یادداشت از گلستان ما: تمام جزئیات حادثه اتوبوس دانش آموزان بروجنی از زبان سردار نقدی
تعداد بازدید تعداد بازدید: 1,084 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت 12:27 ق.ظ، شنبه، 13 آبان، سال 1391 نظرات بدون نظر

سردار نقدی : رسانه هایی که تهمت زدند، با القاء تصورات غلط نه تنها در حق خدمتگزاران بلکه حتی در حق دانش آموزان ظلم کردند. این بزرگترین اهانت به شهدا و خانواده های شان است که بگوییم دانش آموزان به خاطر نمره آمده اند. به گزارش رادکانا به نقل از پایگاه اینترنتی بسیج، سرتیپ بسیجی […]

سردار نقدی : رسانه هایی که تهمت زدند، با القاء تصورات غلط نه تنها در حق خدمتگزاران بلکه حتی در حق دانش آموزان ظلم کردند. این بزرگترین اهانت به شهدا و خانواده های شان است که بگوییم دانش آموزان به خاطر نمره آمده اند.

به گزارش رادکانا به نقل از پایگاه اینترنتی بسیج، سرتیپ بسیجی محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین در جمع اعضای ستاد اردوهای راهیان نور دانش آموزی در آبادان تمام جزئیات حادثه اتوبوس دانش آموزان بروجنی را بیان کردند.

متن کامل سخنان سردار نقدی در ذیل آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابالقاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطاهرین.

والسلام علی المهدی الذی وعدالله به الامم

و سلام بر نایبش  امام خامنه ای عزیز

و سلام بر شهیدان.4900 معلم شهید و 36 هزار دانش آموز شهید و شهیدان بزرگواری که در ادامه این قافله نورانی در هجرت الی الله و زیارت مشهد این شهدا به آنها پیوستند. از خدای متعال برای همه این عزیزان، علوّ درجات و برای بازماندگانشان صبر و اجر می خواهیم و در این سرزمینی که متعلق به شهداست دستها را رو به آسمان بلند می کنیم و از  خدای متعال می خواهیم شفای عاجل به همه ی مجروحان این حادثه عطا بفرماید.

ما تا ابد مدیون این شهداییم. همه ملت و همه بشریت و امروز بیداری اسلامی و بیداری جامعه بشری بدون استثنا مدیون این شهدا هستند آنهایی که غریبانه در این دشتها آمدند جان خودشان را تقدیم کردند برای اینکه حقیقت بدرخشد و اسلام پا برجا بماند و نسل ها بیدار بشوند. همان طور که اباعبدالله الحسین علیه السلام به شهادت رسید. لیستنقذ عبادالله من الجهاله یعنی بندگان خدا را از جهالت برهاند. این شهدا وارث حسین علیه السلام اند و به همین راه رفتند که بشریت را از گمراهی و جهالت برهانند و ما و همه بشریت مدیون آنها هستیم و اگر امروز میدانی نیست که حرکت آنها را تکرار کنیم باید کار زینبی علیها السلام کنیم و پیام رسان آن عزیزان باشیم، اگر نمی توانیم جان بدهیم آنچه که می شود داد، اگر مال است ، اگر وقت و عمر است و حتی اگر آبروست که بزرگترین سرمایه ی هر مومنی است باید در این راه بگذاریم، آبرویمان را بدهیم تا این راه را ادامه بدهیم، و باید بدانیم که اگر کار مهم و سرنوشت سازی قرار است در امتداد راه شهدا انجام بدهیم افضل الاعمال احمزها یعنی پر فضیلت ترین کارها و برترین کارها آن چیزی است که سخت تر هست.

اون طور نیست که این راه، راهِ آسانی باشد باید سختی ها را هموار کرد و مصداق این آیه الهی شد که مرتبط با همین روزهای عید غدیر است که می فرماید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ / اى کسانى که ایمان آورده‏اید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‏آورد که آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست / مائده آیه 54

نباید در این مسیر از سرزنش ملامتگران ترسید و واهمه داشت که مصداق حزب الله همین است. مصداق کسانی که در آیه بعدی می فرماید إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ/ سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى ]مانند على بن ابى‏طالب‏اند] که همواره نماز را برپا مى‏دارند و در حالى که در رکوعند ]به تهیدستان] زکات مى‏دهند/ سوره مائده آیه 55

وَمَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ/ و کسانى که خدا و رسولش و مؤمنانى ]چون على بن ابى‏طالب[ را به سرپرستى و دوستى بپذیرند ]حزب خدایند[ و یقیناً حزب خدا ]در هر زمان و همه جا] پیروزند/ سوره مائده ، آیه 56

