ماجرای ارتباط ظریف با مقامات آمریکایی چه بود
تعداد بازدید تعداد بازدید: 427 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 10:12 ق.ظ، دوشنبه، 21 مرداد، سال 1392 نظرات بدون نظر

“گرس پرتر” مصاحبه ای با رئیس نیاک داشته که طی آن “تریتا پارسی” می پذیرد یک برگ از پیش نویس توافقات طرفین ایرانی – آمریکایی را که به “معامله بزرگ” معروف بوده، از مقامات ایرانی دریافت کرده اما اعلام نمی کند که این مقام کیست اما بعدها فاش می کند که وی، محمدجواد ظریف بوده است.

378689_613به گزارش رادکانا، درباره سابقه “محمدجواد ظریف” شاید شما هم بدانید؛ سابقه‌ای که با یک جست‌وجو در سایت‌های فارسی می‌توانید به آن دسترسی پیدا کنید؛ اما آنچه جالب توجه است، نکاتی است که رسانه‌های خارجی درباره ظریف به آن پرداخته‌اند. البته بخشی از نظرات رسانه‌های خارجی مربوط به روزهای اخیر و پیش از مراسم تحلیف “حسن روحانی” است و بخشی هم مربوط به سال‌های گذشته که حالا درخور توجه بیشتری است. در تمام این رصدها آنچه قابل توجه است، عملکرد ظریف محمدجواد ظریف در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. در این گزارش؛ مشخصات و زندگی‌نامه ظریف را هم خواهید خواند.

ظریف؛ یک شاخه زیتون برای آمریکا

رویترز و آسوشیتدپرس دو خبرگزاری با جهت‌گیری چپ و راست غربی، انتخاب ظریف را نشان‌دادن “شاخه زیتون” ایران به غرب توصیف کرده‌اند. رویترز در گزارشی با عنوان “نامزد وزارت امور خارجه ایران به مثابه شاخه زیتونی برای ایالات متحده” نوشت: “اگرحسن روحانی رئیس‌جمهور منتخب ایران می‌خواست عزم خود را برای بازسازی روابط با آمریکا و چانه‌زنی بزرگ نشان دهد، به‌سختی می‌توانست انتخابی بهتر از محمدجواد ظریف به عنوان وزیر خارجه خودش داشته باشد.”

خبرگزاری انگلیسی رویترز هم درباره ظریف نوشت: “ظریف به عنوان  کسی که انگلیسی را روان صحبت می‌کند و دکترای خود را از دانشگاه دنور گرفته، محور اصلی چند مرتبه مذاکرات محرمانه بوده تا بتواند بر 35 سال دوری واشنگتن با تهران فائق شود.”

اگر ظریف نبود، کرزی هم نبود

ظریف در جریان مذاکرات مربوط به آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان حضور داشته است، این همان مذاکراتی است که به کوشش «هاشمی رفسنجانی» کلید خورد تا شاید سرآغاز ایجاد روابط حسنه بین ایران و ایالات متّحده باشد.
این مذاکرات نهایتاً بعد از تلاش های هیئت ایرانی با بی توجّهی آمریکا به شکست انجامید و در واقع توهین به ملّت و دولت ایران و یک شکست دیپلماتیک قلمداد شد.
نشریّه جهانی «دیپلمات» در اینباره می نویسد: «زمانیکه گفته شد در صورتیکه ایران، «حزب الله» را برای آزادی گروگان های آمریکایی در «لبنان» مجاب کند؛ «واشینگتن»، «صدّام» را به عنوان متجاوز به ایران معرفی می کند، هاشمی تلاش های زیادی در جهت ترغیب «حزب الله» انجام داد. به دنبال کوشش هاشمی آخرین گروگان آمریکایی نیز در 1991 م. آزاد شد. امّا آن زمان هم هنوز دولت «بوش» تصمیم نگرفته بود که شکل جدیدی از رابطه با ایران را برقرار کند» (24/2/1392).

علاوه بر این، در جریان مذاکرات منتهی به شکل گیری دولت جدید افغانستان در بن آلمان نیز ظریف کمک زیادی به شکل گیری دولت افغانستان کرد، کمکی که جورج بوش رییس جمهور وقت آمریکا چند ماه بعد با نامیدن ایران به عنوان «محور شرارت» جبران کرد. جیمز دابیس نماینده کنونی آمریکا در امور افغانستان و پاکستان در مذاکرات بن هم سرپرستی تیم امریکایی را عهده دار بود.
دابیس در مقاله ای چند سال بعد نوشت: «محمد جواد ظریف رییس هیات نمایندگی ایران در گفت‌و‌گوهای بن درباره افغانستان بعد از جنگ، در جبهه های مختلف به آمریکا کمک کرد.» دابیس چند ماه قبل هم در جریان یک نشست استماع در کنگره آمریکا گفته بود:« ظریف( توانست) به یک برون رفت نهایی دست پیدا کند که بدون آن اصلا حکومت کرزای تشکیل نمی شد.».

