جدال جانباز اعصاب و روان باموج مشکلات/شیرعلی از حقش برخوردار نیست
تعداد بازدید تعداد 154 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ، پنج شنبه، ۱۴ آذر، سال ۱۳۹۸ نظرات بدون نظر

حل مشکلات رزمنده گرگانی که از سن ۱۸ سالگی در جبهه بوده و دچار اختلالات افسردگی اساسی ناشی از جنگ است، نیاز به همت و توجه مسئولان مربوط دارد.

به گزارش سرویس اجتماعی رادکانا؛ اعظم محبی: صبح یکی از روزهای آذر به همراه مسئولان اداره کل تبلیغات گلستان به یکی از محلات حاشیه شهر گرگان رفتیم. جاده گِلی در اوزینه طی شد. خانه ای در جوار زمین کشاورزی که با پرچین حصارکشی شده بود، در انتهای جاده قرار داشت.

صغری زنی آرام و صبور با خوشرویی به استقبالمان آمد، وارد حیاط شدیم، خانه ای با دو اتاق و ایوان که سقف آن در حال ریزش بود… تصور این که عده ای در این خانه زندگی کنند هم برایم سخت بود.

با این که ۴۳ سال بیشتر نداشت اما زیر فشارهای زندگی بسیار رنجور و شکسته به نظر می رسید، وی همسر «شیرعلی برخوردار» رزمنده دفاع مقدس است و از همسرش که در جبهه جنوب کشور دچار موج گرفتگی و بیماری اعصاب و روان شده پرستاری می کند.

شیرعلی از سال ۶۵ تا ۶۷ به مدت ۱۹ ماه و هفت روز به طور مستمر در جبهه حضور داشته و چند بار هم در همان زمان در بیمارستان اهواز بستری شده است. علائم بیماری شیرعلی حدود ۱۰ سال است که به تدریج ظاهر شده و خانواده وی از او مراقبت می کنند.

در مدت زمان حضور ما، شیرعلی خواب بود و به گفته همسرش زمانی که قرص مصرف می کند، چندین ساعت به خواب می رود.

شیرعلی که متولد سال ۱۳۴۶ است در جبهه دچار ناراحتی اعصاب شده و توهمات جنگ همراه وی است. طبق گفته همسرش، وی آلزایمر دارد و مدارک پزشکی هم حاکی است که بعد از جنگ دچار فوبیا و وسواس شده است.

همسرش گفت که روز و شب باید مراقبش بود زیرا ممکن است به خودش یا به دیگران آسیب بزند.

مدارک پزشکی شیرعلی حاکی است که وی دچار فوبیا و وسواس بعد از جنگ شده اما با وجود مراجعه خانواده برای دریافت حق جانبازی توجهی به آن ها نشده است

برخی اصوات شیرعلی را اذیت می کند بنابراین خانواده، فداکاری کرده و زندگی در شهر را رها می کنند و به نقطه ای فارغ از هیاهو آمده اند.

این منزل که استیجاری است امکانات ابتدایی مانند آب لوله کشی و گاز را ندارد و بوی نم و رطوبت مشام را آزار می دهد. برای گرم کردن خانه از چراغ نفتی (والور) استفاده می شود و بوی تند دود آن گلو را می سوزاند.

صغری از مشکلات زندگی اش گفت. گفت که برای استحمام مجبور هستند به داخل شهر بروند؛ کپسول گاز هم کمیاب شده و آن ها نمی توانند آشپزی کنند و مجبور می شوند به آتش پناه بیاورند.

صغری توضیح داد: پزشک معالج همسرم (متخصص مغز و اعصاب) گفته که باید دور از سروصدا زندگی کنیم تا آرامش وی تأمین شود بنابراین پنج سال است که به این نقطه آمده ایم.

وی همچنین از اقدامات خطرناکی که شیرعلی به دلیل بیماری علیه خود و خانواده اش انجام داده بود سخن گفت.

اثرات این بیماری روز به روز در شیرعلی شدیدتر می شود، خانواده اش شب تا صبح نوبتی بیدار می مانند که مباد وی خانه را ترک کند. روزها هم همین گونه است و باید همواره مراقب او باشند تا به خود صدمه نزند یا گم نشود و یا اسباب زندگی را نشکند.

با وجود محرز بودن این که شیرعلی در جبهه به این مشکلات دچار شده و حتی مدارکی دال بر این مدعا وجود دارد اما اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تاکنون هیچ حمایتی از وی نکرده است.

صغری گفت که چند بار به این مرکز مراجعه کرده ایم اما متاسفانه جواب درستی به ما نمی دهند، بنیاد شهید می گوید باید از مناطق جنگی مدرک بیاورید و این مدارک را قبول نمی کنند.

دو پسر صغری نامزد دارند اما به دلیل اینکه نمی توانند پدر و مادر را تنها بگذارند مراسم عروسی نگرفته و کمک خرج زندگی هستند.

پسر بزرگ سه سال است ازدواج کرده اما مشکلات و دغدغه ها اجازه سروسامان دادن زندگی را نمی هد. وی کارگر کچکار است و صاحبکارش این خانه را با اجاره ماهیانه در اختیار آن ها قرار داده است.

پسر کوچک هم وضعیتی مشابه دارد و در آپاراتی کار می کند اما مشکلات اقتصادی و مشکلات روحی پدر وی را هم درگیر کرده است.

وقتی از صغری پرسیدم که مخارج زندگی از کجا تأمین می شود گفت که پسرش کارگری می کند و هزینه زندگی را پرداخت می کند. وی پس از چند ثانیه سکوت ادامه داد: اما پسرم تا کی می تواند خرج زندگی ما را بدهد و کنار ما بماند.. بلاخره باید سر زندگی خود برود و هزینه اجاره خانه و خورد و خوراک خانواده اش را پرداخت کند.

وی با آهی ادامه داد که برای تهیه چند قلم از اسباب زندگی وی مانده ایم و کمکی هم از دستمان برنمی آید.

توقع صغری از زندگی پایین است. از مسئولان می خواهد که وضعیت جانبازی همسرش را درست کنند تا آن ها در آسایش زندگی کنند. کمک کنند تا بتواند وسیله گرمایشی تهیه کند و منزلی که با سختی پنج سال در آن اجاره نشین هستند را هم تعمیر کنند تا سقف بر سر آن ها فرود نیاید.

با این که در مدارک پزشکی شیرعلی آمده که وی دارای اختلالات افسردگی اساسی ناشی از جنگ تحمیلی است و حتی گوش وی کم شنوا شده اما وضعیت جانبازی وی هنوز مشخص نشده است.

خانواده شیرعلی بسیار تلاش کردند تا درصد جانبازی اش را پیگیری کنند اما هنوز موفق به این کار نشده اند و مسئولان تأیید جانبازی را منوط به مدارک دیگری جز نظر پزشکان می کنند. جای تعجب است که سازمان های ذی ربط مدارک و نسخه های پزشکان خود را لحاظ نکرده و به دنبال مدارک معدوم هستند! مسئولان ذی ربط در بنیاد جانبازان باید به مشکل جانبازانی که در دوران جنگ تحمیلی، مدارکشان از بین رفته یا امحا شده  هم رسیدگی کنند.

شاید در نظر برخی جنگ در سال ۶۷ به پایان رسیده باشد، اما اثرات آن و مشکلات خانواده‌های جانباز و ایثارگر همیشگی است، مشکلاتی که با تدبیر و درایت مسئولان قابل حل است.

انتهاي پيام/

ارسال نظر