که در تفاسیر هم آمده که اشاره کردند پیامبر عظیم الشان اسلام در شان نزول این آیات که اینها از قوم سلمان هستند و باید این صلابت حزب اللهی را داشته باشیم که از سرزنش سرزنش کنندگان نترسیم و این تناسب آیات است با غدیر و با این شرایطی که ما فاصله در آن هستیم. شرایطی که به خاطر کار خیر و خوبی که همه شما کردید، زحمت کشیدید، سامان دادید و در عین حال زیر بار تهمت ها و رگبار اهانت ها و جسارت ها قرار گرفته اید. مسئله، مسئله کوچکی نیست حادثه ای که نوجوانان زیادی در آن پر پر شدند، قلب انسان می شکند، مسئله کوچکی نیست و نمی شود به سادگی از کنارش گذشت. اما مسئله این است که باید عادلانه و منصفانه با مسئله برخورد کرد.

 اگر کسی در حفظ امنیت و ایمنی نوجوانان این کشور در مسئولیت خودش کوچکترین کوتاهی بکند ظلم است و قابل گذشت نیست. هر کدام از ما که باشیم.

اما اگر کسانی هم که صاحب رسانه هستند، موقعیت دارند، مدیریت دارند، حرفی می توانند بزنند، به خدمت گزارانی که به صحنه آمده اند و فشار این کار سنگین را بر دوش گرفته اند و تحمل سختی ها را می کشد تهمت بزنند، مطالبی بی جا را نسبت دهند و طوری وانمود کنند که مدیرانی که از همه وجودشان مایه گذاشته اند برای اینکه امنیت و ایمنی دانش آموزان را تضمین کنند،  کوتاهی کرده اند یا اصلا بی مبالات اند یا اصلا فکر ندارند و چنین تصویر زشتی را بخواهند از خدمتگذاران مردم ارائه دهند آن هم ظلم هست.

این بزرگترین اهانت به شهدا و خانواده هایشان است که بگوییم دانش آموزان به خاطر نمره آمده اند

اگر در این طرف ظلمی صورت گرفته باشد باز هم نمی شود با ظلم اصلاحش کرد. باید با عدل اصلاحش کرد. ظلم را باید با عدالت اصلاح کرد. باید دید چه کاری شده ؟ چه کاری نشده ؟ چه کسی کارش را انجام داده و چه کسی نداده؟

همه می دانید که دستور العمل بسیار مفصلی برای ایمنی کاروان ها صادر شد. آموزش های لازم به افراد داده شد. توجیهات و جلسات مکّرر برای فرماندهان عزیز و مدیران آموزش و پرورش که صمیمانه دست همه شما را می بوسیم و سپاسگذار همه شما هستیم از صدر این وزارت خانه تا ذیل و از سردار فضلی تا همه کسانی که کار می کنند ما دست بوس شما هستیم، تشکر میکنیم، وقت گذاشتید به اندازه ای که من خودم احساس کردم با این همه جلسه پی در پی و نظارت میدانی واقعا ما فرماندهان و مدیران را خسته کردیم. از بس آوردیم و بردیم که توجیه شوند و همه بدانند برای بهره وری بیشتر و ایمنی بهتر چه کار باید کنند. فقط هم جلسات و نشست های فراوان نبوده. این فقط جنبه ی کار ستادی بوده که صورت گرفته؛ و بعد در مرحله ی عمل، کار میدانی. وقتی که بررسی می کنیم می بینیم که تمام کارهای ایمنی در این کاروان ها صورت گرفته شاید به این کاملی و درستی در همه کاروان ها اینقدر زیبا انجام نشود ولی اتفاقا در این مورد که حادثه اتفاق افتاده خیلی اقدامات ایمنی کامل است. برابر دستورالعمل ایمنی می بایستی خودروی مناسب می گرفتند که فرسوده و قدیمی نباشد که این خودروی واژگون شده مدل 85 بوده و مناسب بوده است. باید راننده با تجربه انتخاب می کردند که راننده 15 سال سابقه پایه 1 که 9 سال آن رانندگی با اتوبوس بوده، داشته است.  می بایستی دو راننده داشته باشد که شب یا روز دچار خواب آلودگی نشوند که دو تا راننده داشتند. برابر رونوشت ابلاغی، می بایستی جلسه بگذارند برای رانندگان که جلسه گذاشتند و آنها را توجیه کردند. می بایستی از راننده ها تعهد می گرفتند که ضوابط را رعایت کنند از همه تعهد گرفتند از جمله همین راننده ی مرحوم امضاء کرده است. برابر دستور العمل می بایستی از معاینه فنی خودرو اطمینان پیدا می کردند که حتی اکتفا نکردند به معاینه فنی و برگه ای که راننده ارائه می دهد بلکه، از فرمانده انتظامی شهرستان خواستند، تا قبل از حرکت افسر ارشد متخصص فنی ناجا را بفرستد و افسر آمد بالای سر اتوبوس ها و تک تک اوراق راننده ها را بررسی کرد و حتی یک ایراد کوچک در یکی از اتوبوس ها بوده که تا اصلاح نکرد، اجازه حرکت ندادند. کار دیگر ایمنی که کردند این بود که  در تمام اتوبوس ها بلا استثناء یک افسر گذاشتند و اغلب از معاونین ناحیه سپاه شهرستان که در این اتوبوس (واژگون شده) معاون بازرسی و ایمنی سپاه ناحیه. مرحوم سروان جهان پناه شخصا حضور داشته که در کارش هم بسیار فرد حساس و جدی بوده. در اتوبوس یک یا چند معلم به عنوان ناظر بوده که در این اتوبوس حادثه دیده علاوه بر معلم؛ مدیر و معاون مدرسه هم بودند و متاسفانه خود اینان جزو جانباختگان حادثه هستند.

