چرا سردار نقدی به میشل اوباما برای فیلم آرگو جایزه ندهد؟!
تعداد بازدید تعداد بازدید: 1,055 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:01 ق.ظ، پنج شنبه، 24 اسفند، سال 1391 نظرات بدون نظر

نشست نهایی ستاد جشنواره فرهنگی‌هنری ره‌آورد سرزمین نور در محل ستاد سازمان بسیج مستضعفین برگزار شد که در این نشست مصوب شد که در جشنواره امسال با توجه به نقش خانم میشل اوباما در کمک به ارتقای بصیرت جهانی و افشای رسمی سرسپردگی سینمای آمریکا و هالیوود به کاخ سفید و اثبات عینی سیاسی بودن جایزه اسکار و فقدان ارزش هنری آن، جایزه ویژه این جشنواره به وی اعطا شود.

IMG20255114ما باید سوار شدن بر موج های  تبلیغی غرب را تجربه کنیم و بیاموزیم یکی از این اقدام ها، کاریست که سردار نقدی به آن دست زده است و اعلام کرده است که به میشل اوباما برای فیلم آرگو جایزه می دهد.

بله حقیقتا جمهوری اسلامی ایران چگونه می توانست اثبات کند که بنگاههای  ساخته شده غرب  در کارهایشان از پشت پرده خط می گیرند و داوران بین الملی مزدبگیران و مواجب بگیرانی هستند که از مدرنیته شیک پوشی و از حقیقت  نفاق  واز انسانیت ماکیاویلیسم، از دموکراسی بی بندوباری و از استقلال، استبداد را معنی می کنند.

چگونه می شود اثبات کرد که هزاران زن و فرزند را در طول جنگ سرد تا بحال با بهانه هولوکاست و با دستور کاخ سفید و قطع نامه های سازمان ملل به مسلخ کشیده اند و مادرانی که هرگز فرزندان  خود را ندیده بجرم انسانیت و اسلامیت زنده به گور شدند و فرزندانی هرگز به دامان مادرانشان باز نگشته اند و در خاک و خون تپیدند.

ولی در جلوی چشم جهانیان ودر مقابل هزاران دوربین و با ماهواره های بیشمار رئیس جمهور آمریکا مترسک خانه خود را به اسکار فرستاد و اسکار را با همه دادار، دور و ورش به افتضاح کشید…آیا احسنت ندارد!آیا نباید به چنین فکر بکری جایزه داد و آیا نباید بر این موج سوارشد؟

بقول شاعر :             عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد             خمیر مایه دکان شیشه گر سنگ است

همان سنگی که خورد می شود و خمیر مایه شیشه گری است  خود شیشه، شیشه گر را نشانه رفت و شکست  و عدوی ما سبب خیر ما گردید. آبگینه خوشرنگی که برای تحمیق جهانیان ساخته بودند و شیپور خوش صدایی را که وسیله افتخار خود می دانستند این بار سوار خود را زمین انداخت و صدای نا ساز  کوک کرد واز دل، آنچه نهفته بود، بیرون ریخت  و حقیقت را یک بار و آن هم برای عاقلان و صاحبان خرد فاش ساخت تا همگان بدانند این گرگ در پوست میش، گرگ است  نه میش واین مترسک خرمنی حقیقت ندارد تا بشود از آن تقلید کرد وچیز آموخت.

این  نور حقیقت انقلاب اسلامی و این حقیقت ولایت است که به هرچه می خورد حتی به ساحران فرعون نیز آنها را عوض می کند و بی محابا تغییر میدهد ولی این تغییر از نوع خودش و از شکل  امروزی آن است.

این عصای ولایت است که از آستین ولایت فقیه بیرون آمده و این چوبدستی موسی است که فتنه های فرعونی را می درد و این حکمت علوی است که حثیت سامری را می ریزد تا خردمندان به سجده افتند و بی خردان  گستاختر شوند  و خود را به نیل زنند تا آنگاه قدرت لایزال یزدانی هویدا شود و همه را در نیل غرورشان  خاموش کند انشاالله…

ما در طی 34 سال در زیر سهمناک ترین توطعه ها آموختیم که باید از فرصت ها بهره ببریم و تا فصل سرما نیامده است خوشه های خود را انبار کنیم وانبار خود را از دست دزدان حفظ کنیم ، ما طی 34 سال آموختیم که از رهبری پیروی کنیم واز ولایت فاصله نگیریم و در زیر سایه اش اتراق کنیم زیرا تجربه نشان داده است که این سایه باعث امنیت است و طی 34 سال آموختیم که میراث گرگ (آمریکا) را برباد دهیم و لانه اش را نا امن کنیم  زیرا گرگ را در لانه اش شکار می کنند.

نویسنده رادکانا: محک

ارسال نظر