چهره‌هایی‌که‌ امیرالمؤمنین (ع) آنان را حصر و حبس کردند
تعداد بازدید تعداد بازدید: 572 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 12:08 ب.ظ، شنبه، 31 خرداد، سال 1393 نظرات بدون نظر

حصر فتنه‏‌گران از سر لطف و رأفت نظام اسلامى است. حکم کسى‏‌که شورش کند و یا به شورش دعوت کند و باعث برهم‏‌خوردن نظام زندگى مردم و ایجاد رعب و وحشت شود و یا اقدام به بغى علیه حکومت عادل کند، در فقه شیعه معلوم است.

IMAGE634920191793663479به گزارش رادکانا، در سال ۱۳۸۸ پس از انتخابات ریاست جمهورى پرشورى که صورت گرفت، گروهى دست به شورش زدند و کسانى که قبلاً از یاران انقلاب و مسؤولان عالى‌‏رتبه کشور بودند، در این شورش‏ها و ایجاد و تحریک آن‏ها نقش پر رنگى ایفا کردند.

 

این افراد که در لسان عمومى مردم به سران فتنه مشهور شدند، براى جلوگیرى از فتنه‏‌گرى و مقابله با تهدیدهایى که علیه نظام اسلامى ایجاد کرده بودند، محصور شدند و تلاش شد که این افراد نتوانند با ارتباط‌گیرى با دیگران به فتنه‌‏گرى ادامه دهند.

 

اکنون که به لطف خداى متعال باطل‌‏بودن همه ادعاهاى فتنه‌‏گران مشخص شده است، متأسفانه شاهد آن هستیم که عده‏‌اى با نادیده‏‌گرفتن صدماتى که این افراد به نظام اسلامى زده‌‏اند، از لزوم برطرف‌‏شدن حصر این افراد سخن مى‌‏گویند و مدعى مى‏‌شوند که نباید به گذشته نگاه کرد و باید با نگاه به آینده از خطاهاى این افراد گذشت.

 

این در حالى است که فتنه‌‏گران نه تنها به خطا و خیانتى که مرتکب شدند اعتراف نمى‌‏کنند و از این گناه بزرگ توبه و اعلام پشیمانى نمى‌‏کنند بلکه گاه با طلب‏کارى و خودبرتربینى مدعى حقوقى بر گردن نظام اسلامى نیز مى‌‏شوند.

 

از سوى دیگر عده‏‌اى مدعى شده‏‌اند که در نظام اسلامى حصرکردن افراد معنى ندارد و به‌‏زعم باطل خویش تصور کرده‌‏اند که حصرکردن فتنه‏‌گران خلاف دستورات اسلام و شرع مقدس است.

 

این در حالى است که سیره امیرالمؤمنین حضرت على علیه السلام نشان مى‌‏دهد که در برخورد با فتنه‌‏گران مى‌‏توان از چنین راه‏کارهایى و نیز راه‏کارهاى شدیدترى استفاده کرد. متن حاضر به اختصار به این امر مى‌‏پردازد.

22261_911

شورش و فتنه‏‌گرى ۸۸

 

انتخابات ریاست جمهورى سال ۸۸ که با حضور گسترده و چشمگیر مردم و رأى بالایى که به کاندیداهاى مطرح دادند، مى‌‏توانست به یک مدال افتخار و جشنى براى ملت ایران تبدیل شود که به‏‌واسطه فتنه‌‏گرى عده‌‏اى به یک بحران سیاسى و امنیتى براى کشور تبدیل شد به‏‌حدى که دشمنان قسم‌‏خورده نظام و استکبار جهانى به براندازى نظام اسلامى امیدوار شدند و به میدان آمدند.

 

در این میان کسانى که قبلاً از یاران انقلاب و مسؤولان عالى‌‏رتبه کشور بودند، در این شورش‏ها و ایجاد و تحریک آن‏ها نقش پر رنگى ایفا کردند.

 

این‏که در واقعیت امر طرح و نقشه فتنه از سوى آمریکا و دشمنان اصلى نظام طراحى شده بود و این افراد در آن دخیل شدند یا این‏که طرح و نقشه به‌‏صورت هماهنگ از سوى آمریکا و اینان صورت گرفته بود، بحث مفصلى مى‏‌طلبد که در جاى خود باید طرح شود.

