جوانان و هنرمندان در راه کسب علم و دانش و هنر گام بردارند
تعداد بازدید تعداد 386 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت ۴:۰۰ ق.ظ، دوشنبه، ۳ اردیبهشت، سال ۱۳۹۷ نظرات بدون نظر

شاعر جوان کردکوی گفت: بخاطر فراموشی گویش محلی در منطقه ما، زمینه فعالیتم را در شعر و ادب به شعر محلی اختصاص دادم، تا بتوانم به اندازه توان خود آداب و رسوم و فرهنگ و گویش محلی روستای عزیزم بالاجاده رو زنده نگه دارم

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر رادکانا: آنچه که برای جوامع انسانی با اهمیت است ارتباطات انسانی و مهمتر از آن آثاری که از افراد آن جامعه به یادگار می ماند که با گذشت زمان به عنوان میراث گرانبها یاد می شود.

در هر عصر و زمانی شرایط و بسترهای لازم برای تولید آثار و باروری آن در جامعه باید فراهم سازی شود تا آینده ای پربار برای ان جامعه به ارث گذاشته شود.

آنچه که میراث پیشنیان جامعه بالاجاده را با اهمیت ساخت، غنای معنوی و فرهنگی روستاست که در قالبهای مختلف فرهنگی به ما به ارث رسیده است.

تلاش برای آینده سازی فرهنگی هم از مسئولیت های مهم مدیران برنامه ریزی فرهنگی روستاست تا آیندگان همچون امروزیان بر میراث با ارزش گذشتگان خود غره بشوند و افتخار کنند.

یکی از آن مهمترین مسئولیتها، مسئولیت شناسایی، باروری، شکوفایی و رشد استعدادهای جوانان و نوجوانان امروز جامعه بالاجاده است که متاسفانه در این فعالیتهای مناسب و در خور جایگاه فرهنگی، ادبی و هنری جوانان با استعداد بالاجاده بعمل نیامده است.

در این راستا رادکانا در پی انتشار برخی از اشعار، شاعر جوان و با تعصب به فرهنگ و سنت و میراث گذشتگان روستای بالاجاده به نام “مجتبی بهروزی ” را شناسایی و از باب مسئولیت رسانه ای خود در جهت معرفی این ظرفیت بالای ادبی و فرهنگی، گفتگویی صمیمی ترتیب دادیم که به نظر شما همراهان گرامی رادکانا منعکس می نماییم.

این شاعر جوان بالاجاده ای که سالهاست از دیارمان فاصله دارد؛ لیکن تعصب خانوادگی و وطنی وی بسیار می باشد خود را اینگونه معرفی کرد:

بنده مجتبی بهروزی هستم، فرزند محمدابراهیم بهروزی که در بالاجاده با شهرت (لاکتراش) می شناسند و نوه مرحوم فرهاد لاکتراش،که بنا به دلایلی نام فامیلمون رو تقریبا در سال ۸٠ تغییر دادیم.

در شهریور ۱۳۷٠ در گرگان متولد شدم و در حال حاضر ساکن شهر ساری هستم؛ ولی با تمام وجود به بالاجاده ای بودنم افتخار میکنم و دوست دارم در کنار تمام موفقیتهایم نام بالاجاده برافراشته شود.

از تحصیلات مجتبی پرسیدیم و گفت:
دارای مدرک مدیریت کسب و کار و کارشناسی حسابداری مالی هستم.

بهروزی شاعر و ادیب بالاجاده ای درباره تراوشات شعری هم نظری دارد:

به نظر من شعر یک هنر ذاتی و موروثی هست و شعر باید از عواطف و احساسات درونی شاعر سرچشمه بگیره. شعر زبان قلب شاعر هست که تراوشات درونی شاعر به نگارش در میاد.

بنده از دوران نوجوانی علاقه وافری به شعر و ادبیات داشتم و بدلیل اینکه پدر بنده هم از لحاظ ادبیات و شعر در سطح بسیار بالایی قرار داشتند (بطوری که ما در منزلمان یک کتابخانه کوچک پر از کتب ادبی نظم و نثر داریم) ،من هم به این سمت گرایش بیشتری پیدا کردم و هروقت در این زمینه به مشکلی بر میخورم همچنان از پدرم که هم حق پدری و هم حق استادی برگردن بنده دارند کمک میگیرم.

از سابقه شاعری مجتبی جویا شدم و گفت:

از دوران نوجوانی اشعاری را بصورت ابتدایی می سرودم، اما تقریبا ۴-۵ سالی هست که بطور جدی تر بحث هنر را دنبال میکنم.