در تمام اتوبوس ها همیار پلیس گذاشتند دانش آموزهایی که آموزش داده بودند به عنوان همیار پلیس، که چه کاری باید انجام بدهند. علاوه بر همه این کارها بین دانش آموزان کارتی را پخش کردند که شماره تلفن مرکز کنترل راهیان نور تهران در آن بوده است و به دانش آموزان در مورد آن کارت توضیح دادند که هرگاه تخلفی دیدید، سرعتی دیدید، بی مبالاتی دیدید، بلافاصله زنگ بزنید به این مرکز و خبر بدهید و عکس العمل نشون بدید و نگذارید این تخلف ادامه پیدا کند.

من حالا شاید در حافظه ام نباشد، تمام کارهای ایمنی را که باید می کردند، انجام دادند و علاوه بر این همه اقدامات ایمنی مسئول اردویی سابق سپاه که باز نشسته شده بود آورده بودند برای تجربه همراه این کاروان باشد و یک نفر دیگر از افراد با تجربه را به عنوان فرمانده گردان و کاروان منصوب کردند که این انضباط را برقرار کند. خود فرمانده سپاه شهرستان به اتفاق رییس اداره آموزش و پرورش شهرستان، هر دو با هم، کاروان را شخصا همراهی کردند، در جلو رفتند که مبادا اتوبوسی سرعت بیش از حد مجاز برود . که در جلو، کاروان را کنترل کنند.

این بچه ها با عشق می آیند. با اشک ریختن می آیند. مثل دوران جبهه که بچه های نوجوان با اشک می خواستند بروند جبهه، الان هم همینطور می آیند. اینها که در رسانه ها اینطور مطلب می نویسند نمی فهمند، یعنی نمی توانند عشق را بفهمند. این مغناطیس وجودی شهداست و ربطی به ما ندارد. این مغناطیس شهید است و قله آن، امام حسین علیه السلام است.

دیگه هر کاری که نیاز بوده انجام شده، واقعا غیر از این کارها چه کاری می توانستند انجام دهند؟! اما (برخی رسانه ها) میگن: «آقایون مسئولین! آیا شما خودتون حاضرید فرزندانتون سوار این خودروها بشن برن؟!» والله فرزند بنده و آقای حاجی بابایی و شما عزیزان جایی بخواهند بروند 10 درصد این اقدامات ایمنی هم رعایت نمیشه. ما میرویم دم ترمینال و سوارشون می کنیم تو اتوبوس. نه برگه فنی میخوایم ، نه افسر می گذاریم ، نه معلم می گذاریم، نه آموزش می دهیم نه تعهد می گیریم و می فرستیم مشهد می ره زیارت. ِکی ما این کارها رو می کنیم؟! معلومه که اگر کسی این کارها رو بکنه حاضریم. دودستی بچه هامون رو تحویل بدیم، چرا نکنیم؟! یه جوری صحبت می کنند که گویی برادران راهیان نور یک عده ای رو همینطوری برده اند اردو(!). بدانید اینها جگر گوشه های ما هستند، پاره های تن ما هستند نسبت به همشون احساس فرزند خودمون رو داریم مگر ممکنه که ما نسبت به ایمنی این عزیزان بی مبالات باشیم؟! هَممون احساس مسئولیت می کنیم و باید این طور باشه. وقتی این سئوال ها را می کنند، این حرف ها رو می زنند، حرف های عجیب و غریب که این روز ها نوشتند یا در رسانه ها پخش کردند، خیلی جای تاسف داره البته شاید کسی بپرسه که: «آقا می گی این همه ایمنی رو رعایت کردین پس چرا این حادثه بوجود اومد؟» این هم الآن برای ما تقریبا معلومه و بایدم در این جا بگیم همه شما نسبت به این توجه کنید از این حادثه ها باید درس بگیریم  که تکرار نشه . این حادثه مساله کوچکی نیست که بسادگی از آن گذشت. باید درس بگیریم و بهبود ببخشیم.