 

آنچه مسلم است این است که این افراد که در لسان عمومى مردم به سران فتنه مشهور شدند، در ایجاد و دعوت به شورش نقش جدى داشتند.

 

مردم را به ریختن به خیابانها تحریک مى‌‏کردند و دستور مخالفت با نهادهاى قانونى کشور را مى‌‏دادند و در بیانیه‌‏ها و اقدامات خود تلاش مى‏‌کردند تا نظام اسلامى را از اجراى قانون و پایبندى به آن منصرف کنند و مجبور به پذیرش بدعتهایى مانند ابطال کلى انتخابات و تجدید انتخابات با شرایط تحمیلى آن‏ها و… کنند.

 

حاصل این شورش‏‌سازى آن‏ها و هماهنگى دستگاه‏‌هاى استکبارى با این اقدام و نیز تلاش‏هاى عناصر منافق و ضدانقلاب و… آن بود که قریب به ۸ ماه فتنه به‌‏صورت کم‏‌شدت و پرشدت در کشور ادامه داشت و جان‏هایى در این فتنه گرفته شد و خون‏هایى بر زمین ریخت و هرچند تعداد این کشته‌‏ها اندک بود ولى در مقوله جان حتى یک جان نیز قابل اغماض نیست.

 

علاوه بر آن آبرویى که از نظام مقدس جمهورى اسلامى زیر پا شد و اهانت‏هایى صورت گرفت و تهمت‏هایى که به نظام زده شد و تلاش شد تا مردم را به نظام بى‌‏اعتماد کنند، بى‏‌سابقه و کم نظیر بود.

 

تدبیر نظام اسلامى در برخورد با فتنه‏‌گران‏

 

در چنین احوالى نظام جمهورى اسلامى ایران با تدبیر و حکمت اقدام کرد. اولاً از هر تلاش شتاب‏‌زده در برخورد با فتنه‏‌گران خوددارى کرد و سعى کرد تا صف مردم از صف شورشیان جدا شود.

 

در اولین گام تلاش شد تا مردمى که به کاندیداى معترض که دست به شورش زده بود و دعوت به فتنه و شورش نیز مى‌‏کرد از او جدا شوند و حسابشان یکى تلقى نشود چراکه این مردم به کسى رأى داده بودند که تا دیروز مدعى بود که باید قانون‏گرا بود و اصلاً اعتراض خود به رقیبش را چنین بیان مى‏‌کرد که شما قانون‏گرا نیستى و جایى که قانون به نفعت نیست آن‌‏را عمل نمى‏‌کنى.

 

حال خود این کاندیدا وقتى در یک روند قانونى رأى نیاورده بود، راهکارهاى قانونى را نفى مى‌‏کرد و مدعى بود که باید به‏‌صورت شورشى و با لشکرکشى خیابانى مسأله را حل کند و حاضر نبود که به نهادهاى قانونى شکایت کند.

 

مردمى که به او رأى داده بودند که تأییدکننده این اقدامات خلاف نبودند و به همین جهت نیز بود که با گذشت زمان اندکى، حامیان این کاندیداهاى شورشى به‌‏حدى کاهش یافتند که حامیان این شورشى به چند هزار نفر رسید و در تجمعات غیرقانونى که به دعوت او و تحریک او شکل مى‏‌گرفت، بیش از این شرکت نمى‌‏کردند.

 

در چنین شرایطى نظام اسلامى براى جلوگیرى از فتنه‏‌گرى و مقابله با تهدیدهایى که این افراد علیه نظام اسلامى ایجاد کرده بودند، تصمیم به حصر این افراد گرفت.

 

حصر به معنى آن است که این افراد از رابطه سیاسى و تشکیلاتى با کسانى‏‌که در فتنه‌‏گرى نقش دارند، منع شوند و تلاش شود که این افراد نتوانند بار دیگر جامعه را به آشوب بکشند.

