چه خطی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز می شود
تعداد بازدید تعداد بازدید: 623 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 11:02 ق.ظ، سه شنبه، 1 اسفند، سال 1391 نظرات بدون نظر

مردم صداقت در عمل و گفتار و ساده زیستی و پاک دستی و حرکت در مدار قانون و تبعیت عملی از ولایت و رهبری و در یک کلام مردمی بودن را ملاک ارزیابی در انتخاب ریاست جمهوری قرار می دهند.

5745471325475026در مدخل بحث عارضم که باید باور کرد سهم هر خطی در هدایت اجرایی کشور عملا در دو دوره 4 ساله تعریف می شود.

این نوستالوژی لااقل در سه دوره ریاست جمهوری اجرا شد البته این موضوع کمی منطقی نیز به نظر می رسد زیرا یک دوره چهار ساله برای تدوین و اجرای برنامه های کلان در وسعت کشوری پهناور با جمعیتی بالا، نظیر ایران اندک است و نیز واقفیم در اکثریت قریب به اتفاق انتخابات ها خط و خطوطی مورد اقبال عمومی قرار گرفتند که حاکمیت اجرای قبل از خود را نقد و به چالش کشیدند.

گرچه عقلای قوم و صاحب نظران معتقد به گردش نخبگان هستند اما آحاد مردم بر اساس ذائقه و باور خود تصمیم نهایی را می گیرند که این همان مردم سالاری عینی است.

درضمن راقم نتیجه آخر را در اول وجیزه بیان می دارد که قطع یقین حاکمیت اجرائی در انتخابات بعدی نیز از آن اصولگرایان بر اساس همان گفتمان عدالت و توسعه با تغییراتی ملموس در حوزه مسائل اقتصادی و فرهنگی و تغییر در تیم هدایت کننده و باز هم برای مدت 8 سال خواهد بود به شرط آنکه در چارچوب قانون و منویات ولی فقیه حرکت کند و کذا با این مقدمه بحث را ادامه می دهیم.

می دانیم که هر جریان سیاسی، گفتمان مخصوصی را مطرح و در دایره ی همان گفتمان برنامه کاری خود را ارئه می کند. اگر گفتمان غالب بر سه دولت ماضی را مورد مداقه قرار دهیم در دو دولت، یکی تقریبا و در دیگری دقیقا کارهایی درخور توجه برای بهبود و ارتقاء سطح زندگی اقشار مختلف و جامعه صورت گرفته است و در دوره ای به دلیل مشغولیات خارج از حوزه وظیفه ذاتی دولت و چالش هایی جدی با اندیشمندان حوزه های مختلف علمی و معرفتی، قدم های موثری در ارتقاء وضعیت پیشرفت جامعه برداشته نشد یا اگر برداشته شد لااقل محسوس نبود که در ادامه نوشتار به آنها خواهیم پرداخت.

در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی علیرغم بریز و بپاش های فراوان از سوی کارگزاران و کسب امتیازهایی ویژه و کاذب از سوی نزدیکان، برخی کارهایی زیربنایی نظیر تغییر ساختار فیزیکی زیربنایی کلان شهرها، جاده سازی اتوبان هایی طویل درون شهری بزرگراهها، مترو و سد سازی و غیره انجام گرفت که در مجموع جایگاه کشور را بعد از جنگ در راستای سازندگی بالا برد، به گونه ای که کلان شهرهایی مانند تهران و اصفهان و شیراز و مشهد و تبریز و… از حالت شهرهای خسته و فرتوت با ساختمان هایی بی رنگ و کلنگی نما و بدمنظر و خیابان های غیر استاندارد و ترافیک آفرین بیرون آمده و تقریبا به حالت تمیز و شیک و بانشاط درآمد.

سطح و نوع زندگی بخشی از مردم از حالت گذشته بیرون و تنوع در نوع ساختمان سازی تزئینات داخلی منازل و جایگزینی اشیاء و لوازم لوکس و تغییر دکوراسیون اتاق کارهای مدیران اجرائی ادارات ایجاد و در یک کلام رواج اشرافی گری ره آورد بخش مهمی از برنامه های دولت سازندگی بوده است.

