شاخ یا پهلوان رسانه ای!؟/ پهلوانان نمی میرند!
تعداد بازدید تعداد 162 تاریخ ارسال تاریخ ارسال: ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ، دوشنبه، ۱ اردیبهشت، سال ۱۳۹۹ نظرات بدون نظر

بر اساس این مکتب و فرهنگ متعالی در عرصه رسانه هیچ گاه فردی که فقط قلم خود را پرورش و بدان شاخ و برگ داده است؛ پهلوان محسوب نمی شود و از ارزش های پهلوانی برخوردار نیستند بلکه کسانی شایسته نشان پهلوانی هستند که علاوه بر قلم بر روح حاکم بر آن و نیز جهت و حرکت آن هر چه بیشتر کار کرده و آنها را بطور همزمان پرورش داده باشند و به عناصر ایرانی اسلامی و در یک کلام انقلابی در عمل نیز احترام بگذارند.

به گزارش سرویس اجتماعی رادکانا؛ در چند سال اخیر با گسترش و نفوذ فضای مجازی اصطلاح شاخ وارد فضای رسانه ای شد؛با بررسی صفحات و کانال ها و… ؛ این افراد بانام و نشان تنها به دیده شدن می اندیشند و از هر مطلب ، تصویر ، فیلم و..بهره می برند تا فقط دیده شوند و بر دیده شدن خود روزانه بیفزایند.

در این میان عده ای نیز بی نام و نشان شاید شهوت دیده شدن خود ندارند؛ اما بشدت شهوت دیده نشدن دیگران و … دارند! و با ترور و تخریب شخصیتی به حذف پهلوانان و آنانی که به این میدان پای گذاشته اند می اندیشند.

پهلوانی بعنوان یک مکتب و فرهنگ مبتنی بر ارزش های ایرانی اسلامی ریشه در تاریخ کهن این مرز و بوم دارد و در بسیاری از عرصه ها از جمله عرصه رسانه این فرهنگ متعالی مورد عنایت و توجه ویژه قرار گرفته است.

بر اساس این مکتب و فرهنگ متعالی در عرصه رسانه هیچ گاه فردی که فقط قلم خود را پرورش و بدان شاخ و برگ داده است؛ پهلوان محسوب نمی شود و از ارزش های پهلوانی برخوردار نیستند بلکه کسانی شایسته نشان پهلوانی هستند که علاوه بر قلم بر روح حاکم بر آن و نیز جهت و حرکت آن هر چه بیشتر کار کرده و آنها را بطور همزمان پرورش داده باشند و به عناصر ایرانی اسلامی و در یک کلام انقلابی در عمل نیز احترام بگذارند.

چند ماه اخیر منتهی به یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پس از آن در استان و مرکز آن را که خوب مرور می کنم ،نمی دانم چرا سریال پهلوانان نمی میرند به کارگردانی حسن فتحی دهه ۷۰ در پیش چشمانم تکرار می شود!

حکایتی در زمان قاجار در خصوص پهلوانان ورزش باستانی مورد احترام مردم که ناگهان پهلوان اول پایتخت ترور می‌شود و در ادامه شخصیتهای دیگری ترور می‌شوند.

پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل پیگیر این ترورهای پیچیده و مرموز شده و براساس سرنخ های شناخته شده  متوجه می شود تمام ترورها زیر سر پهلوان متظاهر و شکست خورده ؛  اسد و شاگردانش تقی و احمد است.

و در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش ارسلان و حشمت زرین و پهلوان قیلیچ و یک نظامی باوجدان تروریست ها را به سزای اعمالشان می‌رساند.

از حدود یکسال گذشته این حکایت قجری، گویی در گرگان در حال تکرار است و یک به یک پهلوانانی از نیروهای انقلاب ترور شخصیتی می شوند و فضای سوء ظن نسبت به یکدیگر و اختلاف بین آنان دنبال می گردد!

این شهوت شاخ بودن و شاخ و شانه کشیدن بی نام و نشان و ترور شخصیتی تک تک پهلوانان مثل خون جلوی چشم اسد را گرفته است .ولی این داستان به آخر خطش رسیده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر