انقلاب اسلامی و نفوذ شامپانزه های داخلی «باغ وحش جهانی» / اسناد نفوذ شامپانزه ها بعد از پیروزی انقلاب در دولت موقت و اول موجود است
تعداد بازدید تعداد 139 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت ۵:۴۹ ب.ظ، شنبه، ۱۷ شهریور، سال ۱۳۹۷ نظرات بدون نظر

بعد از استعفای سرکرده جریان شامپانزه های لیبرال از دولت موقت نیز شامپانزه ای دیگر نفوذ می کند و با تشکیل ائتلاف با یک جریان شامپانزه ای چپ التقاطی علیه انقلاب و نیروهای انقلاب توطئه می کنند .اگر تاریخ ۴۰ سال فراز و نشیب انقلاب اسلامی را بخوانیم؛ بوضوح می توان در نشیب ها و تمامی توطئه ها علیه انقلاب و نظام اسلامی جای پای جریان شامپانزه ها را دید.

به گزارش سرویس سیاسی رادکانا به نقل از گلستان ما؛ دکتر حسن بیارجمندی در تحلیل محتوی تئاتر «باغ وحش جهانی» نوشت:

خلقت آدم وحوا نه تنها  داستان خلقت ابنای آنان است؛ بلکه خاستگاه اصلی هویتی و مختصات حرکت تکاملی او نه در جسم – که  در مراحل خاک، گِل،تکوین[۱] یکبار رقم خورده و در ابنای آدم از طریق تناسل و ازدواج[۲] تا کنون تداوم داشته است- بلکه در جهت استخلاف[۳] او بر این جهان است.

یکی از مهمترین ثمرات چنین درکی از خاستگاه و مختصات ابنای آدمی، بطلان دیگر نظریات از جمله  نظریه تکامل یا فرگشت (تکامل زیستی یا اندامی) داروین و نئوداروینیسم هاست؛علامه طباطبایی رحمه الله علیه علاوه بر استناد به چنین خاستگاهی بلحاظ علمی نیز اثبات می کند که پیوستگی نسلی انسان و میمون قابل تجربه هم نیست؛ یعنی ما تاکنون تجربه نکرده‌ایم که فردی از افراد این نوع به فردی دیگری از افراد نوع دیگر متحول شود. به عبارت روشن‌تر هرگز کسی مشاهده نکرده است که میمونی انسان شود [۴]

البته در این میان دانشمندانی در جهان شرق و غرب اصرار به پیوستگی نسلی خود و میمون دارند که به تبع آنان نیز  مردمانی از ملل آنها و یا دیگر ملل – که شیفته تمدن بسته غرب و نشخوار کننده اندیشه های غربی و فرهنگ الحادی آن هستند – خاستگاه اصلی نسلی خود را همچنان میمون ! می دانند.

هفته گذشته در تالار فخرالدین اسعد گرگانی، یک نمایش با عنوان «باغ وحش جهانی » تحت بیست و نهمین جشنواره تئاتر استان گلستان به روی صحنه رفت که با واکنش های مختلفی مواجه گردید.قصه ی ظاهری نمایش «قصه ی یک تربیت کنندۀ حیوانات است (جهانگیر)!که مدتی بجای شیر روی شامپانزه کار می کند در یک قفس ! حدود سال ۱۳۵۷.در حین نمایش دائما صدای شعارهای دوران انقلاب پخش می شود! مربی تلاش می کند که شامپانزه را که بنا بر فرضیۀ داروین! برادر خطاب می کرد ، تربیت کند! اما شامپانزه نه تنها تن به تربیت نمی دهد بلکه خود می شود مربی و رفتارش روی صاحبش تأثیر می گذارد!  بعد شامپانزه صاحبش را وارد قفس کرده و نهایتا می‌کشد و همزمان با شنیده شدن شعارهای انقلابی وگویا همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی از قفس بیرون رفته و به جمع مردم  می رود!»