در دوران سازندگی فاصله فقیر و غنی بیشتر و عده  زیادی از اعوان و انصار وابستگان به قدرت اجرائی به آلاف و الوف رسیدند، در بخش فرهنگی جامعه نیز به مرور فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی رنگ باخت و نیروهای ارزشی و متدین جامعه سرخورده و نگران از آینده دینی جامعه به حاشیه رانده شدند.

در حوزه مسائل سیاسی احزاب و جریانات به دلیل عدم اعتقاد شخص رئیس دولت به تحزب و فعالیت سالم احزاب، گروه های سیاسی آن طور که باید و شاید میدان مانور نداشتند به گونه ای که تا حدود زیادی حالت رکود و سکون در محافل و مجامع سیاسی وجود داشت.

سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی ما در این دوره فعال و نقش خود را در راستای شناساندن انقلاب اسلامی به جهانیان تا حدود قابل توجهی ایفا کرد مخصوصا در مذاکرات صلح بعد از جنگ که باید قدردان زحمات آنان بود.

دولت در این دوره حواشی زیادی داشت: تکنوکرات ها و آکادمیست ها و حتی بخشی از رزمندگان جبهه ها پس از بازگشت از جبهه ها وارد حوزه کارهای سازندگی شدند و متعاقب از ایثارگری به سمت کسب امتیاز و میزریاست و ماشین و تجمل پرستی و به کسب درآمدهای نجومی روی آوردند این بود که اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه متحول و زیاده طلبی و ویژه خواری امری مرسوم و مقبول گردید.

در دوران اصلاحات گفتمان غالب توسعه سیاسی و آزادی های مدنی و تلاش در راستای تنش زدایی با دیگر کشورها مخصوصا استکبار جهانی بود این معنا را در اولین گفتگوی سید محمد خاتمی با خبرنگار خارجی می توان جست و جو کرد که منفعلانه آمریکایی های متجاوز به سرزمین اجدادی سرخپوستان را آدم هایی با فرهنگ نامید و همچنین از آبراهام لینکلن بعنوان شهید راه آزادی نام برد.

دوم خردادی ها با اعطای آزادی های تعریف نشده و بی ضابطه در سطوح مختلف جامعه مخصوصا تیپ جوان و دانشگاهها تمامی یا بخش اعظم انرژی خود را مصرف مقوله هایی از این دست کردند.

چهره شهرها از حالت مذهبی و سنتی و حفظ حدود و ثغور خانواده و ارزش ها به تنوع در نوع پوشش و آرایش و گفتار و کردار در جهت مدل ها و الگوهای رفتاری غرب تغییری شگرف یافت.

دست اندرکاران فرهنگی تلاش حساب شده ای را در راستای تغییر فرهنگ عمومی و ذائقه مردم شروع و تا حدودی نیز موفق به انجام این کار گردیدند.

رسانه های غرب و وابستگان داخلی آنها هجمه های سنگینی را برعلیه ارزش های نظام آغاز و مسئولان فرهنگی و سیاسی کشور نیز بعضا همسو با منویات آنان حرکت می کردند.

آنچه در این دوره مغفول ماند رسیدگی به وضعیت اقتصادی و برنامه های سازندگی کشور بود، گرچه کارهایی نیز صورت گرفت اما آمار و ارقام کارها در میان تحولات سیاسی و درگیری های جناحی و غیره نمود عینی و رسانه ای نیافت.

در بخش سیاست خارجی تلاش دیپلماسی کشور بیشتر معطوف به نزدیکی با غرب و نشان دادن حسن نیت بود به گونه ای که در مقوله انرژی هسته ای برای اینکه نشان دهیم به مفاهمه و گفتگوی بیشتر معتقدیم مجبور به اعطای امتیاز به بیگانگان بودیم که نمونه آن به حالت تعلیق در آوردن داوطلبانه غنی سازی اورانیوم آن هم در راستای جلب اعتماد جهان بود.