 

منظور از حصر نه زندان انفرادى است و نه حتى زندان به معنى مرسوم آن. بلکه فرد در انجام اعمال خود و حتى دیدار و… آزاد است اما با این شرط که این اعمال و دیدارها، بهانه و ابزارى براى تداوم فتنه نباشد و از این‏‌رو هر کس که به فتنه‏‌گرى کمک کند، از دیدار با آن فرد منع مى‌‏شود و از بیانیه‏‌دادن و شورش‏‌سازى… نیز جلوگیرى به‌‏عمل مى‏‌آ‌ید.

31082

روشن‏‌شدن دروغ‏‌بودن ادعاهاى فتنه‏‌گران‏

 

اکنون به لطف خداى متعال باطل‌‏بودن همه ادعاهاى فتنه‏‌گران مشخص شده است. اصلى‏‌ترین ادعاى آن‏ها تقلب گسترده و متهم‌‏کردن نظام اسلامى به دست‌‏بردن در آرای مردم بود.

 

این در حالى است که مشارکت گسترده مردم در انتخابات‏هاى بعدى و تعیین نمایندگان مجلس و رئیس جمهور بر اساس آرای مردم و بر اساس انتخابات قانونى، نشان داده است که فتنه‌‏گران در هدف خود شکست خورده‌‏اند و از منظر مردم نه تنها نظام اسلامى قابل اعتماد است بلکه همه ادعاهاى فتنه گران باطل بوده است و آن‏ها به دروغ ادعاى تقلب کرده‏‌اند.

 

نظام اسلامى که در انتخابات ۹۲ نشان داد که حتى براى زیر یک درصد آرای مردم نیز ارزش قائل است و حاضر به جابجایى آرای و تغییر در آن‏ها نیست. بحث در این زمینه خیلى گسترده است و لازم است که در مجال دیگرى به این امر پرداخته شود.

 

دفاع از فتنه‌‏گران قابل قبول نیست‏

 

هدف اصلى از حصر این افراد این بوده است که مانع فتنه‌‏سازى و آشوبگرى این افراد شوند و بر این اساس جلوى صدمه‏‌زدن آن‏ها با کشور و مردم گرفته شود.

 

متأسفانه شاهد آن هستیم که عده‏‌اى با نادیده‌‏گرفتن صدماتى که این افراد به نظام اسلامى زده‌‏اند، بدون آن‏که به جنایاتى که به دستور و با تشویق این افراد صورت گرفت، اشاره کنند، از لزوم برطرف‏‌شدن حصر این افراد سخن مى‏‌گویند و در سخنان و مطالب خود به‏‌گونه‏اى جلوه مى‌‏دهند که گویى یک دلخورى شخصى بین افرادى بوده است و حالا باید از آن گذشت کرد.

 

این افراد مدعى مى‏‌شوند که نباید به گذشته نگاه کرد و باید با نگاه به آینده از خطاهاى این افراد گذشت، این در حالى است که جنایتى که فتنه‌‏گران مرتکب شدند امرى شخصى و فردى نبوده است که کسى بتواند از آن گذشت کند و یا آن‌‏را نادیده بگیرد.

 

این یک جنایت بزرگ علیه نظام اسلامى و حق عموم مردم بوده است و فقط در صورتى گذشت از آن امکان دارد که حق مردم بازگردانده شود و فتنه گران توبه و جبران کنند.

 

فتنه‌‏گران باید توبه و جبران کنند

 

هرگاه سخن از این‏که فتنه‌‏گران باید توبه و جبران کنند به میان مى‏‌آید، یک عده افرادى که فهم دینى صحیحى ندارند، اعتراض مى‌‏کنند که چرا دیگران را به توبه دعوت مى‏‌کنید و معترض می ‏شوند.

 

این در حالى است که دعوت به توبه امرى به‏جا و صحیح است. هر کس هر گناهى چه فردى و چه اجتماعى مرتکب شده باشد باید او را به توبه دعوت کرد.

 

البته توبه امرى بین بنده و خداى متعال است اما در سیره امام على علیه السلام و نیز یاران ایشان به‌‏خوبى دیده مى‌‏شود که حتى در مورد فتنه‌‏گران زمان خود آن‏ها را به توبه دعوت مى‏‌کردند.

