وقتی اسب های وحشی آشوراده قربانی قاچاق می شوند + تصاویر
تعداد بازدید تعداد 1,164 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت ۱:۳۵ ب.ظ، شنبه، ۲۶ دی، سال ۱۳۹۴ نظرات بدون نظر

یکی از جاذبه های جزیره آشوراده اسب های وحشی آن است. اما مدتیست هر روز از تعداد آنها کاسته می شود. چند روز پیش تلاش های فراوانی برای انتقال یکی از اسب های وحشی زخمی از جزیره آشوراده به شهرستان بندر ترکمن را داشتیم. بنابراین هماهنگی های لازم را با اداره حفاظت محیط زیست مازندران و بندرترکمن انجام دادیم و اسب وحشی آسیب دیده توسط یکی از مربیان اسب مهار شد تا از کانال خزینی(مرز جزیره آشوراده و میانکاله) به سمت یکی از محل های پروش اسب در شهرستان بندرترکمن انتقال به دهیم.

gzSwq0mHU0uo3pq6FfsLug - Copyبه گزارش رادکانا به نقل از همشهری،  همه چیز خوب بود، از مهار اسب تا رام شدن آن، اما در انتهای مسیر، اسب زخمی چهار ساعت یک جا ایستاد و قدم از قدم بر نداشت و تمام تلاش های ما بر زمین ماند. تماس های مکرر با ادارات محیط زیست گلستان و مازندران برای رسیدن نیروی کمکی و وسیله حمل بازهم بی نتیجه ماند تا روز به پایان آمد و ما هم مجبور به ترک جزیره شدیم.

اسب زخمی بدون آب و غذا تنها در جزیره ماند و ما برگشتیم و فردای آن روز با تماس های مکرر جهت همکاری ادارات مرتبط برای نجات اسب بی نتیجه ماند تا اسب زخمی دومین شب را هم با درد فراوان و بدون آب و غذا بگذراند.

روز سوم دلمان دیگر طاقت نیاورد و هرطور بود خود را به جزیره رساندیم. در طول مسیر همه اش به این امید بودیم که حیوان را نجات داده باشند. با نزدیک شدن به محل مورد نظر دلشوره ما بیشتر شد، تمام تلاش های ما انگار بی فایده بوده و لاشه اسب همچنان در کنار جاده افتاده بود. وقتی فاصله را کمتر کردیم  با دیدن پرندگان لاشه خوار در آن حوالی و کلاغی که بر روی گردن اسب در حال نوک زدن بود کار را تمام شده می دیدیم چند لحظه ایستادیم و چند عکس از کلاغ، در حال خوردن لاشه گرفتیم.

چند قدمی نزدیکتر شدیم که در کمال تعجب متوجه شدیم بدن حیوان بالا و پایین می شود. بله اسب همچنان در حال نفس کشیدن بود و با دویدن ما به سوی او سر خود را بالا آورد و با صدای خور خور و نفس های خسته اش اشک در چشمان ما حلقه زد. اسب زخمی دو شب سخت رو گذرانده بود و با طبیعت وحشی جزیره جنگیده و با امید به زنده ماندن همچنان نفس می کشید. استقامت او انگیزه ما را دوچندان کرد.

تماس مجددی با اداره محیط زیست برای درخواست کمک گرفتیم. چند ساعتی گذشت و خبری از کمک و امداد از سوی اداره محیط زیست نشد. با مشورت یکی از محیط بانان تصمیم به امداد جهادی گرفتیم و با درخواست کمک از حفاظت اداره شیلات مستقر در جزیره و هماهنگی های لازم از یکسری وسایل دور ریختنی برانکارد ساختیم و با کمک کارکنان به تراکتور اداره شیلات متصل کردیم و برای انتقال به سوی اسب زخمی راه افتادیم.

در راه متوجه شدیم رئیس منطقه جناب آقای یخکشی هم برای گشت زنی آمده اند و خودشان را به محل اسب رسانده اند. با تلاش گروهی اسب را روی برانکارد دست ساز قرار دادیم، از سوی رئیس منطقه با انتقال اسب از میانکاله و آشوراده به شهرستان بندرترکمن مخالفت شد و ایشان پیشنهاد انتقال به ساختمان محیط بانی را دادند و در نهایت م ارا تنها گذاشته و رفتند. و باز ما ماندیم و اسب وحشی و دو تن از کارکنان شیلات. خلاصه به رغم میل باطنی، اسب را با کارکنان شیلات به ساختمان سرمحیط بانی انتقال دادیم و با آب و علف از حیوان پذیرایی شد.

بعد از گذشت ساعتی ما هم که خیالمان از سلامت ظاهری اسب راحت شد تصمیم به ترک جزیره گرفتیم. در آخرین لحظات بود که اسب تلاش کرد روی پای خودش بایستد، گویا به ما خو گرفته بود و می خواست با ما بیاید. دل کندن سخت بود اما وقت رفتن بود اسب وحشی را با کارکنان اداره محیط زیست در یک غروب زیبای جزیره آشوراده تنها گذاشتیم…

صبح روز بعد در تماس تلفنی با سرمحیط بانی مستقر در جزیره آشوراده خبر از سلامتی اسب گرفتیم که در کمال تعجب کارکنان محیط زیست مازندران گفتند اسب مرده است و تماس تمام شد. فکر کردم شوخی می کنند و در تماس بعدی جویای حال اسب شدم که خیلی راحت گفتند اسب دیشب تمام کرده و لاشه اش در محوطه افتاده است… آری این بود تمام لیاقت، کفایت و سرنوشت ما در تنها جزیره دریای خزر، آشوراده ی تنها.

انتهای پیام/

ارسال نظر