کردکوی اسیر برهنگی یا زنجیر بی حیایی بر گردن کردکوی
تعداد بازدید تعداد بازدید: 2,815 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 9:50 ق.ظ، سه شنبه، 11 شهریور، سال 1393 نظرات ۱۳ نظر

درس مکتب محمد را نیاموختیم یا جادوی خرم سلطان‌ها، دست‌های سست ایمان مان را بسته است و افکار بی اراده و پوچ شده ما را ضایع کرده‌اند؟

f14در جامعه امروز ایران اسلامی مان برای فعالیت‌های فرهنگی باید مبارزه کرد و در واقع مبارزه ای فرهنگی را در پس خاکریز های افکار اسلامی ایرانی مان طرح ریزی کرد.

آری مبارزه؛ حقیقت این است که شناساندن فرهنگ ایرانی اسلامی مان و حتی زنده نگه داشتن یاد و خاطره آنان، کاری بس طاقت فرسا و مشکل است.

اهمیت امور فرهنگی از آنجایی آشکار می‌شود که دشمنان منافق صفت و روبهان مکار در پس روابط بین المللی با عناوین مردم فریبی چون ” تعامل فرهنگی”  قصد تخریب فرهنگ غنی ایرانی اسلامی مان را دارند و با فرهنگ بن بست خورده برهنه‌شان می‌خواهند که برهنگی فرهنگی انقلاب اسلامی ایران را رقم زنند.

همانطور که از وضعیت اسفناک حجاب مملکت اسلامی مان چنین تفسیری برمی آید؛ حجابی که نه در فرهنگ اسلامی و نه در فرهنگ چندهزار ساله ایران و به خصوص طبرستان هیچ جایگاهی ندارد را می‌توان در سریال های مبتذل و برهنه صفت شبکه‌های اجنبی چون فارسی1، جی ای‌ام و … یافت.

با وجود آگاهی بر اهمیت موضوع، وطن دوستان، خلوت نشین کاخ‌های آباء و اجدادیشانند و مذهبیون کفن پوش بر در مساجد دخیل بسته‌اند؛ ” برخی قبرستان نشین عادات سخیفند ” و برخی معتکف عادات تصوفند.

در این بازار شامی که به راه است هم رزمانی اندک در سنگرهای جزیره ای خود توان و زمان می‌گذارند تا بر اریکه غول‌های رسانه ای دشمن انتفاضه سنگ به راه اندازند.

در جبهه خمپاره‌های نامرئی، دشمن تنها در پیش و پس نیست، دشمن درون اجتماع و درون خانواده‌هایی است که هر روز و هر زمان با آنان همراه می‌شویم تا در قایقی کوچک دریای زندگی را  پارو بزنیم.

در مسیری که تاکنون پیموده‌ایم آموختیم، برای مبارزه با افکار سم خورده وارداتی باید ابتدا فرهنگ ایرانی اسلامی مان را به درستی بشناسانیم و برای این منظور بایستی اسب لجام گسیخته جهل عزیزانمان را رام کنیم و مجروحان جنگی جبهه‌های فرهنگی را مداوا کنیم.

f1

سری به تفرجگاه‌های شهر که می‌زنیم چشم‌های خیره شده ای را می‌بینیم که اندام‌های برجسته و نمایان زنان و دختران شهر را نه در پس پرده ای به نام حیا بلکه همچون شغالی بی حیا و حیوان صفت نظاره گرند.

موتور سوارانی که همیشه خدا همچون فلفل خوردگان می‌مانند و با کیلومترهای 120 تایی خود بر کوچه و خیابان‌های شهر می‌تازند، در پارک جنگلی امام رضا و مخصوصا پس از افطار ماه مبارکی که حرمتش واجب شده در میان خانم‌ها با چنان متانت و کندیی پیش می‌روند و آنان را همراهی می‌کنند که انگار غلامان زلیخایند که کجاوه غرور و بی عفتی زنان شهر را حمل می‌کنند.

بی حیاهانی که شرم می‌کنم نام مقدس زن را برآنان بنهم. زنانی که با چشم‌های خود فکر می‌کنند. چشمانی که روز و شب از دریچه آتشی به نام ماهواره برهنگی هرزه‌های غربی را به نظاره  نشسته‌اند تا درس معرفت بگیرند به دنیای عشق‌های ضربدری و اندام‌های حرام.