درس این حادثه به ما چیه؟ و علت این حادثه چی بوده؟ اشکال اینجا بوده که از همان ساعات آغاز حرکت چراغ قرمز اتوبوس روشن می شده و کامپیوتر ماشین اعلام خطا می کرده است، این بعد از یه مدتی شروع میکنه به روشن شدن. راننده سوئیچ رو خاموش می کرده، تکون می داده و چراغ خطر خاموش می شده و دوباره ادامه می داده. این مشکل چندین بار تکرار شده افسر ناظر کاروان از راننده می پرسه چیه؟ راننده میگه چیزی نیست.

ماشین خود ما بعضی مواقع چراغش روشن می شه و ما بی اعتنایی می کنیم، چون  سیستم این ماشین ها به گونه ای هست که هفت، هشت، ده تا خرابی را – که بعضی اصلا کم اهمیته و  ممکنه فقط جزیی ماشین رو خراب کنه – با مسائل ایمنی مهم در یک چراغ نشان می دهند فلذا همه دست کم می گیرند.

مثلا میگه ممکنه روغنش باید عوض شه لذا چراغ روشن می شه و راننده میگه حالا 100 کیلومتر دیگر می رویم. (سازنده خودرو) اومده این ایراد روغن رو با ترمز و… گذاشته تو یه سیستم ایمنی. راننده ها همه فکر می کنند حالا روغنش کم شده یا بنزین فشارش زیاد شده و چیزی نشده و… . فلذا افسر ناظر و هم مدیر و معلمینی که در اتوبوس بوده اند با این حرف راننده قانع می شوند و سکوت می کنند و البته چون می دیدند شخص مالک اتوبوس که خودش هم  در اتوبوس است چیزی نمی گوید لذا می گویند اگر چیز خطرناکی بود خود این آقا سوار نمی شد لذا تا اهواز با مشکل می سازند. دوستانی که در ماشین بودند این مشکل رو در اهواز به مسئولین منتقل می کنند که چنین چیزی در ماشین ما هست. لذا ماشین رو می فرستند تعمیرگاه. میره تعمیرگاه بر می گرده. کاغذ تعمیرگاه رو همراهش میاره و راننده میگه درستش کردیم. تازه، راننده آنقدر خوش برخورد بوده که بچه ها می گن برای همه ما آب میوه هم گرفت به میمنت درستی ماشین. خب همه آرامش می گیرن که ماشین درست شد. ایراد کو چکی بود درست شد. در مسیر بازگشت، مجددا در یکی دو سربالایی مجدد این اتفاق می افته . این بندگان خدا به خیال اینکه این همه راه رو رفتیم و این چراغ روشن و خاموش شد پس دوباره داره خاموش و روشن میشه تصور می کنند چیز مهمی نیست لذا سخت نمی گیرن. حتی وقتی مقداری اتوبوس عقب می مونه، فرمانده سپاه ناحیه تماس می گیره با افسری که در داخل اتوبوس بوده به عنوان بازرس و می گه:« چیه؟ چرا عقب موندید؟ نکنه ماشین خراب شده؟» مرحوم آقای سروان جهان پناه میگه:« شما چرا به ماشین ما حساس شدی؟! چیزی نیست که، داریم می آییم. »

خب، مالک و صاحب اتوبوس هم خودش داخل اتوبوس بوده و احساسی نسبت به این خرابی نداشته- که همین الان او هم از گردن قطع نخاع شده رفتیم عیادتش در بیمارستان اهواز- اگه او احساس خطر می کرد خودش داخل ماشین نمی نشست. او هم تصور می کرد خب این یه ایراد کوچک است.

در جایی که حادثه اتفاق می افتد و راننده به افسر و معلم و مدیر ناظر می گوید ترمز ندارم و ترمزم را از دست داده ام سرعت اتوبوس 34 کیلومتر بوده است.