از لابلای کلام ” مجتبی بهروزی” با تعصب ، جمله ای شنیدم بسیار برایم جذاب بود آنهم : ” حفظ اصالت فرهنگی” است و اینگونه گفتگو را ادامه داد :

چند سالی هست که همه ما شاهدیم که اکثریت جوانان ما، حتی اونهایی که در روستا هم زندگی میکنند ، به سمت گویش فارسی گرایش پیدا کردند و این اتفاق در خطه شمال بیشتر به چشم میخورد … شما اگر به شهرهای ترک زبان ایران مراجعه کنید میبینید که حتی جوانانشان هم بزبان آذری صحبت میکنند و اگر به شهرهای کرد زبان یا لر زبان هم بروید همین امر را مشاهده میکنید ، اما در شمال این مهم کمتر دیده می شود.

بنده بخاطر همین امر زمینه فعالیتم را در شعر و ادب به شعر محلی اختصاص دادم، تا بتوانم به اندازه توان خود آداب و رسوم و فرهنگ و گویش محلی روستای عزیزم بالاجاده رو زنده نگه دارم و خوشحال هستم از اینکه هم محلیای عزیزمون بنده را بعنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ فرهنگ و ادب بالاجاده قبول دارند بدین جهت زمینه فعالیت بنده بیشتر آثار محلی هست.

از مجتبی بهروزی خواستم تا نمونه هایی از آثار و اشعار خود را معرفی کند:

چند نمونه از آثارم: ” شعر بالاجاده، شعر روز پدر، شعر روستا، شعر یادش بخیر قدیما و …. ” هست.

البته چند شعر در دست نگارش هم دارم که مهمترین اونها “شعر شهدای بالاجاده” هست که قصد دارم در آن نام تمام شهدای بالاجاده را ذکر کنم و دارم با زحمت و دقت و حساسیت بسیار زیاد و با همکاری و راهنمایی های دلسوزانه پدر عزیزم که خودشان هم از جانبازان جنگ تحمیلی هستند این شعر را بنویسم، چون دوست دارم این شعر با یاری خداوند تبارک و تعالی یک اثر ماندگار باشه.

در لابلای این گفتمان از مجتبی پیامی هم برای جوانان بالاجاده داده شد:

پیام من به جوانان بالاجاده و هنرمندان عزیز این است که همیشه در راه کسب علم و دانش و هنر گام بردارند و در هر جایگاهی که هستند تعصب خود را نسبت به بالاجاده و بالاجاده ای حفظ کنند و در راه سربلندی و برافراشتن نام بالاجاده در سراسر ایران گام بردارند.

درباره آثار و اشعار از مجتبی پرسیدم و توضیحاتی کامل درباره ساختار شعری اش داد:

خیر… چون بنده اقدامی برای این موضوع انجام ندادم و بنا به دلایل شخصی فعلا هم قصد این کار را ندارم.

بیشتر اشعار من در قالب غزل و مثنوی است و موضوعات آنها غالبا در مورد آداب و سنن گذشته و بکار بردن کلماتی است که رو به فراموشی است. مثلا بنده در شعری از کلماتی چون:
مشتوفه، مرسکلا، کالچرم، کلوش، گلی بادیه، سماوار ذغالی، ماش پتی، چرخ هندلی و… خیلی از این کلمات استفاده کردم که برای جوانان امروز نا آشنا است و برای افراد مسن تر تجدید خاطرات گذشته می باشد.

از اشعار” مجتبی بهروزی ” پی به علاقه و علقه ویژه اش به زادگاه پدریش شدم:

بنده علاقه بسیار شدیدی به روستای عزیزمان بالاجاده و مردم فهیم و با فرهنگ آن دارم، بطوریکه در اکثریت اشعار خودم نام بالاجاده رو بکار بردم .

و از همین فرصت استفاده می کنم و اعلام می کنم که تا جایی که از دستم بر بیاید و در حد توان و تخصصم باشد حاضرم به پیشبرد اهداف و پیشرفت روستا کمک کنم .

در پایان گفتگو از ” مجتبی بهروزی ” درباره فعالیتهای رسانه ای “سامانه سورم سرا ” یکی از رسانه های فعال در این روستا هم جویا شدیم و نظر داد:

بنده چند سال قبل از پیدایش شبکه های اجتماعی، از طریق سایت با سامانه وزین سورم سرا آشنایی داشتم و اخبار و اطلاعات روستای بالاجاده و بالاجاده ایهای مقیم تهران را از این طریق پیگیری میکردم….

جا داره که از زحمات بسیار زیاد شما مدیران گرامی سامانه سورم سرا آقایان عبدالرسول و عبدالجواد جوادی تشکر و قدر دانی کنم.

سامانه سورم سرا و فعالیت های آن در شبکه های مختلف اجتماعی، در نوع خود کم نظیر و بی نظیر است و پوشش اطلاعاتی این سامانه بسیار عالی است.