همچنین روزنامه انگلیسی گاردین به نقل از خرازی که یکی از دیپلمات های نزدیک به ظریف اعلام می کند: ظریف بهترین فرد برای عادی سازی روابط تهران و واشنگتن است. ولی چرا ظریف در کانون توجّه آمریکا و اروپا قرار دارد؟ چرا با قطعی شدن نام وی برای وزارت امور خارجه، حجم انبوهی از گزارش های محافل رسانه ای- سیاسی غرب، کلید خورد که عنوان می کردند این انتخاب راهی برای از سرگیری روابط ایران و آمریکاست؟

داستان رابطه ظریف با آمریکایی ها چه بود

سال 2007 میلادی “حسن داعی الاسلام” روزنامه نگار ایرانی – آمریکایی که گرایش به سمت گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) دارد، مدعی می‌شود که “نیاک” لابی ایران در آمریکاست. وی از نیاک شکایت کرده و مطرح می کند که قوانین لابی گری دولت فدرال امریکا را زیر پا گذاشته است.

در همین چارچوب به دلیل همین شکایت یک بخشی از اسنادی که گفته شده بود، فاش می شود. از جمله این اسناد ایمیلی بود که میان محمدجواد ظریف، نماینده وقت جمهوری اسلامی در سازمان ملل و تریتا پارسی، رییس نیاک رد و بدل شده بود.
این اسناد نشان می دهد که تریتا پارسی به ملاقات ظریف با تعدادی از نمایندگان کنگره امریکا کمک کرده است.  همچنین در ژانویه 2013 داعی الاسلام سری دیگری از ایمیل های رد و بدل شده میان ظریف و تریتا پارسی را منتشر کرده و نشان می دهد که همچنان روابط میان این دو برقرار است.

“تریتا پارسی” رئیس گروه به اصطلاح حقوق بشری نیاک است که در واقع بر علیه جمهوری اسلامی تبلیغ می کند. تلاشی که پس از ماجرای مک فارلین برای آغاز روابط دوستانه بین ایران و آمریکا آغاز شد.
به وسیله تریتا پارسی، مؤسس و رئیس شورای ملی ایرانی آمریکایی “NAIC” انجام می‌گرفت. پارسی که تز دکتری خود را درباره روابط اسراییل ـ ایران و با راهنمایی فرانسیس فوکویاما و زبینگو برژینسکی نوشته است، شورای ملی ایرانی آمریکایی را در سال 2002 به منظور افزایش مشارکت آمریکایی ـ ایرانی در زندگی مدنی آمریکا تأسیس کرد.

واشنگتن تایمز به عنوان رسانه راست‌گرای آمریکایی روز 13 نوامبر 2009 میلادی گزارشی در این خصوص منتشر می کند و در آن می نویسد؛ سال اول روی کار آمدن اوباما وی تصمیم می گیرد “دنیس راس” را مسؤول میز ایران در وزارت خارجه امریکا کند. نیاک تصمیم می گیرد تا با خراب کردن وجه دنیس راس و تاکیداتی بر تندرو بودن وی، اوباما را از این تصمیم منصرف کند. گفته می شود که محتوای ایمیل های ظریف به تریتا پارسی در همین مورد بوده است. البته واشنگتن تایمز یا رسانه های دیگر به صراحت این مسئله را عنوان نمی کنند اما به طور ضمنی سعی می کنند تا این طور نشان دهند که حتی ظریف دیداری با اعضای کنگره داشته است تا از این تصمیم جلوگیری کند. واشنگتن تایمز می نویسد؛ تریتا پارسی  متهم است که بین اعضای کنگره و ظریف جلسه می گذارد.


تریتا پارسی در کنار یک فعال اپوزیسیون (شیرین عبادی)

در ایمیلی که 25 اکتبر 2006 میلادی از طرف پارسی برای ظریف ارسال شده، آمده است: “من از اینکه شما با “وین گیل چرس” و “جمیز لیچ” ملاقات خواهید کرد، خوشحال هستم. تعداد بسیار بیشتری از نمایندگان هستند که مایل به حضور در این نشست با شما هستند؛ از جمله دموکرات های محترم.”