مصاحبه این دختر بچه نوجوان را در حالی که حالت پایداری نداشته و داره می ره اتاق عمل در صدا و سیما دیدید (خبرنگار) اومده میکروفون رو گرفته جلوش و می گه حادثه چی بود؟! (دختر) می گه: «راننده خیلی تند می رفت، هرچی جیغ می کشیدیم توقف نمی کرد» همه (مردم) که این مصاحبه را شنیدند حتی خود من فکر می کردیم این اتوبوس از اولی که راه افتاده از شهر کرد و رفته اهواز و برگشته، تند می رفته و راننده فردی تندرو و متخلف بوده و این بچه ها دائم جیغ می کشیدند و کسی اعتنا نمی کرده. تصورش که برای خود من هم تا روز اول پیش آمده این بود. با خودم می گفتم چه آدمهایی بودن اینا. چه مدیری ! چه افسری ! پس چرا نظارت نکردند؟ متوقف نکردنند اتوبوس را؟!

حالا وقتی رفتم خودم با مجروحین و از جمله این دختر خانم صحبت کردم دیدم واقعیت چیه؟! این مجروح رو وقتی تو اون لحظه که می خواد بره تو اتاق عمل می بینی، بله اون همون چهار دقیقه آخر رو داره توصیف می کنه. از لحظه ای که ترمز بریده تا لحظه ی بروز سانحه، چهار دقیقه اتوبوس تو شیب قرار می گیره و از 34 کیلومتر می رسه سرعت به 114 کیلومتر و چون اتوبوس از اختیار راننده خارج شده بوده دائم سبقت های غیر مجاز می گرفته که با ماشین جلویی تصادف نکنه، تریلی ها از جلوش می رفتن کنار، اتوبوس ها می رفتن کنارو حالت وحشتناکی ایجاد شده بود لذا، این بچه ها جیغ می زدند معلم و افسر ناظر  بلند میشن می گن که کمربند ها رو ببندید، و بشینید رو صندلی هاتون و صلوات بفرستید، برای شهدا دعا کنید، آرامش داشته باشید ان شاءالله  چیزی نمیشه.

 تو همین 4 دقیقه تمام چیزهایی که توسط مجروحین تعریف شده که آقا اتوبوس توقف نمی کرد هر چی جیغ می زدند و… مربوط به این 4 دقیقه است نه برای کل سفر.

 تمام نوارهایی که از سامانه کنترل اتوبوس ضبط شده  و در نیروی انتظامی موجود است، نشان می دهد که سرعت اتوبوس در طول کل سفر و در طول مسیر رفت و برگشت تا نقطه حادثه از 85 کیلومتر در ساعت تجاوز نکرده و هیچ جا سرعت تند نداشته. ولی تصویری که از این مصاحبه رسانه ها در ذهن  مردم نقش بست چی بود؟! اینکه اتوبوس خراب بوده، سرعت می رفته، هرچقدر جیغ و داد می کردند راننده گوش نمی کرده و… متاسفانه رسانه ها حادثه را اینطوری نشان دادند در حالیکه واقعیت صحنه آن چیزی است که بنده بنا به اظهارات تمام شاهدان عینی اعم از معلمین و دانش آموزان سانحه دیده و گواهی نیروی انتظامی عرض کردم.

حالا مشکل و ایرادی که به ایمنی این اتوبوس وارد است اینجاست که ما به شما بزرگواران در ابلاغیه ها در چند جا تاکید کرده ایم که موارد ایمنی را “خیلی سختگیرانه” که رعایت کنید. این نظارت سختگیرانه را مدیر کاروان و مسئولین اصلی رعایت کرده اند ولی در داخل خود اتوبوس، این کلمه ی سختگیرانه باید اعمال می شد که اعمال نشده است. این که فقط فرمانده سپاه شهرستان و مسئول کاروان سختگیری کند کفایت نمی کند. افسر بوده، پلیس بوده، معاینه فنی داشته، تعهد نامه گرفته، و… راهنمایی و رانندگی بوده و … تمام این کارها بوده ولی اون افسری که داخل اتوبوس است باید او هم دارای یک حس سختگیرانه باشد. کوچکترین اشکالی را که دید باید خودرو را متوقف کند. مسائل را دست کم نگیرد. وسط بیابان یا هر جای دیگر که هست باید توقف کند تا تکلیف را روشن کند و مشکل ماشین برطرف شود. این کلمه سختگیرانه که در داخل بخش نامه های ایمنی و دستورالعمل های ما مکرر وجود دارد باید داخل اتوبوس اعمال شود. این درس ما از این حادثه است. ما باید مکلف کنیم افسری که داخل اتوبوس است با سخت گیری رفتار نماید. باید افسر ناظر و معلم ناظر داخل اتوبوس را مکلف کنیم با بیسیم یا تلفن همراه و … هرحادثه ای هرچقدر کوچک را به فرمانده کاروان اطلاع دهد. از کنار مسایل کوچک عبور نکند. مرتب باید گزارش کند. و فرمانده کاروان باید با هوشمندی کار را کنترل کند. مسائل کوچک را جدی بگیریم. این درسی است که از این سانحه ما می گیریم. و باید تاکید کنیم. ما اصلا نمی توانیم بگوییم که مدیران و فرماندهان در این واقعه کوتاهی کردند. نمی توانیم این تهمت را بزنیم به کسانی که این کاروان را بردند. همه وجودشان را گذاشتند و دهها اقدام ایمنی را انجام دادند ولی حادثه بوجود آمد. واقعا خود ما که سوار اتوبوس می شویم 10 درصد این اقدامات ایمنی را هم انجام نمی دهیم.