این قصه ظاهری را از زوایای مختلف می توان دید و نقد و بررسی کرد؛ همچنان که در چند روز گذشته مطالبی در نقد اصل قصه و اجرای آن نوشته اند.متاسفانه علی رغم پیگیری جهت گرفتن نسخه ضبط شده ای از این اجرا به منظور نقد و بررسی آن ؛ میسر نگردید و ناگزیر به مشاهدات دو تن از کارشناسان حاضر در اجرا- که قصه ظاهری یاد شده را تایید نمودند-  اکتفا نمودیم.

شاید در ظاهر قصه ی یاد شده که در بالا بدان اشاره نمودیم اختلاف نظری نباشد و آنچه این اجرا را با حاشیه هایی مواجه نموده است؛ تصورات و برداشت هایی است که مخاطبان حاضر در سالن داشته اند.به هر تقدیر براساس عناصر اصلی که در همین قصه ی ظاهری است می توان تحلیلی محتوایی ارایه نمود که به حقیقت آن نزدیک تر باشد! این عناصر عبارتند از:

الف: «باغ وحش جهانی» می تواند در مقطع یاد شده(۱۳۵۷) خود کنایه از جهان مبتنی بر مکاتب مادی در شرق و غرب باشد که نظریه تکامل یا فرگشت (تکامل زیستی یا اندامی) داروین و نئوداروینیسم بر آنها حاکم است.

ب:«جهانگیر» که در فرهنگ ایران باستان مراد همان «شاه» و سلسه های شاهنشاهی می باشد.

ب: « تربیت کنندۀ سابق شیر» که  نماد ملی گرایی و احتمالا اشاره به ترویج دهنده فرهنگ ناسیونالیستی و ملی گرایی توسط جهانگیر دارد!

ج: « مدتی بجای شیر روی شامپانزه کار می کند» اولا اشاره به عبور شاه از التقاط ناسیونالیستی به التقاط لیبرالستی دارد؛ چراکه شامپانزه نماد «تقلید» و مظهر جریان التقاطی است. ثانیا به اوج برنامه های مشهور به انقلاب سفید شاه در ایران جهت لیبرالیزه کردن و آمریکایی کردن کشور می تواند اشاره داشته باشد.

د: تربیت در «قفس» با عنایت به عناصر یاد شده؛ مظهر و نماد توتالیتریسم است که عمدتا در یک حزب واحد تجلی می یابد.

ه: پخش صدای شعارهای دوران انقلاب از محیط پیرامونی که جدای از نمایش و قصه ی اصلی است و مراد  از آن استقلال و اصالت صداهای پیرامونی آن است؛ یعنی ماورای «باغ وحش جهانی» و خواست«جهانگیر»  و نیز بیرون از «قفس» یاد شده است.در واقع انگاره سازی ضمنی از شعار« نه شرقی و نه غربی» است.

و: تاثیر گذاری شامپانزه یا جریان التقاطی بر جهانگیر می تواند اشاره به ژست آزاد اندیش و دموکرات گرفتن شاه معدوم در ماه های پایانی حضورش در ایران باشد و النهایه همین ژست منجر به مرگش می گردد!

ز: النهایه «همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی از قفس بیرون رفته و به جمع مردم  می رود!» نیز اشاره به رخنه و نفوذ جریان التقاطی شامپانزه به میان مردم انقلابی و هم رنگ کردن خود با جماعت دارد.