علت شکایت داعی الاسلام همین جاست که طبق قوانین فدرال امریکا اگر نماینده یک کشور خارجی بخواهد با اعضای کنگره امریکا دیدار داشته باشد، باید آن نماینده یا آن گروه ملاقات کننده، در آمریکا یک لابی ثبت کرده باشند.

اسناد حقوقی

طبق اسنادی که در پایگاه “لوفیر” منتشر شده است؛ در 9 ژوئن 2006 پارسی یک ایمیل از لیتون سویشر دریافت می کند که محتوای آن درباره دیدار سیدمحمد خاتمی با جرج سوروس است. محمدجواد ظریف نیز در این دیدار حضور داشته است.  حضوری که ظریف، خود، آن را تکذیب می کند.

همچنین خبرنگاری با نام “گرس پرتر”، مصاحبه ای با پارسی داشته است که طی آن پارسی می پذیرد یک برگ از پیش نویس توافقات طرفین ایرانی – آمریکایی را که به “معامله بزرگ” معروف بوده است، از مقامات ایرانی دریافت کرده اما اعلام نمی کند که این مقام کیست. بعدها در یک گفت وگوی دیگر پارسی عنوان می کند که این مقام ایرانی، محمدجواد ظریف بوده است.

23 آگوست 2006 میلادی، تریتا پارسی در ایمیلی به ظریف تلاش هایش برای خنثی کردن سیاست های بوش علیه ایران را آشکار می کند. پارسی در این گزارش به ظریف می گوید “امیدوارم بعد از سفری که به تهران داشتید، حالتان خوب باشد. بسیار علاقه دارم که شانس این را داشته باشم که طرح توافقنامه را ببینم و یا جزییات بیشتری در مورد آن بدانم. اگر این طرح قابل توجه باشد، قطعا اعضای کنگره به رغم نظر کاخ سفید ممکن است که آن را عقلایی بدانند.”

به همین دلیل است که گفته می شود ظریف با اعضای کنگره لابی داشته تا نظر آنها را نسبت به نظر منفی کاخ سفید تغییر دهد.

اما ظریف در ایران

ظریف در دوران ریاست جمهوری “سید محمد خاتمی” مدتی معاون حقوقی و امور بین الملل وزارت خارجه بود. پس از آن به نمایندگی ایران در سازمان ملل منصوب شد و تا مدتی پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور نیز در این سمت باقی بود. وی پس از عزل از این سمت به تهران بازگشت و تا کنون در دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه مشغول کار بوده است.

گفته می‌شود به اصلاح‌طلبان نزدیک تر است اما بارها خود وی گفته است که من به گروه و جناحی وابستگی ندارم. وی یک سال پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد بر مسند ریاست‌جمهوری تقریبا از صحنه های سیاسی و رسانه‌ای به دور مانده است. او در بین سال‌های 82-84 ریاست تیم مذاکره کننده هسته ای را برعهده داشته است.

ظریف بر اساس آنچه که وبلاگ شخصی وی منتشر کرده سابقه تحصیل در دانشگاه‌های دنور و سانفرانسیسکو در رشته‌های روابط بین الملل و مطالع بین‌المللی داشته است. او از 22 سالگی و در سال 1982 به نمایندگی ایران در سازمان ملل رفته بود و سربازی اش را به عنوان کارمند محلی دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل گذراند. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی سابقه معاونت بین‌الملل دانشگاه آزاد اسلامی، دستیار ارشد وزیر در وزارت امور خارجه در سالهای 1386 – 1389، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل – نیویورک در سال‌های 1381- 1386، معاون حقوقی و بین المللی وزارت امورخارجه در سال‌های 1371- 1381،  سفیر و معاون نماینده دایم نمایندگی در سازمان ملل – نیویورک در سال‌های 1368- 1371، مشاور وزیر وزارت امور خارجه در سال‌های 1367- 1368، مشاور سیاسی، رایزن، کاردار نمایندگی در سازمان ملل – نیویورک در سال‌های 1361- 1367 و مشاور سرکنسولگری در سانفرانسیسکو در سال‌های 1357- 1359 را در کارنامه داشته است.

ظریف و استراتژی امتیاردهی یکجانبه

معاونت امور بین الملل وزارت امور خارجه همواره بدلیل اختیارات و نفوذش در تصمیم گیری برای معاهدات بین المللی جایگاه حائز اهمّیتی داشته است. ظریف مدّتی را در دولت هاشمی و به انتصاب علی اکبر ولایتی و مدّتی را در دولت خاتمی و به انتصاب خرّازی در این جایگاه گذرانده است. از این حیث عملکرد ظریف در معاونت بین الملل وزارت خارجه همواره ابهام های فراوانی داشته است.