متاسفانه بعضی از روزنامه ها سرمقاله زدند و فتوای شرعی دادند، یکی از روزنامه ها (در سر مقاله) صغری و کبری کرده و نوشته، چون این سفرهای راهیان نور تا به حال چند تا کشته داده پس از لحاظ شرعی این سفر حرام است.(!)این روزنامه سرمقاله زده یعنی این طور نبوده که یک نفر همینطوری یک مطلب نوشته باشد و کار از دستشان در رفته باشد بلکه سرمقاله زده است و فتوای شرعی صادر کرده است(!) باید بگیم برادر عزیز! سال گذشته 1072 نفر در دریا خفه شدند اگر این سفر راهیان نور بخاطر اینکه هر چند سال یکبار، چنین سانحه هایی روی داده است، خطرناک و حرام است پس آن (به دریا رفتن) فوقِ حرام است.

باید شنا کردن در دریا را حتما متوقف و تعطیل کنید. اینجا 26 نفر مردند آنجا 1072 نفر، اینجا هر سه یا چهار سال یکبار این حادثه رخ می دهد نه اینکه هر سال ما در راهیان نور سانحه داشته باشیم ولی آنجا (دریا) هر سال این اتفاق می افتد و هزار مثال دیگر در این رابطه وجود دارد. این که اگرجایی خطر دارد پس نرویم باید بگوییم که پس هیچ کجایی نباید رفت.

 

همین آقای سلیمانی (مسئول سازمان اردویی و راهیان نور بسیج) که مسئول اصلی این اردوهاست  سال گذشته دختر جوان شان که از نخبگان و ممتازین دانشگاه امیرکبیر بود جلوی دانشگاه تصادف کرد و فوت کرده اند. حالا بگوییم دختران و پسران مان  را به دانشگاه نفرستیم چون خطر دارد و ممکن است کشته شوند(!!) این چه منطقی است که براساس آن، روزنامه فتوای شرعی می دهند؟! نوشته بر اساس فتوای شرعی و بر اساس فقه مراجع، این کار (راهیان نور) حرام است و جلویش را بگیرید(!) حالا ما اگر بخواهیم با صغری کبرای خود فقهی آنها این کار را بکنیم باید بگوییم بدون شک از این یک میلیون نفری که هر سال می آیند به این اردو، ده ها هزار نفرشان در معرض آسیب ها و آلودگی های جدی و قطعی مواد مخدر، مفاسد و مشکلات و بزه های خانمان برانداز دیگر قرار دارند که همین سفر راهیان نور آنها را نجات می دهد و مصون می کند.

اهم و مهم هم که بکنیم، آن اقدام حرام است که این جوان را رها کنیم تا در کام این مفاسد بیافتد. اصلا هدف سفر راهیان نور این است. این دسته از آقایون اگر متشرعند باید دل بسوزانند برای آن سفرهای آنتالیا و بانکوک و جاهای دیگر که نابود می کند انسانها را. اگر این بچه ها از دنیا رفتند و جسم شان در این راه داده شد مصداق آن آیه هستند که فرمود: وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ / و هر کس در راه خدا هجرت کند، و کسى که از خانه خود به قصد مهاجرت به سوى خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد مسلماً پاداشش بر خداست /سوره نساء آیه 100

اینها هجرت کردند برای خدا و در یک مسیر تعالی بخش، البته در سانحه کشته شدند. آقایون! نیاز نیست کسی برای این ها دایه مهربان تر از مادر بشود.

آقای حاجی بابایی از عرض ارادت پدر آن دختر شهید به ولایت و نظام گفتند که چگونه این عشق را فریاد می زد و ایشان می گویند: «من شرمنده شدم». بنده هم در بیمارستان مقابل پدر آن دختری که مجروح و در کماست در بیمارستان اهواز، کم آوردم، واقعا کم آوردم چقدر این پدر، بزرگوارانه با ما صحبت کرد و چقدر زیبا به راهی که دخترش رفته است یقین داشت، حالا عده ای معدود دایه مهربان تر از مادر می شوند و کاسه داغ تر از آش، که این سفرها را تعطیل کنید.

