نظام مهندسی گلستان مروج بی حجابی در دار المومنین گرگان + تصاویر
تعداد بازدید تعداد بازدید: 1,320 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 5:10 ب.ظ، شنبه، 3 اسفند، سال 1392 نظرات ۷ نظر

جشن روز مهندس با حضور بیش از چهار هزار مهندس نظام مهندسی ساختمان گلستان در مکان نمایشگاه بین المللی برگزار شد اما این مراسم در نوع خودش حاشیه های به همراه داشت.

1393044922به گزارش رادکانا، مراسم روز مهندس شب گذشته 2 اسفند در محل دائمی نمایشگاه‎های بین‎المللی استان گلستان با حضور بیش از 4 هزار مهندس نظام مهندسی ساختمان و خانواده هایشان برگزار شد.

*این مراسم قرار بود در ساعت 4 برگزار شود اما در ساعت 6 برگزار شد و تا 9 ادامه داشت، شاید دقت نظر مهندسان برگزار کننده برای تنظیم برنامه زمانبندی کمی کم بوده که چنین مسئله پیش آمد، البته امید داریم این مهندسان عزیز، ساختمان های استان را با این دقت نظر طراحی و نظارت نکنند.

*وقتی وارد سالن شدیم یک میز عریض و طویلی با حضور چند خانم قرار داشت که هر مهندس بر اساس حروف خانوادگی اسامی خود را می نوشتند وبسته مراسم را دریافت می کردند.

*صندلی‎های بسیاری با رنگ های مختلف در سالن نمایشگاه بین المللی چیده شده بود.

کسانی که خانواده همراهشان بود این شانس را داشتند که در ردیف های جلو بنشینند و کسانی که مجردی آمده بودند انتهای سالن جای آنها بود.

*البته صندلی های قرمز رنگ در جلوی جایگاه نیز برای کسانی بود که خیلی بیشتر از دیگران مهندس بودند، و برخی ها که بی خبر در این جایگاه نشسته بودند را با معذرت خواهی به صندلی های پشت سر هدایت کردند.

*به هر حال بین مهندسان نیز اهم مهم وجود دارد، به یاد این حرف از یک مهندس نظام مهندسی ساختمان افتادیم که از بی عدالتی ها و عدم اجرای صحیح قانون در سازمان می گفت و حرفش را اینگونه به ما رساند که  برخی در این سازمان کیک می خورند و جمعیت انبوهی نان خشک. شاید این  تمایز بین مهندسان نیز مصداقی بر این حرف باشد.

*جشن مهندس همانطور که از نامش مشخص بود جشن بود، اما وقتی به چهره حضار نگاه می کردی احساس می شد که به یک جشن خانوادگی دعوت شده ای تا یک جشن سازمانی، و ما را به این فکر انداخت که سهم مهندسان گلستانی از نقشه راه مهندسی فرهنگی کشور که یکی از مطالبات مقام معظم رهبری است چیست؟!!!

*این مراسم انقدر شاد بود که برای قدر دانی از خدا هم دست می زند، و شادی روح اموات را با کف و سوت خواستار می شدند.

*البته شاد بودن و شادی کردن نیاز هر جامعه ای است، و شاید وقتی مقام معظم رهبری از مهندسی فرهنگی سخن می گوید برای این است که همه نیازها براساس چارچوب اسلام و آموزه های دینی دیده شود.

* چرا ما نمی توانیم جشن های خود را براساس فرهنگی که داریم نهادینه کنیم ؟!!! که شاهد پاردوکس شده و دچار افراط و تفریط در برگزاری مراسم ها می شویم.

*شاید اگر قرآن اول مراسم و سرود جمهوری اسلامی خوانده نمی شد شک می کردی که اینجا گلستان ایران اسلامی است، در وافع برنامه جشن روز مهندس بیشتر شبیه یک برنامه کنسرت بود و همه برنامه در هیجان و شادی خلاصه می شد.

و جایگاه برنامه هم پر از ابزار نوازندگی بود بطوری که وقتی حجت ا… عامری نائب رئیس نظام مهندسی کشور در این جایگاه برای سخنرانی حاضر شد گفت با دیدن این وسایل من هم دچار استرس شدم.

*مقام معظم رهبری چه زیبا فرمودند: “در جمهوری اسلامی هر کجا که قرار گرفته اید ،همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است.تکلیف این است که ما اصلی را که به آن اعتقاد پیدا کردیم ،پای آن را امضاء کردیم ،با خون هم امضاء کردیم ،رها نکنیم.آرایش نیرو های فرهنگی بایستی یک آرایش دینی اسلامی و انقلابی باشد.این بر برگرد ندارد. کسی که زبان باز و دل روشن و مغز فعال دارد ، می تواند مقابل تهاجم فرهنگی را بگیرد./ خبرگزاری بسیج

مجمع زینبیون اهل بیت خوزستان می گوید:

اشعار مدح ایام فاطمیه

جاری شده این اشک به تکرار غم تو

عمری ست دل ماست گرفتار غم تو

از فاطمیه مانده به جا هرچه که داریم

یعنی همه هستیم بدهکار غم تو

شد هر تپشش ذکر «علیًّ ولی الله»

قلبی که شده محرم اسرار غم تو

از موهبت توست که زنده‌ ست دل ما

با زمزم اشکی که بود کار غم تو

چشم تر ما چشمه ای از کوثر و در دل

چون خیمه ای افراشته همواره غم تو

جا مانده دلم در وسط کوچه ی‌ اشکت

آتش زده ما را در و دیوار غم تو

ده قرن گذشته‌ست، هنوز ای گل پرپر

مانده به روی دوش جهان بار غم تو

***********

مجمع زینبیون اهل بیت خوزستان

بیت آیت الله موسوی

zeynabiyooneahlebeyt.blogfa.com

مجمع زینبیون اهل بیت خوزستان می گوید:

ممنون از حضور ارزشمندتون
احسنتم سایت قابلی دارید

مجمع زینبیون اهل بیت خوزستان می گوید:

جهت اطلاعتان عرض شود پستهای خبری در پوشه سیدعلی موسوی
میباشد

معراج شهدا می گوید:

سلام علیکم؛

ممنون ازحضورتون

پاهای بوسه داده به مین یادشان بخیر

خورشیدهای خاک نشین،یادشان بخیر

پل‌ های آسمان به زمین ، یادشان بخیر

بعد از تقاطع دل و ایمان، یادشــان بخیر

آن روزهای روشن و آیینه‌های صافـــــــــ

شبهای شور و رزم وکمین،یادشان بخیر

آن دسته دسته شاپرکانی که پَــر زدند

تا لمس شعله‌های یقین، یادشـان بخیر

دستان رو به علقمــه‌ی مانده روی خاک

پاهای بوسه داده به مین، یادشان بخیر

چندین هزار یوسفــــــ از اینجا گذشته‌اند

ما مانده‌ایم و آه و همین «یادشان بخیر»

حتی هنوز روشن و جاریست ردشــــان

این گوشه، پای نهر…ببین! یادشان بخیر

شاعر:«قاسم صرافان»

گلستان بلاگ می گوید:

سلام
با تشکر از مطلب خوب شما
این مطلب با نام خودتان در گلستان بلاگ منتشر شد.
http://golestanblog.ir/?p=15818

*asemooni* می گوید:

سلام
واقعا جای تاسف داره!
پس کلمه ی اسلامی در عبارت “جمهوری اسلامی ایران “چی میشه؟

مجمع زینبیون اهل بیت خوزستان می گوید:

امام جواد(ع)-مدح و شهادت

ای که بر جود تو عیسای نبی رو می زند

روبروی گنبد تو نوح زانو می زند

صحن و ایوان تو را جبرییل جارو می زند

شمع عمرت در جوانی از چه سو سو می زند

بار دیگر شعله در محصول جان افتاده است

در تبار مرتضی داغ جوان افتاده است

ذکر مظلومیّتت در شهر پر آوازه شد

در جوانی رشته ی عمر تو بی شیرازه شد

زهری آمد رخنه کرد و درد بی اندازه شد

زخم های کهنه ی آل پیمبر تازه شد

باز یا رب بی وفایی زنی در اهل بیت

روضه های مجتبی و زهر همسر، اهل بیت

زهر گاهی چند سالی با جگر سر می کند

رفته رفته مرغ روحت را کبوتر می کند

گاه زهری در جگرها کار خنجر می کند

قلب ها را پاره و جان را مکدّر می کند

در دلت آقای من این زهر کار دشنه کرد

مثل جدّت، لحظه ی آخر تو را لب تشنه کرد

مثل جدّت، لحظه ی آخر تنت بی تاب شد

تشنه بودی و لبت محتاج قدری آب شد

آب هم چون کربلا در خانه ات نایاب شد

ذکر لبهایت”علی این تشنه را دریاب” شد

وقت مردن،جرعه آبی بر جگرها خوشتر است

آب خوردن اصلاً از دست پسرها خوشتر است

همچو بسمل! وای بر من، می زدی تو دست و پا

هلهله می کرد دشمن، می زدی تو دست و پا

در سرای خویش اصلان، می زدی تو دست و پا

بشکند دستان آن زن، می زدی تو دست و پا

ای شب قدر رضا، قدر تو را نشناختند

پیکرت را روی بام خانه ات انداختند

سایه سار پیکرت، بال کبوترهای شهر

گریه کن های غمت، چشمان مادرهای شهر

سینه زن های شما دستان خواهرهای شهر

پیکر تو دفن شد مانند پیکرهای شهر

کربلا امّا تنی عریان به روی خاک ماند

داغ یک سینه زنی در سینه ی افلاک ماند

*شهادت حضرت جوادالائمه تسلیت*

*******

مجمع زینبیون اهل بیت اهواز

بیت آیت الله موسوی

zeynabiyooneahlebeyt.blogfa.com

ارسال نظر