دائمی کردن معاهده N.P.T

رژیم شاهنشاهی در سال 1968 معاهده NPT را برای 25 سال به امضا رساند؛ با پایان این 25 سال با طرح دائمی کردن این موضوع در آژانس به یکباره سیروس ناصری از نزدیکان ظریف و نماینده اعزامی ایران در مقر سازمان ملل در ژنو با یک دست بلند کردن ساده تمامی منافع را به سخره می گیرد. مهدی سلطانی معاون سابق نمایندگی ایران در سازمان‌های بین المللی در وین تأکید می کند: بعد از انقلاب و تا زمانی که امام خمینی(ره) زنده بودند، هیچ کس جرأت کوتاه آمدن در مسائل بین المللی را نداشت. همین افراد در دولت هاشمی موجب تمدید NPT و امضای CTBT شدند، آنها می گفتند اگر CTBT را امضا نکنیم به دنیا اعلان جنگ داده ایم درحالی که به هیچ وجه این گونه نیست. (آیا باند بدنام نیویورکی ها دوباره فعّال می شود- هفته نامه 9 دی- شماره 110)

دولت خاتمی و تحکیم استراتژی ظریف

عجیب اینکه با روی کار آمدن خاتمی علیرغم اینکه بسیاری از مدیران دولت گذشته در سطوح بالا و پایین بطور اتوبوسی از مسئولیت ها کنار گذاشته شدند امّا جایگاه سیاسی ظریف در وزارت خارجه تحکیم شد. در این دوره بواسطه برنامه ریزی های معاونت امور بین الملل و منصوبین آن، استراتژی خلع سلاح ایران مطرح می شود. بنابراین با شتاب عجیبی منع تولید و انبار بمب های خوشه‌ای، مین گذاری، شیمیایی و میکروبی به تصویب می رسد. مسئله این است که برای اجرای هریک از این امتیازها امکان دریافت د‌هها امتیاز متقابل از طرف غربی متصوّر بود اما تصویب یک طرفه این قراردادها تنها باعث تحمیل نظارت جهانی برکشور شد. این عملکرد نشان دهنده خلاصه استراتژی وقت مبنی بر همراهی با غرب جهت کسب اعتماد جهانی بود.

ناصر نوبری رئیس وقت مرکز بررسی راهبردی وزارت خارجه در رابطه با نقد این استراتژی می گوید: هنگامی که استراتژی ضعیف ظریف که نشان واضحی از وادادگی سیاسی داشت به ما رسید ما آن را رسماً رد کردیم. در آن ایام ما معتقد بودیم که با انجام این امر توسط ایران تمام امتیازها یا برگ‌های برنده از دست ایران خارج شده و باز هم غرب از میزان کم امتیازات ناراضی و خواهان امتیازات بیشتری می شود. نوبری می گوید که خزاری تاکید داشت استراتژی ظریف پی گیری شود.  (همه چیز درباره باند نیویورکی ها- ویژه نامه میوه ممنوعه- هفته نامه 9 دی)

احتمال انتقال موضوع هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به دولت

در عین حال، خبرهای دریافتی نشان دهنده آن است که برخی مشورت های اراده شده به حسن روحانی حاوی این نکته است که مسؤولیت پرونده هسته ای باید به جای دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به ریاست جمهوری واگذار شود.

مشاوران روحانی عقیده دارند در این صورت نهاد ریاست جمهوری در جایگاهی خواهد بود که بتواند هماهنگی های لازم میان وزارتخانه های دفاع، اطلاعات، خارجه و سازمان انرژی اتمی را به عمل بیاورد.

در عین حال، کارشناسان می گویند این در واقع ترفندی است برای اینکه پرونده بی سر و صدا به وزارت خارجه واگذار شده و ظریف مسؤولیت آن را به عهده بگیرد.

به عقیده کارشناسان مطلع، واگذار کردن رسمی یا عملی مسؤولیت مذاکرات به وزارت خارجه مشکلات بسیاری در مسیر سیاستگذاری و هماهنگی های لازم برای اداره پرونده هسته ای ایجاد خواهد کرد و همچنان بهترین مکان برای مدیریت پرونده دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی است.

این کارشناسان می گویند حتی محمد فروزنده نیز با توجه به سوابق خود قادر به اداره پرونده هسته ای خواهد بود. /مشرق

ارسال نظر