گله داری در روزگاران پیشین با ورزا جفت
تعداد بازدید تعداد بازدید: 1,089 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 8:58 ق.ظ، یکشنبه، 10 آذر، سال 1392 نظرات بدون نظر

گله داری در روزگاران پیشین در محدوده شهر و روستاها از شغل های اصلی مردم این دیار بود اثر فرهنگی خود را نیز به طور بدیهی برجای نهاد.

44930274582165947389به گزارش رادکانا، کشاورزان در زمان گذشته بسته به قدرت مالی و مقدار زمین و دامی که داشتند به سطوح مختلفی تقسیم می شدند.
گت دهقان یا دهقان بزرگ به کسی در گذشته می گفتند که جفت گاو نر داشت که از آنها برای شخم زدن و کارهای کشاورزی استفاده می کرد و همچنین اگر کسی یک جفت ورزا نداشت و فقط یک ورزا داشت، دنبال شخصی مانند شرایط خودش می گشت و او را شریک خود می کرد و می گفتند که هاوَست برای خود انتخاب کرد که هر کدام یک ورزا داشتند و با هم هاوست می شدند تا یک جفت ورزا داشته باشند و با آن کشت و کار کنند. 

در گذشته حمل بار برای افراد فقیر با الاغ و برای افراد دارا با اسب بود.

همچنین ورزا را پالان می کرد و از آن برای بارکشی و شخم زدن استفاده می کردند.

روستا سرخگریه سال ۱۳۵۶
(اکبر گودرزی )

44930274582165947389

وِرزا جنگی

گله داری در روزگاران پیشین در محدوده شهر و روستاها از شغل های اصلی مردم این دیار بود اثر فرهنگی خود را نیز به طور بدیهی برجای نهاد.

در روز سیزده بدر جشن دیگری برپای داشته می شد؛ آیین سیزده بدر اگر چه همچنان تداوم دارد اما این رسوم همراه با انقراض شیوه سنتی دام داری برافتاد.

هر گاوداری معمولا گاو نری در گله خود نگه می داشت این گاوهای نر که ((کل ورزا)) نام داشتند همواره باید چاق و غبراق و سرمست می بودند.

سرمست ترین آنان آنگاه که بانگ برمی آورد طویله را به لرزه درمی آورد و صدایش در کوه و دره و بیابان می پیچشد و پژواک آن از هفت خوان می گذشت.

هر گالشی مدعی بود که ورزوی او بر ورزوهای دیگران برتری دارد.

این مدعا چندان هم بی پایه و اساس نبود و بلوف به حساب نمی آمد زیرا همه این کل گاوان دارای شاخ های بلند و تیز بودند.

وزن آنها گاهی از چند صد کیلو هم فزون تر بود و کوهان آنان بر شانه ها بدان گونه سر کشیده بود که هیبت گنبد گرد دماوند را به ذهن متبادر می کرد و چنان بر شانه تاب می خورد که گویی زلزله ای مهیب آن را می لرزاند.

برای اثبات این برتری یک راه وجود داشت و آن هم به جنگ و واداشتن این گاوان بود، همانطور که گفته شد اغلب آنان هیکلمند و پر هیبت بودند اما پیروز میدان ورزویی بود که در جنگ مهارت بیشتری داشت.

نشان دادن این برتری با جنگیدن در روز سیزده بدر مشخص می شد، میدان بازی هر روستا عرصه این نمایش هیجان انگیز و شاید هم رعب انگیز بود.

در روز سیزده بدر سرگالشان ورزوهای خود را به میدان می آوردند و به نوبت به جنگ وادار می کردند.

البته شرکت در مسابقه داوطلبانه بود ورزوها باهم درمی افتادند، سرانجام یکی مغلوب و دیگری پیروز می شد و ورزوی پیروز با ورزوهای دیگر به جنگ وادار می گردید تا ورزوی سرجنگ مشخص شود.

صاحب ورزوی سرجنگ هدیه های نقدی و جنسی می گرفت؛ معمولا دامداران همجوار در مرتع یا کوچه پس کوچه های اطراف ده یا هر کجا که با آن برخورد می کردند با دسته ای علف از او پذیرایی می کردند و از کتک کاری آن خودداری می کردند زیرا معتقد بودند که نظر کرده است خاصه در این مورد «آسنی» یی وجود داشت که بر این باور مهر تاکید میزد.

آنان که ورزوهای سر جنگ داشتند در واقع دام داران نمونه هم بودند و سند کار و تلاش و دامداری هوشمندانه ی آنان ورزوی سرجنگشان بود./کردکوی نیوز

ارسال نظر