قدم زدن بر خیابانی که گرگ صفتان خیابانی در آن پرسه می‌زنند جز جهل و بددینی چه چیز دیگری است؟

در ماه رمضانی که خدای رحیم دستان ابلیس رانده شده و فرزندانش را در بند کشیده چطور می‌شود که تن پوشی بدن نما و تنگ را زیور اندام مروارید گونه خود کنیم تا چشمانی هیز با عینک بی حیایی و بی شرفی تماشاگرمان شوند؟

درس مکتب محمد را نیاموختیم یا جادوی خرم سلطان‌ها، دست‌های سست ایمان مان را بسته است و افکار بی اراده و پوچ شده ما را ضایع کرده‌اند؟

فیلمی از سلطنت عثمانی و اتفاقا اسلامی را برای من و شما مرور کردند که تاریخ را یادآور شوند؛ اما کدام تاریخ و فرهنگ کدام سلطنت؟! تاریخ و فرهنگ سلطنتی که لاشخوران آمریکایی و صهیونیسمی می‌خواهند باشد نه آنچه بود و هست.

d1

جهل هم سفران زندگی دنیوی ما به حدی رسیده است که برای در ویترین قرار گرفتن و یا نگاه بازی‌های خود بر سنگ لاخ های پیاده روی خیابان جنگل زیر انداز مدرنیسم پهن کرده‌اند و با گاردی روشن فکرانه و آوانگارد دود قلیان ادا و اصول را در شش‌های گندیده‌شان فرو می‌برند. حتی برای راحتی فروش تن و نگاه خود منتظر نماندندکه شهرداری فعال کردکوی پیاده روها را تکمیل کند.

صدای جشن شادمانی شیطان را می‌توان شنید؛ همشهریان حتی وقتیکه  با خانواده بر پیاده روهای لذت‌های سنگ لاخی می‌نشینند، این ذغال قلیان است که محفل خانواده را گرم می‌کند نه گرمای صمیمیت‌های دلنشین. و چه اندک اند خانواده‌هایی که چشم‌های خود را بر تازگی تنفسشان در هوای خنک شهر دوخته‌اند نه بر خودفروشان جاهل.

اشک‌هایم روانه سینه داغم می‌شود چرا که حس می‌کنم مردم شهرمان می‌خواهند در پارک جنگی کردکوی که به نام مقدس ثامن الائمه، حضرت رضا(ع) متبرک است، ناهارخوران بی حیایی و چشم چرانی به راه اندازند.

حرمت انسانهای بی نامی که جان را برای آرامش و هرزه گری های آنان دادند و اکنون در میان قدم های سیاه آنان غصه دار خفته اند نیز در میان دود قلیان های تنباکوی وجدانش دود می شود و به هوا می رود.

دوست دارم فریاد بزنم و بگویم ناهارخوران بی حیاهان نباید هدف و ایده آل شهر مان باشد. می‌توان پیاده رویی داشت از صمیمیت قلب‌های پاک، فقط کافی است کمی مسلمان باشیم.       

” و أنَّ إلی رَبِّکَ المُنتَهَی”

نویسنده: قلم سرخ

signal می گوید:

با سلام
در این روزهایی که بعضی از مردمان شهرمان میخواهند الگوی خود را از افکار ناروای غرب تقلید کند دعا میکنیم اعتقاد، ایمان و مسیر خود را فراموش نکنیم.
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم

علي شكور می گوید:

روزی پیامبر اسلام از کوچه ای در مدینه عبور می کرد تا برای نماز صبح به مسجد برود. یک زن و مرد را در آغوش هم در حال نزدیکی دید. عبایش را در آورد و بر روی آنها انداخت تا کسی آنها را نبیند و هم آبروی آنان نرود و هم قبح این عمل برای مردمی که احیانا آنان را می بینند از بین نرود. شما چگونه اسم خودتان را می گذارید مسلمان و دو لاخه موی زنان رو از زی ر روسری نشانه ی بی حیایی آن ها می دانید. بی حیا شما هستید که صورت دخترهای مردم را این طور بیرون می اندازید و جلوی دوربین می گذارید. خجالت بکشید. دوره تان تمام شد…

گلستان بلاگ می گوید:

با تشکر از مطلب خوبتان.
مطلب شما با نام خودتان در گلستان بلاگ و حرف تو منتشر شد.
گلستان بلاگ منتظر مطالب شماست.
http://golestanblog.ir/?p=7255

دلسوخته می گوید:

با سلام به نویسنده ومسئولین سایت در پاسخ به منتقد بالا قابل ذکراست که اگر کمی عمیق تر فکر کنی و درد دین داشته باشید وبه حفظ حجاب وعفاف زن یعنی مادران فردای جامعه که تربیت کننده جگر گوشه هایمانند بیندیشید هرگز بی حیایی وبرهنگی دختران عکس را چند تار مو نمی گویید واگر بدانی که در شریعت دین ما یک تارموی زن هم اگر درمعرض نمایش غیر باشد گناه محسوب میشود شما پیرو کدام مسلک هستید که اینچنین بی حیایی وبی حجابی را مهر تایید میزنید ودایه مهربانتر از مادر میشوید خدا شما را هدایت نماید

javad می گوید:

بنده هم با جناب دلسوخته مواقم

اون آقای که اومده بالا نظر داده ( علی شکور ) مثل اینکه خودش از اون دسته کسایی هست که داره از این فرهنگ برهنگی پیروی میکنه

فکر کنم ایشون درد دین ندارن که بفهمن نویسنده عزیز این متن با چه سوزی دارن این مطلب رو مینویسن

انشالله که خداوند ایشون رو هدایت کنه اگه قابل هدایته

جابر تمسکنی می گوید:

سلام
یک نکته مهم چرا عکس های دیگران را با نام خود انتشار می دهید بهتره از عکس های خودتون استفاده کنید!!!

noor می گوید:

سلام عرض شما صحیح می باشد امام بدلیل تنش هایی که در اینجا وجود داشت سعی شد از تصاویری که در نت وجود داشت فقط برای نشان دادن اوضاع بدحجابی در کردکوی و دیگر نقاط استان استفاده شود.انتشار این تصاویر فقط جهت نشان دادن اوضاع امروزی می باشد.

تشکر از نظرتان

مسلمی می گوید:

سلام یادداشت بجا و قابل تقدیری بود

باید دست نویسنده این مطلب را بوسید

متأسفانه کردکوی روز به روز بیشتر در حال غرق شدن است.

کشیر می گوید:

ولی ایکاش از تصاویر خود کردکوی در این یادداشت استفاده میشد

میتونست مستند تر بشه.

بازم تشکر می کنم

فاطمه می گوید:

وضعیت خانما در کردکوی از این تصاویری که در این یادداشت قرار دادید هم بدتره

بهروز می گوید:

هر چقدر هم بد باشه فک نکنم گذاشتن تصاویر دیگران تئ سایتا درست باشه

يادداشتهاي براكنده آقامعلم می گوید:

مدیرمحترم وبلاک رادکانا.
آیا عکس هایی ازدختران جوان گرفته شددختران جوان کردکویی هاست؟ یانه؟
بنظرمی آیدیکی ازعکسهادخترانی هستندکه ازپرک چیتگرتهران گرفته شد،همان عکسی که درخت کاج داردوبقیه عکسهاهم شبیه حنگل کردکوی نیست.لطفا درانتخاب عکسها درگزارش تان دقت عنل نمایید.بنظرنمی رسدکه پوشش دختران جوان وخوب شهرمان اینچنین باشد! باتشکرازمدیریت محترم وبلاگ رادکانا.
سیدمحمدحسین حسینی( سیداحمد)
کردکویی های مقیم تهران بزرگ.

يادداشتهاي براكنده آقامعلم می گوید:

مدیرمحترم وبلاک رادکانا.
آیا عکس هایی ازدختران جوان گرفته شددختران جوان کردکویی هاست؟ یانه؟
بنظرمی آیدیکی ازعکسهادخترانی هستندکه ازپرک چیتگرتهران گرفته شد،همان عکسی که درخت کاج داردوبقیه عکسهاهم شبیه حنگل کردکوی نیست.لطفا درانتخاب عکسها درگزارش تان دقت عنل نمایید.بنظرنمی رسدکه پوشش دختران جوان وخوب شهرمان اینچنین باشد! باتشکرازمدیریت محترم وبلاگ رادکانا.
سیدمحمدحسین حسینی( سیداحمد)
کردکویی های مقیم تهران بزرگ.

ارسال نظر