 

در جنگ جمل و جنگ صفین و جنگ نهروان و دیگر فتنه‏‌ها، حضرت و نمایندگانشان فتنه‏‌گران را قبل از فتنه و بعد از فتنه به توبه دعوت مى‏‌کردند. به این‌‏ترتیب توبه بین بنده و خداست اما ما باید بندگان خدایى که عصیان و گناهى مرتکب شدند را به توبه دعوت کنیم. البته این‏که توبه پذیرفته مى‏‌شود یا نمى‌‏شود به دست ما نیست و به دست خداست.

 

مثلا اگر کسى آدم کشته باشد ما او را به توبه دعوت مى‏‌کنیم و نیز او را قصاص مى‏‌کنیم. دعوت به توبه که امرى بین او خداست مانع از اجراى حکم شرعى او نیست. اگر توبه کرد و توبه او حقیقى بود خداى متعال مى‏‌داند و از او مى‏‌گذرد و بعد از قصاصى که شده است دیگر گناهى به گردن ندارد اما اگر توبه نکرد و قصاص هم شد، حساب او نزد خداى متعال باقى است و خداى متعال (لایعزب عنه مثقال ذره)

 

از سوى دیگر فتنه‌‏گران باید جبران کنند. یعنى توبه کنند تا گناهى که میان آن‏ها و خداست بخشوده شود و جبران کنند حق مردم را. اگر کسى گناهى مرتکب شد که در آن به مردم نیز صدمه‏‌اى زد، صرف توبه بین خود و خدا کفایت نمى‏‌کند. این‏ها به نظام اسلامى دروغ بستند، مردم را به شورش دعوت کردند، اعتماد مردم به نظام را آسیب زدند، به گروه‏ها و افرادى اهانت کردند و به آن‏ها دروغ بستند، آیا این حق الناس به صرف توبه بین خود و خدا از میان مى‏‌رود؟ مسلم است که نه.

 

از این‏‌جهت هم دعوت فتنه‌‏گران به توبه کارى شرعى و درست است و هم این‏که باید صدماتى که به حق الناس چه حق افراد و چه حق حکومت اسلامى و حقوق عمومى زدند را جبران کنند. از این‏‌جهت است که این افراد باید رسماً و علناً ادعاهاى دروغ و باطل خود را پس بگیرند و باید از همه مردمى که در سال ۸۸ با امنیت و اعتقاد آن‏ها به نظام اسلامى بازى کردند عذر بخواهند و این حداقل توقع است.

 

متأسفانه این سخن برخى از افراد که خواهان رهاکردن فتنه‏‌گران هستند در حالى است که فتنه‏‌گران نه تنها به خطا و خیانتى که مرتکب شدند اعتراف نمى‌‏کنند و از این گناه بزرگ توبه و اعلام پشیمانى نمى‌‏کنند بلکه گاه با طلب‏کارى و خودبرتربینى مدعى حقوقى بر گردن نظام اسلامى نیز م‌ى‏شوند.

26446113_17518158facba

حصر شورش‏گران مبناى اسلامى دارد

 

از سوى دیگر عده‌‏اى مدعى شده‏‌اند که در نظام اسلامى حصرکردن افراد معنى ندارد و به‌‏زعم باطل خویش تصور کرده‌‏اند که حصرکردن فتنه‏‌گران خلاف دستورات اسلام و شرع مقدس است. این در حالى است که سیره امیرالمؤمنین حضرت على علیه السلام نشان مى‏‌دهد که در برخورد با فتنه‏‌گران مى‌‏توان از چنین راه‏کارهایى و نیز راه‏کارهاى شدیدترى استفاده کرد.

 

حضرت على علیه السلام در فتنه‌‏هاى زمان خویش با برخى از فتنه‏‌گران وارد جنگ شدند و در این جنگ‏هایى که فتنه‌‏گران ایجاد کردند، هزاران انسان کشته شدند. سران آن فتنه‌‏ها نیز به دست حضرت و یارانشان و برخى از آن‏ها به دست خود فتنه‏‌گران کشته شدند.

 

در برخى از این فتنه‏‌ها، پس از آن‏که حضرت بر فتنه‏‌گران پیروز شدند، برخى از سران و ایجادکنندگان فتنه را آزاد و رها نگذاشتند چنان‏که در فتنه اول، برخى از فتنه‌‏گران اصرار داشتند در مراکز سیاسى مسلمین باقى بمانند و با استفاده از روابط خود، دست به کارهایى بزنند.