اگر این عناصر و تحلیل های یاد شده را در کنار هم بگذاریم؛زوایه نگاه مناسبی برای نقد «باغ وحش جهانی» شکل می گیرد که با داشتن اندک مطالعه ای تاریخی، شواهد بسیاری برای آن می توان پیدا کرد.از جمله اینکه جریان التقاطی وابسته به شرق و غرب – که هیچ گاه با انقلاب امام و مردم انقلابی نبوده اند؛ با فرار شاه و قوت گرفتن پیروزی انقلاب، به ناچار به آن پیوستند و در دولت موقت و دیگر نهادها رخنه و نفوذ نمودند؛ تا جایی که امام خمینی در پیام تاریخی خود به مجلس خبرگان قانون اساسی نسبت به نفوذ افکار آنان هشدار اکید دادند:« من با کمال تأکید توصیه می‌کنم که اگر بعضی از وکلای مجلس تمایل به مکاتب غرب یا شرق داشته یا تحت تأثیر افکار انحرافی باشند،

تمایل خودشان را در قانون اساسی جمهوری اسلامی دخالت ندهند و مسیر انحرافی خود را از این قانون جدا کنند؛ زیرا صلاح و سعادت ملت ما در دوری از چنین مکتب‌هایی است که در محیط خودشان هم عقبزده شده و رو به شکست و زوال است.» و النهایه همین جریان التقاطی شامپانزه ها هستند که پروژه انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی را دنبال می کنند

چراکه « با تصويب اصول مربوط به ولايت فقيه در قانون اساسي، عرصه بر نيروهاي ليبرال تنگ شده بود،‌ برخي اعضاي دولت موقت به محوريت اميرانتظام نامه‌اي در جهت انحلال مجلس خبرگان قانون اساسي تهيه كردند. قرار شده بود ۱۵ نفر از وزراي دولت بازرگان آن را امضا كنند و به اطلاع امام برسانند و از ايشان بخواهند يا مجلس خبرگان را منحل سازد يا همه اعضاي اين مجلس استعفا دهند. موضوع در هيأت دولت مطرح شد. برخي اعضاي شوراي انقلاب كه در آن جلسه حضور داشتند، در برابر اين طرح مقاومت كردند.

از آن جلسه آيت‌الله خامنه‌اي كه از اعضاي شوراي انقلاب بود، چنين گزارش مي‌دهد: «بنده آن شب حضور داشتم و گفتم: مجلس نماينده مردم است و بايد بماند و قانون اساسي را تمام كند.

البته آقايان تندي كردند؛ حتي به ما اهانت كردند امّا بالاخره اظهارات ما، مانع كارشان را روشن كرد. از افشاگري‌هاي امام پس از گذشت حدود دو سال از اين جريان، روشن شد كه اين گروه در اجراي توطئه خائنانه خود از پا ننشسته و با كمال پررويي و جسارت در ملاقاتي با امام، موضوع انحلال مجلس خبرگان را مطرح كرده‌اند.»[۵]

بعد از استعفای سرکرده جریان شامپانزه های لیبرال از دولت موقت نیز شامپانزه ای دیگر نفوذ می کند و با تشکیل ائتلاف با یک جریان چپ التقاطی علیه انقلاب  و نیروهای انقلاب توطئه می کنند .

اگر تاریخ ۴۰ سال فراز و نشیب انقلاب اسلامی را بخوانیم؛ بوضوح می توانیم در نشیب ها و تمامی توطئه ها علیه انقلاب و نظام اسلامی جا پای جریان التقاطی شامپانزه ها را ببینیم. این روز ها و هر چه جلوتر برویم صدای بیشتری از شامپانزه های داخلی «باغ وحش جهانی» را خواهید شنید و…

 

 [۱]هَلْ أَتَى عَلَى الإنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یکنْ شَیئًا مَذْکورًا

[۲]یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ کنْتُمْ فِی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ

[۳]وَإِذْ قَالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِک الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَنُقَدِّسُ لَک قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ

[۴]طباطبایی، محمدحسین. تفسیر المیزان. ترجمه مکارم شیرازی و محمدحسین موسوی همدانی. دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۶٫

[۵]بازخواني توطئه انحلال مجلس خبرگان توسط ليبرال‌ها درسال۵۸. ويژه‌نامه رمزعبور

انتهای پیام/

ارسال نظر