دانش آموز این سفر را می آید که مبادا به آنجا ها (مجالس حرام) کشیده شود. متاسفانه ارز بیت المال می گیرند و به عشرتکده ها درسایر کشورها می روند(!) اگر اهل شرع و فتوا هستید بروید آنها را تعطیل کنید. نه اینجا (مناطق عملیاتی) که وقتی کسی می آید بیدار می شود و برای یک عمر خودش را به لحاظ معنوی می بندد.

  اگر در این اردوها هر چند سال یکبار چنین حوادث تلخی رخ می دهد که البته نباید بگذاریم تکرار شود، بدانید و مطمئن باشید اگر این کار ها را نکنیم نه هر چند سال بلکه هر روز بیشتر از 26 دانش آموز ما با مواد مخدر و فساد و انحراف نابود می شوند و جلوی چشم ما پرپر می گردند. البته این واقعیت، ضعف ایمنی را توجیه نمی کند و ایمنی باید سختگیرانه تر دنبال شود.

در سازمان بسیج سالی 10 میلیون نفر اردو می روند. اگر بخواهد به همان تناسبی که در کشور حادثه و تصادف رخ می دهد در این اردوهای ما حادثه رخ دهد ما باید سالی حداقل 1300 نفر کشته بدهیم شاید هم بیشتر بخاطر رعایت ایمنی است که این طور می شود.

حالا تا یک تصادف شد همه حمله ها را متوجه اصل مطلب می کنند و به اصل کار انتقاد می کنند. این چه فکری است؟! این ظلمی است که به این کار نورانی، اساسی و پر اثر می شود، ما همه وجودمان را ما برای این کار می گذاریم تا هرچه ایمن تر انجام شود. هر چقدر می شود ایمنی کار بیشتر شود. همه باید مایه بگذاریم و نباید ذره ای کوتاه بیاییم. هیچ ارتباطی هم (به آنچه برخی رسانه ها نوشتند) ندارد. وظیفه ماست از همه ی وجود برای ایمنی بیشتر این کاروان ها مایه بگذاریم.

مساله خیلی بدتری که رسانه های بیگانه و متاسفانه بعضی داخلی ها هم آنرا برخلاف واقع مطرح و شایعه کردند موضوع انگیزه ی در دانش آموزان از حضور در این اردوها و اجباری بودن آن بود. این بزرگترین اهانت به شهدا و خانواده هایشان است که بگوییم دانش آموزان به خاطر نمره آمده اند. ممکن است در بعضی از مدارس گفته باشند اگر به این مناطق بروید آن را معیار کار نمره عملی درس آمادگی دفاعی حساب می کنیم ولی این به آن معنا نیست که اگر نیایید نمره نمی دهیم. اگر کسی هم نخواست می تواند در اردوهای دیگر مثل تیراندازی و برنامه های محلی شهر خودش شرکت کند و یک کار عملی انجام دهد و 8 نمره بگیرد. در تمام بخشنامه های بسیج و آموزش و پرورش تاکید شده است که «داوطلبانه» است. همه جا گفتند داوطلبانه است و هیچ کسی نگفته که اجباری است. جاهایی گفته اند که اگر کسی رفت اردو، 8 نمره میدانی درس دفاعی را می دهیم. خب، اگر نرفت چی؟ دوستان ما رفتند در همین شهرستان بروجن و آمار سال قبل کسانی را که اردوی راهیان نور نرفتند را آوردند و دیدیم نمراتشان را. همه گرفته بودند 18 و 20 درصورتی اینها راهیان نور نرفتنددر یک برنامه عملی شهر خودشان شرکت کردند و براحتی نمره شان را گرفته اند این حرف (که اجباری است) اهانت به بچه ها و خانواده آنهاست.

این بچه ها با عشق می آیند. با اشک ریختن می آیند. مثل دوران جبهه که بچه های نوجوان با اشک می خواستند بروند جبهه، ولی برخی مقررات مثل سن و سال نمی گذاشت، الان هم همینطور می آیند. اینها که در رسانه ها اینطور مطلب می نویسند نمی فهمند، یعنی نمی توانند عشق را بفهمند. این مغناطیس وجودی شهداست و ربطی به ما ندارد. این مغناطیس شهید است و قله آن، امام حسین علیه السلام است. ببینید در اربعین چه می شود؟ بزرگترین اجتماع بشر در یک نقطه در یک روز کجاست؟ کنار حرم ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روز اربعین است. 15 میلیون آدم با پای برهنه و پای پیاده از جاهای مختلف دنیا می آید کربلا. این مغناطیس شهید است. این را چه کسی می فهمد؟! کسی که در این وادی است می فهمد. کسانی که این مقاله ها و مطالب را می نویسند و این حرفها را می زنند نمی فهمند که شهید یعنی چه؟!