 

اصرار داشتند در بصره بمانند و حتى حاکم بصره از سوى حضرت (عبدالله‌‏بن عباس) خدمت حضرت عرضه داشت که اگر شما اجازه دهید این‏ها در بصره بمانند اما حضرت فرمودند که این افراد دست به فتنه‏‌گرى جدید مى‏‌زنند و از هیچ مشکل‌آفرینى خوددارى نمى‌‏کنند و شر به پا مى‌‏کنند و از این‌‏جهت لازم است که به جایى فرستاده شوند که نتوانند با مراکز سیاسى ارتباط داشته باشند که دست به فتنه‌‏گرى مجدد بزنند. (براى مطالعه بیشتر در این زمینه مراجعه بفرمایید به کتاب شریف الصحیح من سیره الامام على علیه السلام، جلد سى و چهارم خصوصاً صفحات ۲۰۰ به بعد)

 

از سوى دیگر حبس و حصرکردن افراد در نظام اسلامى مبنا دارد، به‌‏عنوان مثال امام على علیه السلام مطابق حدیث شریفى که در کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق بیان شده است، مى‌‏فرمودند: یَجِبُ على الإمامِ أنْ یَحْبِسَ الفُسّاقَ مِن العُلَماءِ، والجُهّالَ مِن الأطِبّاءِ، والمَفالِیسَ مِن الأکْرِیاءِ. (الفقیه، ج ۳، ص ۳۱، ح ۳۲۶۶ – منتخب میزان الحکمه، ص ۱۲۸) و مشخص است که خطر و ضرر این افراد براى جامعه کمتر از ضرر فتنه‏‌گران است. و نباید این گونه تصور شود که حکم به حصر و حبس افراد صرفا در مسائل مالى است چراکه مولى الموحدین حضرت على علیه السلام در دوران حکومت خویش کارگزاران و سیاسیونى که خیانت مى‏‌کردند و براى حکومت دردسرهاى مختلف اقتصادى و نظامى و سیاسى درست مى‏‌کردند را حبس و حصر کردند. مثلاً المسیب‏بن نجبه الفزارى را که با شورشیان، اقلى از همراهى را کرده بود، در خانه خودش حبس کردند (حبس فرد در خانه خودش چیزى دقیقاً شبیه حصر امروزى است) و المنذربن جارود العبدى و ابن هرمه و زیدبن حجیه و… را نیز حبس کردند.

 

برخى افراد بى‌‏اطلاع از مسائل اسلامى تصور مى‏‌کنند که چون خود از احکام شرع بى‌‏اطلاع هستند پس حصر یا حبس افراد در خانه‏‌شان و جلوگیرى از صدمات آن‏ها به مردم و نظام اسلامى مبناى شرعى ندارد و لازم است که به این افراد پاسخ داده شود.

فتنه-88

حصر فتنه‌‏گران، لطف و رأفت نظام اسلامى‏

 

علاوه بر این باید توجه داشت که حصرکردن و حبس‏‌کردن این افراد در خانه‌‏شان و جلوگیرى از فتنه‏‌گرى و آسیب‏‌رسانى آن‏ها، اقل مقابله با آن‏هاست و کمترین کارى است که مى‏‌شود در برابر این افراد انجام داد. حصر فتنه‏‌گران از سر لطف و رأفت نظام اسلامى است.

 

حکم کسى‏‌که شورش کند و یا به شورش دعوت کند و باعث برهم‏‌خوردن نظام زندگى مردم و ایجاد رعب و وحشت شود و یا اقدام به بغى علیه حکومت عادل کند، در فقه شیعه معلوم است و مشخص است که حصر و حبس این افراد از سر گذشت و لطف است که صورت مى‏‌گیرد که هم به خودشان و هم به مردم آسیب نرسانند اگر نه در صورتى‏‌که دادگاه تشکیل شود (اگر شرایط آن فراهم شود آن نیز باید صورت گیرد) مکافات جرم این افراد و حکم آن‏ها بسیار بیش از این خواهد بود.

ارسال نظر