر ها را نصیحت و و از بزرگترها راهمایی می گرفت.

خیلی متواضع بود و هیچ وقت خود را بالا تر از دیگران نمی دانست هر وقت مرخصی می آمد از حال و هوای بسیجیان و سلحشوران که خالصانه و با ایمان بر نیروهای دشمن غلبه می کردند و از صفا و صمیمیت آنها برای ما صحبت می کرد و در عملیات بیت المقدس به قول یکی از همرزمانش برای عملیات شهید آر پی جی زن بودند که با آتش شدید تانکهای دشمن روبرو شدند که فقط چند ثانیه ممکن بود به طرف آنها شلیک کنند و شهید با رشادت توانست این کار را بکند و راه عملیات را باز کند.

سردار شهید به روایت اسماعیل کیاء:  
در آزاد سازی سایتهای دزفول در آغاز حمله و پیشروی وارد سنگر های دشمن شدند و در جنگ تن به تن بود که با نارنجک از ناحیه پا مجروح شدند و بلافاصله با اسرار همرزمانش به بیمارستان برده شد که سرپایی درمان شد و با اسرار خودش بلافاصله به هواپیما به جبهه برگشت و در اخرین مرتبه به او گفتم بچه 9 ماهه داری برو و برگرد و گفت :جبهه به من نیاز دارد و باید بروم.

ویژگی بارز اخلاقی شهید به روایت خواهر بزرگوارش : 
تواضع و فروتنی حجب و حیاء امانتداری و حفظ اسرار و در عمل با صداقت و صمیمیت و در برخورد گشاده رو و در مشکلات صبر و بردباری و در کارها وقت شناسی و با نظم وانضباط و وفای به عهد بودند.

فرازی از وصیتنامه شهید :
برادران و خواهران زندگی آنقدر شیرین و مرگ آنقدر تلخ نیست که از آن وحشت داشته باشیم پس اگر جوانان محله و شهر و کشور به درجه رفیع شهادت نائل شدند به خدا قسم به دیدار خدا شتافتند و خدا هم آنها را در بهشت جاویدان جای می دهد .

Picture 001 - Copy

Picture 001Picture 002Picture 003

Picture 004

Picture 005

Picture 006

Picture 007

Picture 008

Picture

 

گلستان بلاگ می گوید:

با تشکر از مطلب خوتان.
مطلب شما با نام خودتان در گلستان بلاگ منتشر شد.
گلستان بلاگ منتظرمطالب شماست.
http://golestanblog.ir/?p=8863

جعفر می گوید:

سلام ، شهادت هنر مردان خداست .

کیاء می گوید:

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. شهید آوینی

یاد و خاطره ات گرامی باد محمود جان

کردکوی ما می گوید:

فیلم داستانی روایت غریب ( مستند زندگی سردار شهید محمود کیاء )که به همت جوانان شهرستان کردکوی تهیه شده است که میتوان به مناسبت عملیات کربلای 5 در رادکانا انعکاس داده شود و منتشر شود – با هنرمندی : ایمان جهانگیری ، موسی الرضا مازندرانی، پوریا خوشبین و…نویسنده و کارگردان : سید علی بنی عقیل ، همراه با مصاحبه هایی با همرزمان شهید : آقایان سید احمد حسینی ، اسماعیل صحافی ، محمد حسین شاعری ، جعفرقلی کیانی ، یحیی کشاورز و گفتگو با خانواده سردار شهید محمود کیاء

لینک فیلم : http://www.aparat.com/v/MVuCs

کردکوی ما می گوید:

ضمنا” سال تهیه این فیلم هم سال 1389 بوده است.

noor می گوید:

سلام ان شاالله در پایگاه خبری تحلیلی رادکانا منتشر می شود.

ارسال نظر