از نظر آنها و با این قول غیر عقلانی شان باید پس بگوییم یک نفر اینجا مرده و یک نفر هم اونجا مرده چه فرقی داره؟! درهمون شهر خودشان به دانش آموزان بگوییم و نیازی نیست به منطقه ببریم. همین جا فرهنگ شهادت رو منتقل کنیم.

 حال من می گویم پس چرا 50 میلیون آدم در سال می رود زیارت امام رضا علیه السلام؟ خب شهر خودشان یه جایی بروند با امام رضا آشنا شوند(!) عزیز من! عشق انسان را می کشد. یکبار، دوبار هرچند دفعه که می روند خسته نمی شوند. اگر شهر دیگر بروی بعد از دوبار خسته می شوی و می خواهی شهر دیگری را ببینی. اما می گی مشهد امام رضا علیه السلام که خسته نمی شویم، باز هم می رویم خیلی ها هر هفته، شب با قطار می روند مشهد، جمعه صبح حرم هستند و روز جمعه باز با قطار برمی گردند خانه. این عشق است و آنها نمی فهمند.

متاسفانه ارز بیت المال می گیرند و به عشرتکده ها درسایر کشورها می روند کسی چیزی نمی گوید کوچکترین مشکل در راهیان نور چنین واکنش های تند و سوء استفاده از احساسات را بدنبال دارد(!)

 

ما باید همه همت مان را بکنیم که ایمنی را جدی بگیریم. سخت بگیریم و کوتاه نیاییم. هر برخوردی که در اجرای ایمنی صورت بگیرد با قاطعیت، با هر تلخی هم که همراه باشد یقینا شیرینتر از این حادثه بد است. باید خیلی جدی باشیم. و باید این مفهوم سخت گیری را ببریم در آخرین لایه عملیاتی. که با همه حساسیت ها برخورد کنند.

10 دقیقه قبل از حادثه، این اتوبوس (واژگون شده) در پلیس راه ایستاده است. از معلم بزرگواری که از این حادثه جان سالم به در برده بود، پرسیدم که شما چرا وقتی دیدید که چراغ خاموش روشن می شود نرفتید و به پلیس راه بگویید که ماشین خراب است تا آن را نگه دارد؟می گوید: احساس خطر نکردیم. در سخنان قبلی ام عرض کردم مالک ماشین در اتوبوس بوده که متاسفانه خودش هم قطع نخاع شده است از گردن.منتها او هم با این تجربه، از روشن شدن چراغ خطر، احساس خطر نکرده است.

 به هر حال این کار (راهیان نور) نورانی است. افضل العمال احمزها . ما که می دانیم، اما آنها نمی دانند که هر کاروانی که راه افتاد دل در دلِ فرماندهان و مدیران عزیز ما نیست. همه اضطراب دارند مثل کسی که فرزندش می رود به یک معرکه و حتی سخت تر از آن نسبت به اعزام دانش آموزان حساسیم تا اینکه برگردند. اعزام یک میلیون نفر شوخی نیست. باید به امید خدا این اعزام ها را ادامه داده و محتوا را هم غنی تر کنیم تا ارزش کار خیلی بیشتر شود و تحمل این سختی ها هم شیرین تر شود.

از همه شما تشکر می کنیم در کارهایی که انجام می دهید. همین حلقه های صالحین دانش آموزی کار بسیار بزرگی است که از همکاری عزیزان آموزش و پرورش و بسیج و سپاه صمیمانه تشکر می کنیم. این حلقه های صالحین بسیج دانش آموزی واقعا راهگشا هست.

خدایا! بارالها! تو شاهدی این عزیزان تمام این اقدامات ایمنی را انجام می دهند اما به هر حال ما انسانیم و ممکن است کارمان نقص پیدا کند، ای خدا دست مان را برای کمک به سوی تو دراز می کنیم.

ای خدای بزرگ به حق شهید فهمیده، شهید بهنام محمدی و همه 36 هزار دانش آموز شهید: از تو می خواهیم این امانت هایی را که خانواده ها به ما می سپرند، سالم و با زیارت مقبول و با معرفت کامل به اوطانشان و به نزد خانواده های شان برگردان.

ما را با این حوادث نزد خانواده ها و مردم شرمنده نکن.

رهبر معظم ما را که پرچمدار این راه نورانی است تا ظهور امام عصر ارواحناله الفداء و در کنار حضرتش، موفق و موید و منصور بدار.

ظهور حضرتش را نزدیک تر بگردان.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال نظر