مرور زندگی یک شهید/ تجسمی عینی از سبک زندگی اسلامی
تعداد بازدید تعداد بازدید: 824 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:53 ق.ظ، دوشنبه، 28 اسفند، سال 1391 نظرات ۲ نظر

نوروز، روزهای رویایی و طلایی فصل بهار است و چه بسیار زوجهایی که شروع زندگی مشترکان را در این ایام جشن می گیرند، اما باید فرهنگ ترویج ازدواج آسان و سبک زندگی اسلامی را از سردار شهیدی آموخت که امروز، سالروز عروج ملکوتی اش است.

downloadسردار ” صادق مکتبی ” از یادگاران و حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس است که در 28 اسفند سال 64 در منطقه فاو در عملیات والفجر 10 به شهادت رسید.

در زمان کنونی که سکه های میلیونی طلا و مهریه های میلیاردی نیز نتوانسته ضامن بقای برخی خانواده ها باشد و زوجها را به هم وفادار نگه دارد، مهریه ازدواج خانم علایی همسر سردار شهید صادق مکتبی تنها یک آینه و شمعدان و یک جلد کلام الله مجید بود و مراسم ازدواجشان نیز بسیار ساده برگزار شد.
صادق مکتبی  در روستای محمد آباد از توابع شهرستان گرگان در سال 1342 به دنیا آمد، پدرش اصغر مکتبی کشاورز بود، صادق در کنار تحصیل، در مغازه آهن فروشی کار می کرد و مخارج تحصیل خود را تامین می کرد.
حضور در راهپیمایی ها، فعالیت های شبانه در خارج از منزل و پخش اعلامیه امام خمینی (ره) از جمله تلاش های وی در دوران انقلاب است و پس از پیروزی انقلاب به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.
صادق، درکنار اقدامات عملیاتی و گسترش تشکیلات و فرماندهی نیروها، اساسا نیروی فرهنگی و تبلیغی بود، بعد از شرکت در عملیات فتح المبین، در 18 سالگی با راهنمایی خواهرش از دوشیزه ربابه علائی که خانواده پدری او در ورامین ساکن بودند و از قبل با هم رفت و آمد خانوادگی داشتند خواستگاری کرد.
با کسب موافقت دختر و خانواده او، مراسم ازدواج بسیار ساده و با مهریه یک آینه شمعدان و یک جلد کلام الله مجید برگزار شد.
بعد از ازدواج، مکرر به جبهه می رفت، خواهرش می گوید: روزی که از جبهه آمد گفتم خانم شما اینجا غریب است، گفت: اسلام غریب تر است، حتی خانه نیمه کاره اش را در روستا رها کرد و از زمان رفتن به جبهه، ساخت آن را پی نگرفت.
هنوز دو ماه از زندگی مشترک او نگذشته بود که به منظور مبارزه با گروهک های ضد انقلاب به سیستان و بلوچستان رهسپار شد و به همراه همسر و فرزندش در خاش ساکن شدند، در این زمان مسئولیت واحد تسلیحات و اطلاعات منطقه 6 ستاد مرکزی سیستان و بلوچستان را به عهده گرفت و تا 29 آذر 1362 در این سمت باقی ماند، در مدت حضور در این منطقه، چندین بار با خوانین و اشرار منطقه درگیر شد، سپس به گرگان برگشت و مسئول حفاظت زندان بویه در گرگان شد.
صادق مدتی فرماندهی گردان حضرت حمزه سید الشهدا (ع) را پذیرفت، اوایل 1363 و در شب بیست و سوم ماه رمضان از ناحیه پا مجروح شد و پس از بهبودی نسبی دوباره به جبهه بازگشت اما بار دیگر زخمی شد.
همواره می گفت: یک فرمانده خوب، فرماندهی است که فرمانبر خوب باشد و از مافوق خود خوب اطاعت کند تا نیروهای تحت امر از او اطاعت کنند. همیشه رزمندگان را به تقوی، خواندن دعا و به مسائل اخلاقی سفارش می کرد.
عسگر قلی پور از همرزمان شهید مکتبی می گوید: روزی پس از انتقال گردان درآخر کار که نیروها همگی رفته بودند صادق به محوطه گردان رفت، دو تا قاشق شکسته ولی قابل استفاده و دوتا لیوان و یک کلمن شکسته را جمع کرد و گفت: باید برای همه این ها در نزد خدا جوابگو باشیم.
صادق مکتبی در 28 اسفند سال 64 در منطقه عملیاتی فاو و عملیات والفجر 10 به شهادت رسید، پیکر مطهرش به گرگان انتقال یافت و با برگزاری مراسم تشییع در گلزار شهدای امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد، از او دو دختر به نام های فاطمه و مهدیه به یادگار مانده است.
امین فرین می گوید:

روحش شاد ویادش گرامی

پارسایی می گوید:

روحش شاد و راهش پر رهرو باد
یاد آوری خاطرات شهدا و زنده نگه داشتن یاد شهدا گوشه ای از وظایف روزمره همه کسانی است که نسبت به فرهنگ شهید و شهادت اخساس وظیفه می نمایند. انشاا… که همه ما شرمنده آنها نباشیم

ارسال نظر