بنده معتقدم اگر یک سایت یا شبکه اجتماعی قصد موفقیت دارد، باید مطالب غرض ورزانه و جهت گیرانه را منتشر نکند و باید مطالبی ارائه کند که همه فهم باشد و همگان از آن لذت ببرند و سامانه سورم سرا این رسالت را به خوبی انجام داده است.

ممنون و متشکرم از شما جناب جوادی که با استقبال و حمایت از جوانان و هنرمندان بالاجاده ای به آنها دلگرمی میدهید.

توفیق و بهروزی را برای شما و خانواده گرامی از درگاه خداوند منان مسئلت دارم.

گفتگو از عبدالرسول جوادی بالاجاده

شعری از مجتبی بهروزی:

🌺”یادش بخیر قدیما”🌺

قدیـــــــمای همـــدلی یادش بخیـــــــــــر
صدق و صِفا و یکدلی یادش بخیر

یک صِفای دیگه داشته اون موقع
چوُ خانــه،سَر سِفالی یادش بخیر

عَییدِ ماه خانــه ها نوُ نِوار بیِه
دیوارای زردِ گِلی یادش بخیر

یک دَر اِتاقِ دِلِه هَف هَشتایـی
خواتِمی پَلی پَلی یادش بخیر

فرش اَمِه لَمه و جِل گِلیج بیِه
نَدیمی رنگِ قالی یادش بخیر

همــــه خاش حیاطِ دِلِه داشتِنِه
طویله و مِرغ کالی یادش بخیر

کِلِه سَـــــــر پِلای بِک و بو بـیِـــــــه
سیاه دِق و لاغِلی یادش بخیر

زَنگ بَزِه مِرسِ چاره قَلی بـیِـــه
قَلیچی،مِرسِ قَلی یادش بخیر

مَشتوُفِه و مِرسکِلا و بادیِه
سِماوارِ زِغالی یادش بخیر

فِسِنجان و کَپور کَله،ماش پَتی
غِــــذاهای محـلــی یادش بخیـــــر

اَربابِ سِفرِه غِذایِ رَنگ به رَنگ
رَعیِت ها نوُنِ خالی یادش بخیر

تابستان وقتی هِوا سوُزانیِه
دِرازنـو و دِکالی یادش بخیر

پایــیــــــزِ مــــــــاه اِنـبــارِ دِلِـــــــه پِر بیِــــه
گوُرس و اَرزِن و شالی یادش بخیر

زمسـتــــان هیـمِهٔ تَش صِفا داشته
توُسکا دار و اَنجیلی یادش بخیر

یَلدا شوُ فامیلا دورِ هم بینِه
قدیمایِ فامیلی یادش بخیر

موقع شوُنیشت با هم خوانینِه
اَمیـــری و کَتـــــولی یادش بخیر

شَب چَرِه کاندِس و وَلِک داشتِمی
لَــبلَبو و تِـــــرش هَـــلــی یادش بخیر

عِیدِ قُربان بیِه وقتی،مال دارا
کاشتِنِه نَـــــــر تِقالی یادش بخیر

گـوســــالـه وِه خــال و چَــــردِه یـاردِمــی
موُزی و اِزدارِ وَلگ و وَلوَلی یادش بخیر

جانِکا رِه اینقَدِر شِمیش زوُنِه
تا بَواشِــــــه اِزالــی یادش بخیر

همـــــــــهٔ حـیــــاطِ دِلِـــــه دَویِـــــــــــه
چیندِکا،غاز و بِلی یادش بخیر

کالِچَــــــرم بِه جـــای چکمه پوُشتِمـــــی
بوُسِستِه کوُش،لِنگِ تَلی یادش بخیر

لِنگ اَگِــر چَــلی بَیـیـوُ،چَــلی وَند
لِنگِ رِه وَستِه چَلی یادش بخیر

کِــرباس و کـوُدَری و بِشـوُر بِپوُش
خیاط و چرخ هِندِلی یادش بخیر

جِوانا عاروُسیا خوشحال و شاد
خوانینِه گَــلــی گَــلـــی یادش بخیر

پنبه وِجین کاردِمی،اَم دوُر و وَر
لَــلِـــمبــاز و بـاپِــلــــــی یادش بخیــــر

سُز اَگِـر بَـــروُتِــــووُن بِهـــــارِ ماه
پاییز ماهِ بی پولی یادش بخیر

هَــــر کاجِــــه به دَرِ بسته خاردِمـی
گُتِمی ذکرِ علی (ع) یادش بخیر

اَز قدیم دین دار و با خدا بینِه
بالجادهٔ اَهــالــــی یادش بخیــــــر

دوُندی “مجتبی بهــــروزیِ” دَرد چیِــه؟
قدیمِ خنده خوشحالی،یادش بخیر!

تقدیم به بالاجاده ای های عزیز

مجتبی بهروزی

انتهای پیام/

ارسال نظر