در این راستا  نه تنها دنیا حتی آمریکای بافرهنگ!! نیز ما را به رسمیت نشناخت بلکه رییس جمهور وقت آمریکا، ایران را محور شرارت نامید.

نه تنها در داخل سیستم اجرایی بلکه در بخش تقنینی نیز نمایندگانی بر اریکه وکالت تکیه زدند که در اظهار ارادت به غرب و همسویی با براندازان از یکدیگر سبقت می گرفتند که مصادیق آن در مجلس ششم تجلی یافت گرچه در همان مجلس ششم اقلیت نجیبی بودند که به دلیل تسلط گفتمان اصلاحات تنوانستند مانعی جدی در راه تصویب لوایح و طرح های بعضا سازشکارانه باشند.

به نظر می رسد جدی ترین برنامه دولت در دوران اصلاحات اجرای قانون شوراهای اسلامی شهرها و روستاها بود که بعضا بعنوان نقطه مثبت در کارنامه دولت اصلاحات به ثبت رسیده است.

ناهنجاری های اجتماعی، حرمت شکنی ها، منکوب کردن ارزش های دینی، فساد و فحشاء، سوء استفاده های اقتصادی و کسب درآمدهای نامشروع و ثروت های بادآورده، ارتباط با بیگانگان و حرکت و همسویی با تئوریسین های کهنه کار جنگ های روانی غرب و غیره و غیره در این دوره به حداعلا رسید.

موارد مطروحه آنقدر زیاد است که در این مقال نمی گنجد، همه این بدعت ها و سیاهی ها در حافظه تاریخ و اذهان امت ثبت و ضبط گردیده و هیچ دارویی آلام مردم دین باور و ارزش گرا را از عملکرد سوء دوم خردادی ها تسکین نخواهد داد.

در طول هشت سال حاکمیت اصلاح طلبان زمینه برای فعالیت جریانی موسوم به اصولگرایان فراهم شد، این جریان همه تلاش خود را در راستای حفظ ارزش های انقلاب و احیای گفتمان حضرت امام (ره) که توسط اصلاح طلبان به محاق فراموشی سپرده شده بود به کار برد.

اصولگرایان با وحدت نظر و قرارگرفتن در مسیر تحلیل های واحد و امور حساب شده تشکیلاتی و افشاگری های دقیق و مستند و پرده برداری از وابستگی لایه هایی از جریان دوم خرداد با مراکز استکباری و صهیونیستی مورد اقبال عموم قرار گرفتند.

در انتخابات ریاست جمهوری با وجود کاندیداتوری چهره مقتدر و متنفذ نظام یعنی هاشمی رفسنجانی، این احمدی نژاد بود که گوی سبقت را از ایشان ربود و بدین وسیله اصولگرایان سکان هدایت اجرایی کشور را بدست گرفتند.

عمده شعار اصولگرایان و در رأس برنامه های دولت اصولگرا، پیشرفت و عدالت و بازگشت به ارزشها بود. واقفیم که عدالت واژه گسترده ای است که همگان تشنه اجرا و برخورداری از آن هستند، مخصوصا اقشار ضعیف و آسیب پذیر که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند.

عدالت شمشیر دولبه ای است که نه تنها گردن ظالم را می زند بلکه اگر مجری خود عادل نباشد و در چارچوب قانون و خواست مشروع قاطبه مردم عمل نکند چه بسا پهلوی مظلوم را می شکافد.

متأسفانه دولت اصولگرا در موارد متعددی به دلیل عدم رعایت قانون و لحاظ نکردن خواست اقشار آسیب پذیر و تحت تأثیر باندهای قدرت و انحراف دچار این اشتباه گردید.

اولین حرکت جدی دولت عدالت و پیشرفت، پیگیری وضعیت انرژی هسته ای و تکمیل چرخه سوخت و تولید و راه اندازی دستگاه های سانترفیوژ و غنی سازی اورانیوم بود که با اقتدار و با حمایت های رهبری معظم انقلاب و مردم تداوم یافت و در این مسیر برای رسیدن به اوج دست به بومی کردن فرآیند دانش هسته ای زد که به شکر خدا به توفیقات عظیم و شگرفی دست یافت.

