چرا صعود کوهنوردان “آرش” به تراژدی ختم شد؟!
تعداد بازدید تعداد بازدید: 514 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 9:58 ق.ظ، یکشنبه، 6 مرداد، سال 1392 نظرات بدون نظر

جنگجویان کوهستان در دامان طبیعت آرمیده اند و پرچم سفید را بالا برده اند و تا ابد این پرچم در دل تاریخ حک شده همانطور که بی تفاوتی وزیر و رئیس فدراسیون هرگز از یادها نخواهد رفت.

thumb289-c7835228903473306c6e20e7deecbacbبه گزارش رادکانا، نه، خبری نیامد. قریب به دو هفته تمام انتظار کشیدیم تا قاصدک خبری خوش از ارتفاعات برودپیک بیارود اما نیاورد تا همه چشمهای منتظر ناامید شوند. چشمانی که با نگرانی تمام منتظر تماس آیدین بزرگی و دوستانش بودند تا خبر سلامتی خودش و همقطارانش را بدهد اما این چشم انتظاری بیهوده بود.

حتی تلاش یک هفته ای سه گروه امداد و نجات سوئیسی، پاکستانی و مغولی هم بی فاید بود تا توماس لامل کوهنورد برجسته آلمانی در نامه ای احساسی ، البته تراژیک از پایان جستجویی بگوید که البته هرگز به نتیجه نرسید.

نه خبری و نه حتی رد و نشانی تا او با کمال تاسف پایان زندگی سه کوهنورد جوان باشگاه آرش را اعلام کند. سه کوهنوری که پس از صعود از یک مسیر بکر و جدید به قله برودپیک و برافراشتن پرچم سه رنگ ایران روی قله، حالا در نزدیکی های قله به خواب ابدی فرو رفته اند تا «جوانان کوهستان» لقب بگیرند. آنها که افتخاری سترگ و عظیم را رقم زدند تا آخرین ماموریت زندگی خود را با موفقیت انجام دهند. پایان یک آغاز که البته آیدین بزرگی نوید آن را به دوستانش داده بود.

قصه از کجا شروع شد؟
تقریبا چهار سال پیش بود که کیومرث بابازاده مدیر باشگاه آرش درخواست مجوز برای صعود یک تیم پنج نفره از باشگاه آرش را به فدراسیون داد تا بلکه با تائید فدراسیون بتواند یک افتخار بزرگ را به نام ایران ثبت کند اما ظاهرا در فدراسیون  کوهنوردی کسی نمی‌خواست پسران جوان باشگاه آرش به این موفقیت برسند.

درخواست باشگاه آرش در تمام این چهار سال در پیچ و خم بوروکراسی کلافه کننده و ملال آور اداری گیر کرد و هرگز صادر نشد.

سفر بی بازگشت
تیم ۵ نفره کوهنوردی باشگاه آرش بیستم خردادماه کوله بارش را بست و عازم کوههای قراقروم پاکستان شد تا هدف خود را عملی کند. در هنگامه سفر و در فرودگاه آیدین بزرگی پرشورترین عضو تیم پنج نفره به اندک رفقایی که برای بدرقه اش آمده بودند، اعلام کرد که نامه‌ای بلند بالا نوشته و به ایمیل رفقا ارسال کرده و از آنها خواست تا بعد از مطالعه آن را انتشار دهند. آیدین این نامه را در دمادم سفر ارسال کرده بود که دیگر فرصتی برای رفقایش جهت پاسخ و یا اظهارنظر وجود نداشته باشد.

نامه ای که با شعر شاملو آغاز می شد و در آن با قلمی احساسی به گلایه از رفتار فدراسیون  که چطور ۴ سال تمام آنها را در گیر و دار مجوز معلق نگاه داشتند و البته آن را صادر نکردند. نامه ای پرسوز و گداز که مطلع آن به یک جمله پرمعنا ختم می شد؛ پایان یک آغاز.

تراژدی چگونه رخ داد؟
تیم ۵ نفره باشگاه آرش متشکل از پویا کیوان، مجتبی جراحی و آیدین بزرگی حمله به قله ۸۰۴۷ متری برودپیک از یک دیواره جدید آغاز کردند و رامین شجاعی سرپرست گروه و افشین سعیدی در کمپ سه مستقر شدند تا این سه نفر به قله صعود کنند، صعودی که البته موفقیت آمیز بود و تیم سه نفره «جوانان کوهستان» تواستند بعد از یک ماه جنگ با برف و یخ پرچم ایران را بر قله به اهتزاز دربیاورند در حالیکه در پس این موفقیت بزرگ، یک تراژدی شوم نهفته بود که در مسیر بازگشت کوهنوردان ایرانی اسیر کرد.

