پان گرگانیسم و نقش تعیین کننده آن در انتخابات شورای شهر گرگان
تعداد بازدید تعداد بازدید: 761 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 9:09 ق.ظ، سه شنبه، 4 تیر، سال 1392 نظرات یک نظر

سخنان تکان دهنده مادران برخی از کاندیداها در مورد رای نیاوردن کاندیداهای روستاهای اطراف و تکیه بر واژه هایی چون گرگانی بودن و خارج از شهر گرگان را غریبه دانستن ما را بر آن داشت تا این جریده را بنویسیم .

thumb271-73a6b277ab8b11cf9a1d93420b7aab6fانتخابات 24 خرداد ماه هر چه که بود به پایان رسید و علیرغم انتقادات فراوان به نتایج انتخابات شورای شهر گرگان و چگونگی اعلام آن ، بنظر نمی رسد اتفاق خاصی در آینده روی دهد و 13 نفر انتخاب شده به احتمال زیاد پارلمان محلی گرگان را سازماندهی می کنند .

اما در خلال برگزاری این انتخابات مواردی مشاهده شد که حکایت از رویش حرکت خطرناکی دارد و آن تفکیک کردن گرگانی ها به اصیل و مهاجر است که حتی افرادی چون نبی هزارجریبی که متولد گرگان و اصالتا روستای تخشی محله گرگان است را در دایره گرگانی ها جای نمی داد .

سه شب مانده به انتخابات در منتهی الیه کوچه پاساژ مرسل یکی از کاندیداها که یک ساختمان کلنگی را اجاره کرده بود ، خانوادگی برای خودش تبلیغات می کردند . نظرات تکان دهنده مادر این کاندیدا در مورد اینکه ” چرا گرگان باید دست دهاتی ها باشد ” ، “ باید خودمان دست بکار بشویم و شهرمان را بسازیم ” و “ چرا یه مشت روستایی برای ما تصمیم بگیرند ” ، بد جوری نظر ما را جلب کرد .

اواخر شب به یک ستاد دیگر رفتم و با مادر یکی دیگر از کاندیداها صحبت کردم که او هم حرفهای مشابه همان فرد قبلی را زد .

تمام این حرفها و نکته ها می رساند جریانی که یک سال قبل از انتخابات با تکیه بر واژه گرگان به دنبال کسب کرسی های شورای شهر گرگان بود به آرزوی خود رسید و با این حیله توانست رای مردم گرگان را به سوی خود سوق دهد .

این جریان بارها در وبلاگ های منتسب به پان گرگانیسم از خطر قومیتهایی چون سیستانیها و حرکات خزنده آنها سخن راند . حتی بارها به ائتلاف غرب گرگان که افرادی چون کلاتی و هزارجریبی آن را سازماندهی کرده بودند ، تاخت .

در این مدت بارها وبلاگ نویسان را به اردوهای آنچنانی با هزینه های گزاف بردند و از بیت المال به عکاسان شام دادند . از هر که خواستند تجلیل کردند غافل از اینکه در یکی از کوچه های شهر جانباز هفتاد درصدی بنام حاج صادق روشنی هم وجود دارد .

گویا آنها نمی دانند که پیدایش شهر ها از نقطه ای بنام روستا بوده و همه آنها روستایی محسوب می شوند اما با چند شب پای ماهواره نشستن و دو تا کلاس زبان رفتن و واژه ها را با لحن خاصی ادا کردن ، پایتخت نشین شدند و دیگران را غریبه می خواندند .

از همه این موارد هم بگذریم ، برخی اعضای منتخب خود را در تبلیغات نفر سی ام معرفی کردند که این خود جای سوال دارد . کسی که نزدیک به یکسال وبلاگ خود را تبدیل به سایت کرده و در این راه هزینه زیادی هم داده ، کسی که در این اوضاع گرانی کاغذ ، کتابچه ای تمام رنگی با صفحات زیاد با آن هزینه آنچنانی چاپ می کند و راه اندازی ستادها و پوستر ها و بنرهای بزرگ در سطح شهر، چطور می تواند مدعی باشد که هزینه نکرده است .

تازه خیلی از کاندیداها چون در شورا نبودند و شناختی روی آنها نبود نتواستند خود را نشان دهند اما برخی افراد که در شورا بودند از تمام ظرفیت این نهاد استفاده کردند و با حمایت از گروههای متعددی چون گاسفورد داران ؛ عکاسان ، رانندگان تاکسی ، خبرنگاران ، ستاد یاک 40 ، جمعیت فرزندان شاهد و ایثارگر، دانش آموزان ، دانشجویان ، کارگران و . . . سعی کردند خودشان را دلسوز مردم و ناجی شهر نشان دهند .

به هر حال نقشه جریان پان گرگانیسم هراس مردم گرگان از بدست گرفتن امور توسط روستاییان و دیگر اقوام بود و در این راه از هر ابزاری بهره گرفتند .

البته اگر در افراد انتخاب شده دقت شود باز هم افرادی دیده می شوند که اصالتی روستایی دارند و آدم های منطقی ، با اصل و نسب و دلسوز مردم و نظام هستند و رای مردم به آنها از روی گرگانگرایی افراطی و احساسی نبوده بلکه بواسطه شناخت و عملکرد آنها بوده که مردم گرگان انها را به عنوان ارکان شورا می شناسند و از آنها انتظار دارند تا با نظارت بیشتری امورات شورا را پیگیر باشند .

افرادی چون نبی هزارجریبی پدیده انتخابات شوراهای شهر گرگان ، ناصر گرزین ، ابراهیم جرجانی ، علی کلاتی ، صفرعلی پایین محلی ، زهرا نورا و علی اصغر یوسفی اگر با هم بتوانند در مقابل گرگان گرایی افراطی برخی دیگر از اعضا که خود را فقط برای خدمت به مردم زادگاهشان آماده کرده اند ، متحد کنند قطعا جلوی این حرکت خزنده را خواهند گرفت .

باید منتظر ماند و دید که این صف بندی و دیگر صف بندی های شورای اینده شهر گرگان در تصویب مصوبات و طرح ها چطور خود را نشان خواهد داد .

نویسنده : جابر تمسکنی

محسن می گوید:

دوست عزیز در این مطلب خیلی آشکارا دشمنی خودت رو با شخص خاصی که حتما همه فهمیدند کیه نشون دادی
ییکباره میومدی اسم هر کی بدت میومد رو میگفتی و این داستان پان گرگانیسم و این چیزا رو نمینوشتی دیگه

بنده خودم با این که گرگانی نیستم ولی این نظریه رو قبول دارم که کنترل شورا باید به دست گرگانی بیافته نه توی گرگان بلکه توی بندرترکمن هم باید به دست ترکمن بیافته که از هر کسی دلسوزتر واسه شهر خودشه و مسلما با مشکلات شهر خودش بیشترین آشنایی رو داره

بعد من نفهمیدم چطوری اقای هزارجریبی پدیده انتخابات شد؟
حتما با ایشون از نزدیک اشنایی دارین و به خوبی می شناسینشون
چون به نظر منم با شناختی که از ایشون دارم واقعا دوم شدن در این انتخابات برای ایشون شاهکار بود

به هر حال به امید موفقیت برای شما و همه شهروندان ساکن گرگان و البته شورای شهر گرگان در جهت نیل به سوی هدف همه ما که داشتن گرگانی بزرگ و با ابهت هستیم

ارسال نظر