علیرغم تلاش گسترده استکبار جهانی و فشارها از طریق مراکز بین المللی که در تیول قدرت ها هستند نتوانستند مانعی در راه ترقی و تعالی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کنند، گرچه در این مسیر شهدای گرانقدر هسته ای را تقدیم انقلاب کردیم.

رسیدگی به وضعیت معیشتی و بالا بردن توان اقتصادی و قدرت خرید مردم از جمله دغدغه های همیشگی امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری بوده که توسط دولت اصولگرا به آن پرداخته شد و طرح هایی در قالب واگذاری سهام عدالت و هدفمندی یارانه ها که در قانون اساسی پیش بینی شده بود که دولت های قبل جسارت انجام آنها را نداشتند، به دست دولت آقای احمدی نژاد محقق و بعنوان افتخاری بزرگ در کارنامه اصولگرایان به ثبت رسید.

بدون اغراق باید گفت در زمان خدمت اصولگرایان، ایران اسلامی نردبان ترقی را در زمینه های مختلف علمی طی کرد. از علومی همانند: هوافضا، نانوتکنولوژی، سلولهای بنیادین و هسته ای گرفته تا تولید انبوه تسلیحات نظامی و تانک و هواپیما و انواع و اقسام موشک هایی با برد کوتاه و بلند که پرداختن به هر یک نیاز به زمان دارد.

از جمله افتخارات دولت های نهم و دهم، نهضت راه سازی و مسکن سازی است. صدهاهزار واحد مسکونی در قالب مسکن مهر برای اقشار کم درآمد با آسان ترین نحوه پرداخت اقساط که این نهضت همچنین ادامه دارد، همه این پیشرفت ها که با شدت هرچه بیشتر ادامه دارد رهین کاردانی و تلاش مضاعف اصولگرایان در صحنه های مختلف سازندگی کشور است.

در یک کلام می توان گفت اصولگرایان در دهه پیشرفت و عدالت به اکثریت مطمع نظر خود رسیدند.

همچنانچه گفتیم هر دولتی حاشیه مخصوص به خود را دارد که مسیر حرکت را کند و بعضا برنامه ها را به وادی انحراف کشاندند. در دوران دولت سازندگی تکنوکرات ها و طبقات اشرافی در دولت اصلاح طلبان دگراندیشان و غرب گرایان و معاندین و در دولت اصولگرایان نیز باند انحرافی چرخ پیشرفت را کند کردند.

در کنار حرکات ایستایی باند انحرافی، برخی سوء مدیریت ها نیز مزید بر علت گردید. برای نمونه تلاطم در بازار سکه و ارز و اخیرا نیز گرانی افسار گسیخته و ضعف دولت در مقوله نظارت برخی از نکات منفی دولت اصوالگرا می باشد اما از انصاف نیز نباید دور شد که اگر بخواهیم به سه دولت مطرح شده نمره بدهیم علیرغم کاستی ها و نابسامانی ها به دولت اصوالگرا نمره قبولی در حد عالی باید داد.

اما اینکه در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری چه گفتمانی پیروز خواهد شد باید همچنانکه واقفیم آخرین ایستگاه نبرد دشمن با انقلاب اسلامی جنگ اقتصادی است داشتن طرح و برنامه مفید و کارآمد و ارتقاء دادن به توان اقتصادی کشور، حمایت همه جانبه از تولید داخلی، تلاش در جهت اشباع بازار از کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و مهم تر و مهم تر از همه تدوین و عملیاتی کردن برنامه مهم اقتصاد مقاومتی و حمایت از خانواده ها در تولیدات خانگی و غیره به تجربه ثابت گردید که مردم به شعارهای حزبی و گروه های سیاسی خیلی توجه ندارند.

مردم صداقت در عمل و گفتار و ساده زیستی و پاک دستی و حرکت در مدار قانون و تبعیت عملی از ولایت و رهبری و در یک کلام مردمی بودن را ملاک ارزیابی در انتخاب ریاست جمهوری قرار می دهند.

 

نویسنده رادکانا: مسلم رستمانی

ارسال نظر