روز سه شنبه ۲۵ تیرماه کوهنوردان مستقر در کمپ سه منتظر بودند که تیم سه نفره فاتح قله تا بعدازظهر به کمپ بازگردند اما هر چه انتظار کشیدند، خبری نشد. عصرهمان روز بود که آیدین بزرگی در تماس با کمپ سه به دلیل آنچه دید کم، مه غلیظ و نداشتن مشخصات GPS اعلام شد، اعلام کرد که از مسیر بیرون افتاده اند و وضعیت بحرانی است تا شجاعی برای کمک به رفقایش به تکاپو بیفتد.

آیدین طی چند روز آینده چندین بار دیگر نیز تماس گرفت و حتی به بابازاده مدیر باشگاه در تهران زنگ زد و درخواست کمک کرد اما از شنبه ۲۹ تیر دیگر تماس ها قطع شد. تیم دونفره مستقر در کمپ سه بلافاصه دست به کار شد و با تماس با فدراسیون کوهنوردی پاکستان و تمامی امداد و نجات حاضر در منطقه تماس گرفت و با شرح ماجرا درخواست کمک کرد تا سه تیم مجزا متشکل از گروهای سوئیسی، مغولی و نپالی همزمان کار جستجو را آغاز کنند جستجوهایی که البته هرگز به نتیجه نرسید. توقف تیم ایرانی در یک دیواره ناآشنا و غریبه در ارتفاع ۷۸۰۰ متری که هلی کوپتر قادر پرواز در آن نیست و شرایط بسیار بد جوی سبب شد تا این تلاش های همه جانبه به نتیجه نرسد و بعد از یک هفته جستجوی شبانه روزی تیمهای جستجو با نهایت تاسف و تاثر بدون رسیدن به نتیجه خاصی پایان کار خود را اعلام کنند.

موضع فدراسیون کوهنوردی
پس از اعلام مفقود شدن کوهنوردان ایرانی و در حالیکه تیمهای جستجو شبانه روزی در حال تقلا برای یافتن رد و نشانی از تیم سه نفره ایرانی بودند، در تهران  بی تفاوتی رئیس فدراسیون را شاهد بودیم.

رئیس  فدراسیون در تماس های مکرر رسانه های متعدد که با تمام وجود در پی انتشار خبری از کوهنوردان حادثه دیده بودند،اعلام کرد که این حادثه هیچ ربطی به او ندارد و هیچ مسئولیتی را گردن نمی گیرد.

این در حالی بود که مدیرعامل باشگاه آرش از لحظه اعلام خبر حادثه در تلاش شبانه روزی در تقلا بود تا بلکه بتواند با استفاده از ارتباطات بین المللی اش حادثه رخ داده را رفع و رجوع کند و به کوهنوردان حادثه دیده کمک کند و حتی در ادامه و با عدم نتیجه گیری مثبت تلاشهایش، شخصا به پاکستان سفر کرد تا از نزدیک بر عملیات امداد و نجات نظارت داشته باشد اما چند هزار کیلومتر اینطرف‌تر رئیس فدراسیون به بهانه صعود بی مجوز تیم آرش با بی تفاوتی در حال رسیدگی به امور روزمره اش بود.

انگار که نه انگار اتفاقی افتاده! فدراسیون البته زیر هجمه فشار رسانه ها و البته بازنشر دوباره نامه احساسی آیدین بزرگی بالاخره به تکاپو افتاد و پیگیر ماجرا شد اما دیگر کار از کار گذشته بود. عجیب اینکه حتی وزیر ورزش هم در این تراژدی بزرگ سکوت کرد و حتی برای خالی نبودن عریضه به خود زحمت نداد تا در این رابطه به صورت نمادین و فرمایشی مصاحبه و یا دستور پیگیری بدهد. د

در حالیکه سه کوهنورد ایرانی در ارتفاعات پاکستان در چنگال مرگ دست و پا می زدند، آقای وزیر ترجیح داد در تهران با کشتی گیران المپیکی جلسه گذاشته، چای بنوشد و البته با لبخندی بر لب در برابر دوربین ها از آنها تجلیل کند!

خداحافظ جنگجویان کوهستان
با گذشت دو هفته از اعلام حادثه برای کوهنوردان باشگاه آرش هنوز سرنوشت آنها مشخص نیست. آنها که رفتند تا افتخاری سترگ را رقم بزنند اما این سفر بی بازگشت بود تا در قله جاودانگی ابدی شوند. جنگجویان کوهستان در دامان طبیعت آرمیده اند و پرچم سفید را بالا برده اند و تا ابد این پرچم در دل تاریخ حک شده همانطور که عملکرد وزیر و رئیس فدراسیون هرگز از یادها نخواهد رفت. / افکار

ارسال نظر