مردم گرگان در شب قدربه خدای خود چه گفتند+ عکس
تعداد بازدید تعداد بازدید: 448 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 7:11 ب.ظ، سه شنبه، 8 مرداد، سال 1392 نظرات بدون نظر

همزمان با شب شهادت مولای موتقیان امام علی (ع) و دومین شب از شب‌های لیالی قدر مردم گرگان در امامزاده‌ها و مساجد گرد آمدند و با خدا ی خود به راز و نیاز پرداختند.

1392.5.7.0041.01dبه گزارش رادکانا، مردم خدا جوی گرگان نیز همانند سایر مردم کشور در شب قدر با خدای خود نجوا می کنند در این شب با مردم بسیاری روبه رو شدیم که در حالت مختلف غرق در راز و نیاز بودند یکی در حال نماز خواندن بود ، یکی قرآن می خواندن بیماری هم با حال خرابش خود را به سختی به مراسم رسانده بود تا خدای خود را صدا زند و طلب سلامتی کند .

آری این شبها همه به دنبال چیزی آمده بودند یکی به دنبال خوشبختی ، یکی به دنبال پول و یکی هم برای افزایش روزی آمده بود در این بین یک چیز بین همه مردم مشترک بود وآن این موضوع بود که همگی با دل شکسته آمده بودند و طلب بخشش و مغفرت می‌کردند .

با دیدن این صحنه ها سوالی به ذهن می رسد که این بنده های از خدای خود چه جیز طلب می‌کنند؟و برای در یافتن این موضوع به میان این مردم رفتیم و با تعدادی از آنها هم کلام شدیم ؛

مادر بیماری که با ویلچر به امامزاده عبدالله گرگان آمده بود می‌گفت همین امشب از بیمارستان مرخص شده ام و به این مراسم آمدم و از خدا می‌خواهم تمام مریض های این مملکت حسینی را هرچه زودتر شفا دهد تا بتوانند هرچه زود تر  در آغوش خانواده خود قرار بگیرند .

فرزند شهیدی در گلزار شهدای شهر گرگان نشسته بود و فانوسی  را بر سر مزار  قهرمان دوران زندگی‌اش روشن کرده بود او آمده بود تا امشب را به همراه پدر شهیدش با خدا راز و نیاز کند او می گفت ای کاش مردم ما بتوانند قدر این شب را بدانند و آرزویم این است که سایه مادرم که در نبود پدر قهرمان و شهیدم  هم چون کوهی استوار ایستاده است برای ما حفظ شود.

1392.5.7.0041.012

خانواده ای در خلوت‌ترین مکان در آستان امام زاده عبدالله گرگان نشسته بودند و نجوا می کردند می گویند در برابر عظمت خداوند سر تعظیم فرود آورده ایم خدایی که در بدترین شرایط تنهایمان نمی گذارد و به هر بهانه ای در توبه را برای آمرزش گناهان باز می کند . او همیشه به دنبال بهانه ایست که با مخلوق خود عشق بازی کند پس چه بهتر است در این شب انسان با خالق خود عشق بازی کند.

جوانی دیگر که در همان نزدیکی بود گفت : من برای شفای مریضان اسلام و ظهور حضرت مهدی (عج) و طول عمر برای رهبر انقلاب به این مکان آمده‌ام تا از خدا بخواهم به حق خون همین شهیدان حاجت مرا برآورده سازد.

در گوشه ای دیگر از آستانه امامزاده عبدالله پدری بر سر مزار فرزند خود ایستاده بود گفت : آرزو دارد که جوانان عاقبت به خیر شوند و قدر این شب‌ها را بدانند زیرا ممکن هست فرصت دیگر برای آن‌ها رقم نخورد ؛ امشب شب سرنوشت ماست ، پس بهتر است در این شب هرچه می‌خواهیم از خداوند منان در خواست کنیم تا برآورده شود .

این‌ها بخشی از سخنان مردمی بود که برای راز و نیاز آمده بودند و چه زیبا گفت این فرد که خداوند متعال به دنبال بهانه ایست که با مخلوق خود عشق بازی کند.

ارسال نظر